قصه هاي مجنون مي کند

قصه هاي مجنون مي کند

نویسنده :

سرودن منظومه‌هاي عاشقانه در ادبيات فارسي به قول تاريخ‌نويسان در قرن پنجم هجري رونق گرفته ‌است. در اين قرن شاعراني مانند عنصري، فخرالدين اسعد گرگاني و عيوقي منظومه‌هاي معروفي را سروده‌اند و باز به قول همين تاريخ‌نويسان کمال شعر عاشقانه را بايد در منظومه‌هاي نظامي در قرن ششم جستجو کرد. در دوران صفويه شاعران بسياري شروع به تقليد از اين منظومه‌ها کرده‌اند و حکايت‌هاي مشابهي را از روي اين منظومه‌ها سروده‌اند که در ادبيات به آن‌ها «نظيره» مي‌‌گويند. در ماه‌هاي اخير به دنبال چاپ مجموعه کاملي از منظومه‌هاي عاشقانه ايراني عنوان شد که حدود چهارصد منظومه عاشقانه به زبان فارسي به همراه نظيره‌هايشان موجود است که به جز اندکي بقيه گردآوري نشده‌اند. منظومه‌هاي عاشقانه ايراني حکايت‌هاي داستاني هستند که ماجرايي عاشقانه را با نهايت ذوق و شاعرانگي روايت کرده‌اند. اين حکايت‌ها بيشتر برگرفته از افسانه‌ها و حکايت‌هاي عاميانه‌‌اي است که از گذشته‌هاي بسيار بين مردم کوچه و بازار رواج داشته‌است.

با خودمان گفتيم در اين هواي سرد زمستاني با معرفي چند تا از اين مجموعه‌هايي معروف به شما پيشنهاد بدهيم با خواندن آن‌ها شب‌هاي بلند زمستاني‌تان را گرم‌تر کنيد.

بيژن و منيژه
* در ادبيات ما گاه منظومه‌هاي حماسي و عاشقانه باهم ترکيب شده‌اند. يکي از اين در هم آميختگي‌هاي مشهور در حماسي‌ترين داستان نظم ايراني‌، شاهنامه فردوسي اتفاق افتاده‌ است. فردوسي در روايت داستان حماسي‌اش به سرنوشت قهرمانان پرداخته ‌است. قهرماناني که جز ماجراهاي پهلواني و دلاوري گاه در زندگي، درگير ماجراهاي عاطفي شده‌اند. اين داستان‌هاي عاشقانه را در شاهنامه به کرات مي‌شنويم. داستان زيبايي زال و رودابه و همچنين ماجراي شنيدني رستم و همسرش تهمينه و همين‌طور حکايت سودابه و سياوش که پاکي سياوش در اين منظومه او را تبديل به سمبلي برجسته در ادبيات ايران کرده-است. اما برجسته‌ترين داستان عاشقانه شاهنامه مربوط به بيژن و منيژه است. اين داستان به دليل جذابيت و کشش بالايش به‌طور مجزا به شکل‌هاي گوناگون درآمده و حکايت شده است. اين داستان، روايت عشق بيژن پسر گيو و منيژه دختر افراسياب است. برجسته‌ترين نقطه داستان مربوط به درچاه افتادن بيژن و رهاييش به دست رستم است.

خسرو و شيرين
* منظومه خسرو و شيرين به عقيده بسياري زيباترين منظومه عاشقانه ايراني است. اين منظومه مثل داستان‌هاي داراماتيکي است که از يک مثلث عشقي درست شده‌اند. زيبايي اين منظومه تنها به دليل اين کشش دراماتيک نيست، نظامي درسرودن اين منظومه استادي را تمام کرده‌ است. مناظره شخصيت‌ها در اين مجموعه و تصويرسازي‌هاي نظامي از قطعات برجسته شعر فارسي است. داستان خسرو و شيرين پس از نظامي بارها توسط شاعران ديگر مانند امير خسرو دهلوي، عرفي شيرازي، وحشي بافقي، وصال شيرازي و هاتفي به تقليد سروده‌ شده ‌است.

خسرو: آخرين شاه ساساني که در اين داستان نمونه خودخواهي و غرور است، خسرو پرويز دلداده شيرين شاهزاده ارمني است و با فرستادن فرهاد براي کندن کوه بيستون قصد دارد که او را از شيرين دور کند.

شيرين: شاهزاده ارمني مورد توجه خسرو پرويز است که فرهاد سنگ تراش و پيکر‌ساز، دلداده او مي شود. البته مي‌گويند شيرين چندان معشوق باوفايي نبوده‌ است. منظومه خسرو و شيرين از زبان باربد و نکيسا در بزم‌هاي شيرين نقل مي‌شود.

فرهاد: همه ما او را با نام فرهاد کوهکن مي‌شناسيم، او پيکرتراشي است که دلداده شيرين مي‌شود و به خاطر او کوه بيستون را مي‌کند و سرانجام خود را با تيشه سنگ تراشي‌اش مي‌کشد. فرهاد در اين منظومه مظهر دلدادگي و پاکي و تواضع است. فرهاد در بين مردم بدفرجام‌ترين عشاق است.

