تزریق انرژی به شروع روزهای زندگی
پیمان طالبی، مجری محبوب و دوست داشتنی برنامه «جوان ایرانی سلام»

تزریق انرژی به شروع روزهای زندگی

نویسنده : مازیار حکاک

پیمان طالبی مجری محبوب برنامه «جوان ایرانی سلام» است که بخش زیادی از موفقیت چند وقت اخير این برنامه مرهون اجرای بی نقص و البته با مزه اوست. با او که متولد سال 66 است درباره این برنامه و البته فاصله گرفتن رادیو از روزهای اوجش همکلام شدیم با ذکر این نکته که متن حاضر منتخبی از مصاحبه طولانی ما با اوست و شما می‌توانید گفت وگوی کامل ما را در سایت «جیم» بخوانید.

 

 بدجوری برنامه شما بین مردم جا افتاده است؟

 معمولا برنامه‌های صبحگاهی شبکه‌های رادیویی پیشانی شبکه است. دو تا ساعت است که در طول روز ساعت اوج شنیده شدن است. یکی همون 6 تا 8 صبح و دیگری هم 5 تا 7 عصر. شبکه‌های رادیویی هم از این فرصت استفاده می‌کنند و برنامه‌های خوب‌شان را در این زمان‌ها قرار می‌دهند. به هر حال هر شبکه برنامه بهتری داشته باشد در آن زمان پخش مي‌شود و می‌تواند شنونده بیشتری را جذب کند. «جوان ایرانی سلام» هم در ساعت خوبی پخش می‌شود. گذشته از این علت دیگر تلاش تک تک همکاران در «جوان ایرانی سلام» است که از ساعت حوالی 4 صبح برای این برنامه زحمت می‌کشند.

 این همه انرژی رو شما از کجا می‌آورید آن موقع صبح؟

 (می‌خندد) والا این سئوال مشترک همه است و همه این سئوال را می‌پرسند. اول این که من اصولاً اینجوری هستم و این انرژی که من صبح‌ها می‌گذارم اصلا مصنوعی نیست. شما هر موقع من را ببينید همین قدر انرژی دارم. دوم هم این که ما هم اگر خواسته باشیم مثل شنونده‌‌مان باشیم که آن‌ها خواب شان می‌آید، ما هم خواب‌مان بیاید، بگیریم بخوابیم دیگر چه کاری است که برنامه اجرا کنیم. ما رسالت‌مان این است که روز مردم را با انرژی آغاز کنیم و یک انرژی مثبت از سمت رادیو برای‌شان بفرستیم تا روز خوبی داشته باشند. جدای از این‌ها این حرفی که می‌زنم شعار نمی‌دهم. من هر روزی که برای برنامه می‌آیم این قدر  ذوق دارم که انگار اولین باری است که پشت آنتن می‌نشینم و این خودش طبیعتا انرژی خاصی به آدم می‌دهد.

 پیامک‌های جالب و بامزه‌ای هم به شما می‌رسد؟

 پیامک‌ها بیشترشان بامزه هستند اما یکسری پیامک‌ها برای ما می‌آید که خیلی جالب است، برای من. گاهی وقت‌‌ها شهرها یا کلماتی که اشتباه خوانده می‌شود درصد خیلی کمی از آن در حد 10 درصد برای طنز قضیه، تعمدی است. مثلا وقتی یک نوشته «شغلم» و من می‌خوانم «شلغم» این تعمدی است اما مابقی‌اش عمدی نیست. 

 بهترین خاطره؟

 بهترین خاطره همان داستان تیرآهن و پیراهن بود که در برنامه اتفاق افتاد. هیراد حاتمی آمد روی خط که به قول خودمان نبض بازار را به دست بگیریم. بعد هیراد صحبتش را آغاز کرد و من این طور شنیدم که گفت می‌خواهد در مورد صنف تیرآهن فروش‌ها صحبت کند و تیرآهن دوزها. من با خودم گفتم من عمران خواندم و تیرآهن را نمی‌دوزند! خلاصه خبر را خواند و آخرش گفت پیمان‌جان رئیس اتحادیه تیرآهن فروش‌ها گفته ما برای سال آینده تصميم داریم انواع و اقسام رنگ‌های شاد و مختلفی را از تیرآهن تولید بکنیم. من از هیراد پرسیدم که من 5 سال عمران خوندم رنگ تیرآهن اصلا مهم نیست! که آنجا گفت پیمان دارم در مورد پیراهن صحبت می‌کنم و صنف پیراهن‌دوزها. رنگ پیراهن برای شب عید را می‌گویم...؟! خلاصه خیلی ماجرای جالبی بود. 

 به عنوان آخرین سئوال، قبول دارید رادیو از دوران اوجش فاصله گرفته؟

 من قبول دارم. آن هم به این خاطر که همه ما از رادیو و تلویزیون یک مقداری از لحاظ محتوا ضعیف شدیم. به محتوا کمتر توجه می‌کنیم و یک مقداری داریم به فرم بیشتر بها می‌دهیم. شاید یکی از دلایل‌اش این باشد که نویسنده‌هایی که قدیم بودند الان یا از دست‌شان دادیم یا پیر شدند یا نویسنده‌های همسن و سال من و یکی‌اش هم خودم بیشتر داریم روی نحوه اجرا کار می‌کنیم. این یک واقعیت است و الان تمام تلاش ما در شبکه جوان این است که بحث محتوایی برنامه‌ها قوی‌تر شود. شنونده‌های رادیو خیلی باهوش هستند. یعنی شما اگر بخواهید یک برنامه بی محتوا و ببخشید از این اصطلاح استفاده می‌کنم، آبکی به خورد مردم بدهید، به برنامه سوم و چهارم و نهایت به هفته اول نرسیده مخاطب شما را پس می‌زند. شما مگر چقدر می‌خواهید موسیقی پخش کنید و شلوغ‌کاری در بیاورید! بعد یک هفته برای همه سئوال می‌شود که این برنامه چه چیزی می‌خواهد بگوید، آن موقع است که اگر شما چیزی نداشته باشید دست مخاطب می‌رود روي دکمه تغییر موج رادیو. محتوا خیلی مهم است و بعد از آن نحوه ارائه دادن محتوا و فرم خیلی مهم است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
گپ وگفتی با «پیمان خاکسار»، مترجمی که در بازار کساد نشر کارهایش با استقبال مواجه می‌شود

از تدوین «شیار ۱۴۳» تا ترجمه «جزء از کل»

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات