تیتر خوب بزنید!
jeem.ir

تیتر خوب بزنید!

نویسنده : مدیر سایت

 تیتر یا عنوان نوشته باید توأم با جذابیت، تازگی، تبلیغ و اقناع باشد. تیتر خوب باید کوتاه باشد و خواننده را به خواندن متن ترغیب کند. اولین واژه تیتر باید بهترین واژه آن باشد و از کلمات سست و بی روح در آن استفاده نشود. در تیتر بهتر است از افعال منفی و سؤالی استفاده نکنید، مگر این‌که پاسخ سؤال را در دل تیتر بدهید. در صورت امکان سعی کنید تیترتان همراه با فعل باشد تا حالت شعاری پیدا نکند. راحت‌ترین شیوه تیتر زدن روش استنباطی است. یعنی در قالب یک جمله بسیار فشرده کل متن را بیان کنید. تیتر خوب حداکثر باید 9 کلمه باشد.

  

نگفته بودمت تو را، نمی‌شود، نمی‌تواند بشود؟

yekta_b

تاریخ انتشار: 06/02/94

ساعت: 18

حالا، بعد از گز کردن هزار سال نوری، می‌ترسم جرقه شوی و اسیر اثیر. قسم به درخت توتی که شاهد دودوی نگاهِ به زمین دوخته‌مان بود، من از احتمال رخدادش هم جانم به لرزه می‌افتد، نکند جرقه این آتش شوی؟ نکند؟ من تاب ِفکر کردن به آن را هم ندارم، آخر، من سال‌هاست که عادت کرده‌ام تو را خوب ببینم و خوب به یاد بیاورم. هیچ کس نداند، تو که باید خوب بدانی زمان با بی‌رحمی چقدر کند گذشت، گفته بودمت با هر بار احتمالِ حضورت، روبروی آینه بی‌تفاوتی را تمرین می‌کردم؟! می‌بینی آن دختر بچه که تو می‌شناختی‌اش چقدر بزرگ شده؟! آن قدر بزرگ شده که می‌تواند به پهنای کشدار این همه سال رازت را نگه دارد و دم برنیاورد. پس حالا سر قولت بمان و آرزو و خاطره‌ها را قسمت نکن، بیا و به حرمت تمام جواب سلام‌ها، بلوا به پا نکن...

صفحه اصلی- محرمانه– یادداشت کاربران – نگفته بودمت تو را، نمی‌شود، نمی‌تواند بشود؟

 

تلخِ تلخِ تلخ

Snow_Queen

تاریخ انتشار : 05/02/94

ساعت:15

عاشقش بودم. آن روز که داشتم می‌رفتم دانشگاه، دیگر تصمیم جدی گرفتم و رفتم داخل مغازه اما همین که خودش و دوستانش را دیدم دلم به لرزه افتاد و زود بیرون آمدم! از حق نگذریم بین تمام دوستانش قد و بالایش خود نمایی می‌کرد. نمی‌دانم درست دیدم یا نه! اما آن وسط یک چشمکی هم به من زد.

عصر که به خانه برگشتم آنچه را دیدم باور نمی‌کردم! آمده بود خانه ما! برادرم آورده بودش! من و او و برادرم داخل اتاق بودیم که گوشی برادرم زنگ خورد و رفت آن یکی اتاق تا حرف بزند. تا چشم برادرم را دور دیدم پریدم سمتش. تا لبم را روی لبه‌اش گذاشتم تمام دنیا به کامم تلخ شد. آه از این شانس! مانند یک شکست عشقی خورده به جعبه قشنگ توی دستم نگاه می‌کردم و با فرو خوردن بغضم، به این فکر می‌کردم که  شکلات تلخ‌های 91 درصدی چقدر تلخند!

صفحه اصلی- پنجره– یادداشت کاربران – تلخِ تلخِ تلخ

 

مشترک گرامی نصف من، نصف تو!

