اندر حکایت ابن جیم و گوشی قاچاق
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و گوشی قاچاق

نویسنده : مهدیه جوادی- مریم غلامزاده

 در کتاب الاحوالات پیرنا و خفن‌نا فی البلاد جیم؛ آورده‌اند که روزی ابوجارچی ابن جیم خراسانی در شارعی مشغول رفتن بود. از دور گرد و غباری دید؛ خیالش رسید که راهزنان‌ به سمت وی می‌آیند پس هر چه از پول و گوشی موبایل و جامه داشت به جوی آب ریخت. چون گرد و غبار نشست، مریدان پدیدار شدند. جملگی نعره می‌زدند و جامه می‌دریدند و گوشی‌های خویش در چشم و چال هم فرو می‌کردند.

پیرنا را از این فعل مریدان عجب آمد و علت پرسید. گفتند که یا خفن؛ رئیس اتحادیه فروشندگان لوازم صوتی و تصویری گفته: «تلفن‌های همراه با قیمت بالای ۷۰۰ هزار تومان قاچاق است». حال ما دریافتیم که با خرید این گوشی‌های گران، آب در آسیاب قاچاق‌چیان ریخته‌ایم و از شدت عذاب وجدان سر به بیابان گذاشته‌ایم. پیرنا چون این سخن را شنید رو به مریدان کرد و گفت: ای اصحاب برای رهایی از این کابوس؛ گوشی‌های‌تان را به من بدهید و به جای آن بروید گوشی‌ای بخرید که راحت از جیب خارج ‌شود و زیر 700 هزار تومان هم قیمت داشته باشد. مریدان با شنیدن این راه حل نعره‌ها زدند و گوشی‌های خود به پای ابن جیم ریختند و رفتند. پس ابوجارچی گوشی‌ها را فروخت و با پول آن گوشی گلابی نشان سیکس خرید، با گارانتی 2 ساله و از نمایندگی معتبر و این از بازی‌های روزگار بود!

نظرات کاربران
کد امنیتی