اندر حکایت ابوجارچی و  صنعت گردشگری
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و صنعت گردشگری

نویسنده : ایمان فروزان نیا - محمد حسین وکیلی

 آورده‌اند که روزی ابوجارچی ابن جیم خراسانی در خانه نشسته بود که دید صدای بشکن می‌آید. از پنجره به بیرون نگریست و دید مریدان جملگی جمع‌اند و به بشکن و حرکات موزون از کمر به بالا و سوت بلبلی مشغول. پس ابن جیم بانگ زد که از چه سبب در هفت اقلیم شما عروسی برپاست. مریدان گفتند: یا استاد مجمع جهانی اقتصاد در جدیدترین گزارش خود، ایران را به عنوان ارزان‌ترین و مقرون به صرفه‌ترین مقصد گردشگری جهان معرفی کرد.

ابن جیم بانگ زد که کجای این خبر خوشحالی دارد؟!

مریدان گفتند: خب این یعنی در کشور ما ارزانی شده است!

ابن جیم که فهمید مریدانش از آن‌چه او فکر می‌کرده خیلی ساده لوح‌ترند گفت: ای مریدان تبریک من بر شما. حال که به شکر خدا در بلاد ما ارزانی شده است، بیایید و یارانه‌های‌تان را به من بدهید.

چون ابن جیم این سخن بگفت: یکی از مریدان نعره زد و جامه درید که: ای پیر؛ فکر کردی ما خریم؛ این خبر یعنی ارزش پول ما در جهان کاهش یافته است.

مرید دیگر نعره زنان سر بر دیوار کوبید و گفت: یا خفن؛ این خبر هم خوب باشد و هم بد، لیکن نیت تو جز بدی چیزی نباشد.

دیگر مرید بلند شد و نعره زد ولی در همان لحظه ابن جیم با پشت دست كوبيد توی دهانش و آن مرید بدبخت هلاک شد. پس ابوجارچی فهمید اشتباه پنداشته است و چون اسم یارانه بیاید، مریدان از  سوزن هم تیزتر می‌شوند و این از کرامات یارانه بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی