لقمه‌ای از آتش نانی از پوست
گزارشی از کارگران فلات 66 و دباغان کارخانه چرم

لقمه‌ای از آتش نانی از پوست

نویسنده : زهرا خنداندل

اگر کمی از مشاغل پشت میز نشینی‌ که به خاطر نوع بیمه به بسیاری از آن‌ها «کارگری» می‌گویند فاصله بگیریم، آدم‌هایی را می‌بینیم که نان‌شان را از خاک، آب و آتش به‌دست می‌آورند. مشاغل سختی که ماهانه 712 هزار و 400تومان  - البته در صورت رعایت قانون کار – پاسخگوی سختی آن‌ها نیست. برای اینکه این آدم‌ها و نحوه کارکردنشان را ببینیم، از شهر بیرون زدیم و به محل کار آن‌ها رفتیم.

 

فلاتی در دل بیابان

کار کردن در کوره آجر پزی سنتی یکی از سخت‌ترین مشاغل است. یکی از این کوره‌ها در جاده کنه‌بیست قرار دارد و دقیقا در انتهای جاده فرعی، کوره آجر پزی سنتی از دور خود نمایی می‌کند. کوره‌های آجرپزی را با نام فلات شماره‌گذاری می‌کنند و اسم این کوره فلات 66 است که سالی 6 میلیون آجر سنتی پخت می‌کند. کوره آجر پزی در واقع یک مخروط بزرگ است، قسمت داخلی آن از چند حجره تشکیل شده که تا سقفش خشت‌های خام را روی هم می‌چینند و در ورودی‌اش را گل می‌گیرند. به این حجره‌ها در اصطلاح قمیر می‌گویند و معیار بزرگی یک کوره به تعداد بیشتر قمیرهایش است، که از کوره‌های 15 قمیری شروع مي‌شود و تا 40 قمیری هم داريم. فلات 66، 32 قمیری است و جزو کوره‌های بزرگ به حساب می‌آید، بعد از چیدن آجرها در قمیر دستگاه‌های آتش افروز را روشن می‌کنند تا آجرها بپزند. این دستگاه‌ها بر روی بام کوره قرار دارند و از طریق سوراخ‌هایی که بالای سقف کوره تعبیه شده است، توسط لوله‌های خرطومی مانندشان آتش را به داخل کوره می‌فرستند. کمی دورتر از فلات 66 اتاقک‌های آجری کنار هم ساخته شده که مخصوص اقامت کارگران در فصل‌های کاری‌شان است، یک حمام کوچک هم برای تمام آن‌ها وجود دارد که فعلا 11 نفرند، اما در تابستان به حدود 60 نفر می‌رسند و چون خانوادگی کار می‌کنند، زن و بچه‌ها هم شامل این آمار می‌شوند. به طور کلی 10 خانوار در تابستان در این فلات کارگری می‌کنند. غذایشان را روی پیک‌نیک یا چراغ‌های خوراک‌پزی درست می‌کنند و تامین آبشان نیز از طریق یک تانکر آب صورت می‌گیرد. 

 

زمستان‌ها بیمه و قرارداد نداریم

حرارت لازم برای پخت آجر 100 الی 120 درجه سانتی گراد است، برای درک بهتر این دما، بد نیست یادی از روزهای داغ تابستان کنیم که دمای هوا در بیشترین حالت  35 یا 40 درجه است. همچنین جالب است بدانید که برای گرما زدگی، تشنج و حتی مرگ یک انسان کافی‌است دمای بدن او از 40/6 درجه سانتی گراد بیشتر شود!

غلامحسین شبانی مردی است که میان یک زمین داغ و یک هوای گرم، زندگی می‌کند. 41 ساله است و 23 سال از عمرش را در فلات 66 به قول خودش سوزانده است. او نگهبان کوره است. اتاقک نگهبانی‌اش هم درست بالای سقف کوره قرار دارد. او در روستای دکتر شهین‌فر زندگی می‌کند که فاصله زیادی تا محل کارش ندارد. خودش می‌گوید 3 کیلومتر راه‌ است. بیشتر اهالی روستا هم در همین کوره مشغول به کارند. کمی با ما در مورد سختی‌های کارش صحبت می‌کند «الان هوا خوب است! تابستان‌ها خیلی کارمان سخت می‌شود. یکی از بدی‌های شغل ما قراردادهای فصلی‌مان است، زمستان‌ها که کار ما می‌خوابد، دیگر بیمه‌مان را رد نمی‌کنند. با این‌که من زمستان‌ها هم این بالا مراقب و مشغول به کار هستم.» 