ليلي و مجنون
* اين داستان عاشقانه در اصل عربي بوده، اما به دليل استفاده زياد شاعران ايراني مانند نظامي گنجوي و جامي و مکتبي شيرازي از حکايت‌هاي آن‌ها در اشعارشان در ادبيات ايران بسيار معروف شده‌اند. داستان ليلي و مجنون مانند همه داستان‌هاي فولکلوريک منبع معيني ندارد و حقيقت يا افسانه بودنش مبهم است. در ادبيات عرب شهرهاي زيادي در وصف اين دو و عشق پر سوز و گداز مجنون وجود دارد. گفتيم که داستان ليلي و مجنون در ادبيات ايران هم معروف بوده است، تا اين‌که نظامي گنجوي آن را به صورت نظم درمي‌آورد. اين منظومه به جز طرح اصلي‌اش که داستاني عربي است‌، بيشترش حاصل ذهن خلاق و هنرمند نظامي است. پس از نظامي شاعران بسياري به سراغ داستان ليلي و مجنون رفته‌اند. درست است که بيشتر اين شاعران فارسي‌زبان هستند اما در اين بين شاعران ترک‌زبان و اردو زبان هم وجود دارند که اين حکايت را به نظم سروده‌اند. حکايت ليلي و مجنون هميشه بين مردم کوچه و بازار طرفدار زيادي داشته است و از آن‌ها ضرب‌المثل‌هاي زيادي ساخته شده است.

ليلي: ليلي دختر سعد است، که شاعران مي‌گويند چندان آش دهن سوزي هم نبوده ‌است و آن‌ها بيشتر به شيدايي و عاشقي مجنون و مرگش در راه اين عشق پرداخته‌اند.

مجنون: توي عشاق معروف نام او را بيشتر از ساير هم صنفانش شنيده‌ايد؛ مجنون يا (قيس عامري) از قبيله بني‌عامر است، که در حکايت آمده ‌است که جوان داراي جمال و کمالات بوده ‌است. در دوره و زمانه ما البته هر کس کارهاي عجيب و خلاف عادت مي‌کند بهش لقب مجنون مي‌دهند.

به جز اين سه مثال مشهور همان‌طور که گفتم در ادبيات ايران منظومه‌هاي مشهور ديگري مانند وامق و عذرا، ورقه و گل شاه، سلامان و ابسال، ويس و رامين، منوچهر و زهره، هماي و همايون، بهرام و گل اندام، اميرارسلان و فرخ لقا، رابعه و بکتاش و... موجود است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
ناصرخان آکتور سینما

عيب او جمله بگفتى هنرش نيز....

٩٦/٠٣/٠٤
ذهن زیبا

ذهن زیبا 487

٩٦/٠٣/٠٤
شاخ هفته

برادر جان

٩٦/٠٣/٠٤
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و اشتغال‌زایی

٩٦/٠٣/٠٤
دات کام

از نوشتن و خواندن کلمات قلمبه سلمبه نترسید!

٩٦/٠٣/٠٤

دنباله‌ها در ترازوی مقایسه

٩٦/٠٣/٠٤

سه‌گانه سازى به جاى سرى‌بازى!

٩٦/٠٣/٠٤
آنتن

ماجرای سه قلوهای مدیر اجرایی!

٩٦/٠٣/٠٤
چهره هفته

این کنسرت ما چی شد؟!

٩٦/٠٣/٠٤
چهره‌هایی که به واسطه انتخابات حسابی معروف شدند و بعضا حسابی هم تاثیرگذاربودند

#چهره‌های_ انتخاباتی

٩٦/٠٣/٠٤
مینیمال

امتحانات vs انتخابات

٩٦/٠٣/٠٤
گفت‌و‌گوبا «امیر قادری» منتقد و کارشناس سینما درباره سری‌‌سازی در سینمای ایران و جهان

وسوسه برداشت از معدن ایده‌ها

٩٦/٠٣/٠٤
فتوچاپ

فتوچاپ 487

٩٦/٠٣/٠٤

دنباله‌سازى خوب هست ولى...

٩٦/٠٣/٠٤
گفت‌وگوی جیم با «سعید سهیلی» کارگردان «گشت 2» که به ساخت «گشت 3» هم فکر می‌‌کند

با دوگانه و سه‌گانه‌سازی موافق نیستم!

٩٦/٠٣/٠٤
آنتن

جوگیری ورزشی در جیم!

٩٦/٠٢/٢٩
چرا جذابیت لیگ فوتبال خودمان به لیگ‌های اروپایی نمی‌رسد؟

لیگ ما و لیگ اونا!

٩٦/٠٣/٠٤
درباره صعود کوهنورد کشورمان به قله‌های بلند جهان

«قیچی ساز» یگانه مرد «هشت هزارتایی» ایران!

٩٦/٠٣/٠٤
به بهانه رکوردشکنی عجیب گشت2 و اکران پرشور نهنگ عنبر2 درباره سری‌سازی و چند‌گانه سازی در سینمای ایران نو

بساز بفروش‌ها

٩٦/٠٣/٠٤
برگزیده سایت

روزانه نویسی

٩٦/٠٣/٠٤
تبلیغات
تبلیغات