یادداشت با طعم عالی
jeem.ir

یادداشت با طعم عالی

نویسنده : مدیر سایت

یک یادداشت خوب درست مثل یک غذای خوب است. یعنی باید همه اجزایش با هم هماهنگ باشند تا خوشمزه شود. یادداشت خوب سه نوع وحدت دارد: وحدت زمانی دارد. یعنی مشخص است یادداشت در مورد چه زمانی صحبت می‌کند و هی به گذشته و آینده نمی‌پرد. وحدت موضوعی دارد. یعنی از اول تا آخرش معلوم است در مورد چه سوژه‌ای می‌خواهد حرف بزند. و وحدت مخاطبی دارد. یعنی سطح کیفی یادداشت، اصطلاحات و ارجاعات همه برای بازه مخاطب مشخص است و گاهی سنگین و بد فهم و گاهی سبک و سطحی نمی‌شود.

 

مردهایی که دست پاچه ات می‌کنند...

F_ahmadi

تاریخ انتشار: 12/02/94

ساعت: 17

مردهایی هستند که از نگاه کردن‌شان، از حرف زدن‌شان و از لبخند زدن‌شان، می‌شود فهمید که دردی دارند، دردی به وسعت مرد بودن‌شان. هنوز هم مردهایی هستند که از قهوه خوردن‌شان می‌شود فهمید رازی دارند که نمی‌خواهند فاش شود تا آب توی دلت تکان نخورد. مردهایی که از نگاه‌شان می‌شود فهمید که می‌فهمند.

مردهایی هستند که از دیدنت دستپاچه نمی‌شوند و اما بدجوری دست پاچه‌ات می‌کنند، همان مردهایی که وقتی نگاهت می‌کنند قلبت تند تند می‌زند و نمی‌توانی دلشوره‌ات را ازشان پنهان کنی.

شاید هرگز کنار بودن‌های تو نبوده‌اند، شاید تنها لحظه‌ای بوده‌اند، مثلا در همان حد چشم در چشم شدن در کافه‌ای دور، یا به حد لحظه‌ای نگه داشتن در و همراهی کردن تو. اما همان یک لحظه کافی است که بفهمی هنوز هم هستند مردانی که ارزش انتظار کشیدن برای بودن کنار لحظه‌های زنانه‌ات را دارند.

صفحه اصلی- جزرومد– یادداشت کاربران – مردهایی که دست پاچه ات می کنند...

 

موضوع انشاء؛ پورشه

j_seyedi

تاریخ انتشار : 20/02/94

ساعت: 16

پورشه ماشینی است که ددی‌ها آن را برای بچه‌های‌شان می‌خرند. بچه پولدارها هم با پورشه ویراژ می‌دهند و در خیابان‌ها جلوی چشمان ما دور دور می‌کنند و ما فقط حسرت می‌خوریم و از دور دست به پورشه بچه پولدارها نگاه می‌اندازیم و برای هم کلاس می‌گذاریم که یک پورشه دیده‌ایم.

جدیدا مد شده است بچه پولدارها وقتی ددی‌های‌شان برای‌شان پورشه می‌خرند از سر شکم سیری با جمعی از دوستان در خیابان با سرعت بالا رانندگی می‌کنند تا شاید تصادف کنند و بمیرند تا صفحه اینستاگرام‌شان بیشتر فالو شود. دیشب وقتی به بابایم گفتم من هم پورشه می‌خواهم به من گفت اگر تمام زندگی‌مان را بفروشیم نمی‌توانیم چراغ راهنمای پورشه را بخریم و تو هم سعی کن وقتی پورشه می‌بینی از وسط خیابان بیایی کنار چون قیمت آینه بغل آن به اندازه دیه‌ات است ولی اگر درس‌هایت را خوب بخوانی و بیشتر کارکنی قول می‌دهم برایت دفتر بخرم تا بتوانی انشایت را در آن بنویسی.