در بین صحبت‌هایمان یکی از همراهیان ما هشدار می‌دهد که روی سقف کوره مکان امنی نیست و یک بار که به یک کوره آمده سقفش باز شده است و کارگری که آن بالا بوده جلوی چشمش سوخته است. یک لحظه به فکر خانواده غلامحسین می‌افتم و از او درباره خانواده‌اش و نظر آن‌ها درمورد کارش می‌پرسم، چهره آفتاب سوخته‌اش به خنده باز می‌شود و می‌گوید: «سال 76 ازدواج کردم، یک پسر 15 ساله و یک دختر 11  ساله دارم. با این‌که خانه‌مان نزدیک است، اما مجبورم تقریبا همیشه اینجا بمانم تا مراقب دستگاه‌ها باشم و بیمه‌ام قطع نشود، برای همین خانواده‌ام را درست و حسابی نمی‌بینم، آن‌ها هم از این موضوع ناراحت هستند، اما خوب کارم و تمام زحمت‌هایم برای آن‌هاست.» 

 

تابستان کار می‌کنیم که قرض زمستان را بدهیم

بلند کردن 250  کیلو‌گرم خشت خام شوخی نیست. کاری که حسین مولوی و همکارانش هر روز صبح زود تا ساعاتی بعد‌تر از غروب خورشید انجام می‌دهند و شاید به خاطر همین است که با داشتن 47 سال، مسن‌تر و تکیده‌تر به نظر می‌آید. دست‌هایش به خاطر سنگینی باری که هر روز بلند می‌کند، از حالت طبیعی خارج شده است، سرش را با یک سربند پارچه‌ای پوشانده است که خاک داخل موها و گوش‌هایش نشود. 

کمی جلوتر از مکانی که ما ایستاده‌ایم ردیف‌های خشت خام روی هم چیده شده‌اند و چرخ دستی‌های آن‌ها مدام پر و داخل قمیرها خالی می‌شود. از حسین درباره این خشت‌ها سوال می‌کنم، می‌گوید: «خشت زنی را از اواسط برج دو شروع می‌کنیم، این خشت‌های خامی که می‌بینید از پارسال مانده است و حالا داریم می‌پزیم‌شان، در تابستان بعضی از ما خانوادگی کار می‌کنیم، زن و بچه‌هایمان هم می‌آیند کمکمان تا درآمد بیشتری داشته باشیم.»

می‌خواهم تا از ساعت کاری و نحوه کارشان بگوید، پاسخ ‌می‌دهد: «ما ساعت کاری خاصی نداریم، مثلا از 4  صبح و بعد از نماز می‌آییم سرکار تا ساعت 8 شب. چون کار ما جوری است که هر چقدر بیشتر کار کنیم بیشتر پول می‌گیریم مثلا هر هزار خشتی که قالب بزنیم 27 هزار تومان درآمد عایدمان می‌شود. معمولا هم هر نفر در روز 1500 تا 2 هزار خشت و هر خانواده حدود 5 هزار خشت قالب می‌زند.» از او می‌پرسم زمستان‌ها که کارتان می‌خوابد را چگونه می‌گذرانید؟ در پاسخ به سوال من جواب می‌دهد «زمستان‌ها پول قرض می‌کنیم یا مساعده می‌گیریم بهار و تابستان که می‌شود می‌آییم کار می‌کنیم تا قرض زمستان‌مان را بدهیم و خرج مابقی روزهایمان را درآوریم.»  

در مورد خانواده‌اش و این‌که چطور شد به کار در کوره مشغول شد نیز صحبت می‌کند «12 ساله که بودم پدرم به من گفت که به کوره بروم، آن موقع همه اهالی روستا در کوره کار می‌کردند، هنوز آجرهای صنعتی نبود و مردم از همین آجرهای سنتی استفاده می‌کردند، بازار کار ما حسابی داغ بود. حالا هم که 7 تا بچه دارم هنوز همان کار را دارم. چهار تا پسر دارم که در شهر کار می‌کنند و سه تا دختر دارم که دوتایشان را عروس کرده‌ام و یکی شان هم مدرسه می‌رود. برکت روزی‌مان را خدا می‌دهد اما من واقعا کاری که می‌کنم در حد این است که یک نانی داشته باشیم بخوریم و نمیریم.»

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