پلیس خسته در نا کجا آبادی خشن!
صدای سیما

پلیس خسته در نا کجا آبادی خشن!

نویسنده : سید مصطفی صابری

مدت‌ها بود که عادت کرده بودیم در تلویزیون شاهد سریال‌هایی با درون‌مایه ملودرام خانوادگی یا طنزهای آپارتمانی و... باشیم. لوکیشن محدود، بدون نیاز به هزینه‌های زیاد و ... باعث شده بود این نوع سریال‌ها که تولیدشان راحت است رونق پیدا کنند و عوامل سریال و مسئولان تلویزیون هم از این ماجرا راضی بودند، منتها حوصله مخاطبان به شدت از سوژه‌های تکراری و لوکیشن‌های محدود و...  سر رفته بود تا این‌که سریال «میکائیل» اثر سیروس مقدم پخش شد. داستان سریال در ناکجاآباد می‌گذرد، در جایی به اسم «60 کیلومتر» نقدهای زیادی به سریال وارد است از جمله این‌که چرا در این ناکجاآباد، اثری از فرهنگ بومی مردم نیست؟ چرا آدم‌هایی مثل عبدا... و عروسش این‌قدر متجدد و امروزی و شبیه مردم پایتخت هستند؟ چرا شخصیت آقاخان این‌قدر کاریکاتوری و غیرقابل درک است و... اما «میکائیل» از آن سریال‌هایی است که باید منطقش را راحت پذیرفت تا از تماشایش لذت برد. مقدم این ناکجاآباد را ساخته تا مشکلی برای اثرش پیش نیايد و بتواند برخی از مولفه‌های آثار وسترن را وارد قصه کند. یک آدم بد که خودش را پدرخوانده شهر و مردم می‌داند، شهوت احترام و توجه دارد و از طرفی برای پول و قدرت هر کاری می‌کند. دوست دارد در ظاهر ماجرا زیر بال و پر دیگران را بگیرد اما از پشت به آن‌ها خنجر می‌زند. یک پلیس تنها که حتی با خانواده‌اش هم مشکل دارد، تنها مبارزه می‌کند و آن‌قدر ادامه می‌دهد تا اعتماد مردم شهر و همکارانش را جلب می‌کند و... یک شهر با جغرافیایی خشن و آدم‌هایی خشن‌تر که اسلحه به‌دست هستند. زنی که شخصیت معین داستان است، تعاملش با قهرمان قصه را پیش می‌برد اما محل مناقشه قهرمان و آدم‌های بد داستان است و... اگر قرار باشد سخت گیرانه به میکائیل نگاه کنیم نقدهای مهم‌تری هم به داستان از منظر حقوقی و پلیسی وارد است اما باید بدانیم برای آن‌که درام شکل بگیرد و کنش‌های شخصیت‌ها ذهن مخاطب را درگیر کند نیاز به چشم‌پوشی از خیلی چیزهاست، طبیعتاً نعمت‌ا... و مقدم در مقام فیلمنامه‌نویس و کارگردان متوجه بسیاری از خلاءهای داستان بودند اما تلاش کردند ناکجا آبادی با منطق خودش بسازند تا بعد از مدت‌ها در تلویزیون شاهد قصه تازه‌ای باشیم که نفس‌گیر است.    

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