صفحه اصلی- پایان نامه– یادداشت کاربران – موضوع انشاء؛ پورشه

 

آینه

میرزا

تاریخ انتشار : 15/02/94

ساعت: 18

دعوا که بالا گرفت و وُلوم صداها که زیاد شد، آرام و آهسته خودش را به پشت در رساند و گوشش را چسباند به در.

- همین که گفتم؛ مهرم حلال، جونم آزاد. آخه اینم زندگیه تو برام درست کردی! به ولای علی اگه می‌دونستم، قدم تو خونه‌ات نمی‌ذاشتم.

- خیلی هم دلت بخواد. همه آرزوی این زندگیو دارن، منتها تو خوشی زده زیرِ دلت؛ یا شایدم...

- یا شایدم چی؟... خجالت نکش بگو!

- چیه؟... کم براتون کردم؟ لباس خوب تنتون نبود؟ سُفرتون رنگارنگ نبود؟ چی کم داشتین؟... نه خانم، اینا همش بهانه‌اس؛ خودتم خوب می‌دونی که بهتر از من نمی‌تونی گیر بیاری... می‌دونی چیه؟ لیاقت تو همون ناصر، پسر هادی قصاب بود!

- خیلی...

صدای گریۀ دختر را که شنید، طاقت نیاورد و در را باز کرد.

-مینا، میلاد! شما دو تا باز دارین ادای من و پدرتون رو در میارین! بازیِ دیگه‌ای بلد نیستین؟ حالام تا بیشتر از این عصبانی نشدم زود برین سر درس و مشقتون... یالّا!

صفحه اصلی- جادوی کاغذی – یادداشت کاربران – آینه

 

اینجا قانون منم!

Snow_Queen

تاریخ انتشار : 19/02/94

ساعت:13

یکی از فانتزی‌هایم این است که در عصر «خوب بد زشت» باشم! و در کافه‌ای نشسته باشم و ستاره‌ای که نشان می‌دهد کلانترم، روی لباسم خودنمایی کند. بعد وقتی چند نفر شروع به قالتاق بازی و شلتوق انداختن کردند! (تقصیر من نیست در غرب وحشی با این زبان سخن می‌گویند همه!) بی اعصاب شوم و یک گلوله در سر یکی‌شان خالی کنم!

بعدتر که دومی بیاید و بگوید: «چرا زدیش ناکِس؟» یک گلوله هم سمت چپ سینه او خالی کنم و وقتی سومی بیاید جلو و نعره بکشد که: «مگه شهر هرته یارو؟ اینجا قانون داره!» گلوله سوم هفت تیرم را بین دو تا ابرویش خالی کنم و گرد و خاک ستاره سنجاق شده به لباسم را پاک کرده و بگویم:

اینجا قانون منم!

صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران – اینجا قانون منم!

 

دوستت دارم ولی بی نیت و منظور نه!

Mahboubeh-A

تاریخ انتشار : 15/02/94

ساعت:19  

دوستت دارم ولی بی نیت و منظور نه!/ مثل یک خواهر برادر یا کمی اینجور نه!

آرزو دارم به من نزدیک‌تر باشد دلت/ هرقدر نزدیک‌تر بهتر ولی از دور نه!

من به اصرار نگاه تو به تو دل بسته‌ام/ تو مرا مجبور کردی من تو را مجبور نه!

من فقط می‌خواستم سهم خودم باشی، همین!/ منتهی مثل خودت با منت و با زور نه!

البته من هم به یک شکلی مقصر بوده‌ام/ عاشقت کردم فقط، دیوانه و مسحور نه!

بعد از این من هم برایت مثل سابق نیستم/ دوستت دارم ولی با نیت و منظور نه!

صفحه اصلی- جادوی کاغذی – یادداشت کاربران – دوستت دارم ولی بی نیت و منظور نه!

نظرات کاربران
کد امنیتی