محمد عبداللهی

تاریخ انتشار : 29/01/94

ساعت:11

بعد از شکست عشقی: چیه؟ چی شده؟ چرا ساکتی؟ عدد يك رو برامون بفرست، به همین راحتی!

خواستگاری: مشترک گرامی، نمی‌تونی حرف دلت رو بزنی؟ عدد يك رو برامون بفرست و گوشی رو بده دست طرف، بقیه‌اش با ما!

جلسه امتحان ریاضی: مشترک گرامی دو دو تا چهار تا! برای دریافت بقیه جدول ضرب، $ را برای ما ارسال کنید. هر پیامک 2000 تومان! آخه میدونیم کارِت گیره، اگه نمره نیاری رفوزه میشی.

در حال رانندگی: برای تشخیص پدال گاز از ترمز، عدد يك را ارسال کنید. هر پیامک 10000 تومان. بفرست بدبخت، پول بیشتر ارزش داره یا جونت؟ خسیس!

سرقت مسلحانه: مشترک مسلح، برای دریافت راهکارهای بازکردن گاو صندوق عدد صفر را ارسال کنید. هزینه پیامک، پنجاه من، پنجاه تو! جهنم و ضرر 40 من 60 تو.

صفحه اصلی- پایان نامه – یادداشت کاربران – مشترک گرامی نصف من، نصف تو!

 

نامه‌ای سر گشاده به وزیر خسته!

naser_j

تاریخ انتشار : 05/02/94

ساعت:12

سلام، من را می‌شناسید جناب آقای وزیر ورزش؟!

من یکی از آن صد هزاران نفری هستم که در ورزشگاه بزرگ آزادی جمع شده بودند تا لرزه بیافکنند بر تن النصری‌های الکی مثلا کماندو!

من یکی از میلون ها نفری هستم که با شنیدن 1+5  پیش از آن که توافق هسته‌ای به ذهن‌شان بیاید یاد شیش و شیشتایی‌ها می‌افتند. شاید برای شما باورش سخت باشد و شاید هم با خودتان بگوید «چه جدی گرفته‌اند، فوتبال فقط یک بازی است»

حق با شماست، منِ هوادار خیلی جدی گرفته‌ام این بازی را که وقتی جلوی لخویا گزارشگر مسابقه خدا را شکر می‌کرد که بازی تمام شد و پرسپولیس بیشتر گل نخورد، صدای شکستن غرورم را شنیدم. اگر من را شناختید، لطفا پرسپولیس را به حال خودش رها کنید، بس است کمک پدرانه‌تان تا به امروز!

صفحه اصلی- جام و جنجال – یادداشت کاربران – نامه‌ای سر گشاده به وزیر خسته!

 

لبخند ستاره

hamidreza_yaghoobi

تاریخ انتشار : 06/02/94

ساعت:14 

طرحی ز جنس ماه کشیدم به بام شب

تا جرعه‌ای ز نور بریزم به جام شب

خطی به رنگ نقره ز رویای کودکی

افتاد چون ستاره بختم به دام شب

بر پرده سیاه زمان نقش غم کشید

وقتی تمامِ هستیِ من شد به کام شب

در کوچه‌های زخمی و عریان آسمان

دیدم تمامِ آینه‌ها گشته رامِ شب

لبخند زد ستاره در آن سوی کهکشان

آن دم که قرعه سحر آمد به نام شب

صفحه اصلی- جادوی کاغذی – یادداشت کاربران – لبخند ستاره

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
درباره فصلِ نقل و انتقالات لیگ برتر و اشکالاتی که به آن وارد است

ما بلد نیستیم!

٩٦/٠٤/٠١
درباره افول ستاره‌ها در تیم‌های بزرگ و عاقبت نافرجام نقل و انتقالات پر سر و صدا

بمب‌هایی که نترکیدند!

٩٦/٠٤/٠١
«خودافشاگری» چه ربطی به فرهنگ دینی و ملی ما دارد؟

جای خالی «الحمد لله» در زندگی ما

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات