9 فـــــــــــــوت و فن­ کوزه گـــــــــری برای رفیق شدن دخــــترانه با پدر

9 فـــــــــــــوت و فن­ کوزه گـــــــــری برای رفیق شدن دخــــترانه با پدر

نویسنده : زهرا نخعی

یچ بنی بشری نمی‌تواند ادعا کند که رابطه پدر- دختری یک رابطه معمولی است، چون پدرها عاشق دخترها هستند و از آن طرف دخترها هم وابستگی عاطفی شدیدی به پدرهایشان دارند و لذتی که یک پدر از لبخندهای دخترش می برد و لذتی که یک دختر از نوازش موهایش توسط پدر می‌برد را هیچ کسی نمی‌تواند توصیف کند. حالا شما فکر کنید دخترانی باشند که نتوانند لذت چنین رابطه‌ای را بچشند و در تمام این سال‌ها پدر برایشان فقط یک مرد کار بوده باشد! آن وقت مقصر اصلی این ارتباط سرد و خُنُک را هم می‌اندازند گردن پدرشان که مهره اصلی این رابطه پدر است و...

 

اما راستش را بخواهید یک سر قیچی دست دخترهاست و این دخترها هستند که  سر دیگر این ارتباط را رها نکنند و حتی محکم بچسبند. این وسط ارتباط‌گیری با پدر فوت وفن‌های خاص خودش را دارد. هر چه باشد او مرد است و ارتباط برقرار کردن با او هزار بار متفاوت‌تر است با مادر! پدرها مصداق همان قلب مهربان و رئوفی هستند که پشت چهره زمخت مردانه پنهان شده‌اند. راه‌یابی به قلب‌شان کار راحتی است اگر فوت و فنش را بلد باشید. روز پدر بهانه‌ای است برای یادآوری و یادگیری. فراموش نکنید پدر همان کوهی است که شما به او تکیه داده‌اید و حواس‌تان نیست! نکند روزی برسد که برای رفاقت با او دیر شده باشد. 

 

طعم یک استقبال گرم

پدرها بعد از یک روز سخت کاری بر می‌گردند خانه. قطعا اولین چیزی که با آن مواجه می‌شوند خیلی در روحیه‌شان اثر دارد. این که خودشان کلید بیندازند و در را باز کنند و به هر کس جدا جدا و در اتاق‌ها و حالت‌های مختلف سلام دهند یا همسر و فرزندان مثل یک مهمانی که خیلی برای‌شان عزیز است بلند شوند و به استقبال پدر بروند؟! برای شروع اول شما پیش دستی کنید و به پدرتان سلام کنید. مرحله بعد وقتی پدر آمد جلوی پایش بلند شوید و سلام کنید و در مراحل بعد بروید به استقبالش. آن وقت نمی‌دانید با قلب پدرتان چه کرده‌اید.

 

خودشیرین باشید!

یک وقت‌هایی دقیقا به معنای کامل خودشیرینی، خودشیرین باشید و تمام تلاش‌تان را بکنید تا حق تمام و کمال خودشیرینی را ادا کنید. مثلا اگر دارید در خانواده بحثی می‌کنید، بگویید خب اول نظر باباجون چیه! یا هر چی بابا بگه. یا بابا چه غذایی می‌خواهد، یا اگر پدرتان چیزی می‌خواهد اول شما باشید که به دستش می‌دهید و... . به حرف‌های بقیه اعضای خانواده و حسادت‌های فروخورده‌شان هم کاری نداشته باشید؛ اتفاقا این خودشیرینی مُسری است و جو خوبی ایجاد می‌کند تا بقیه هم در خودشیرینی با شما مسابقه دهند. این طوری کم‌کم برای‌تان عادت می‌شود و واقعا شیرین‌تر می شوید برای پدرهایتان! و از آن طرف خیلی ساده از نظرات و خواسته‌های پدرتان و البته دعای خیرش بهره‌مند می‌شوید. 

 

چای بابایی!

عموما پدرها خیلی چای خورند و به نوع چای‌شان هم تعصب خاصی دارند. از این به بعد شما باشید که برای پدرتان چای می‌برید. از چایی که او رویش تعصب دارد شروع کنید و بعد در کنار آن انواع و اقسام چای‌ها و دمنوش‌ها را هم اضافه کنید. چای آوردن هم که دیگر غذا پختن نیست و از هر کسی برمی‌آید، پس پسر و دختر ندارد! اگر می‌خواهید حسابی در دل پدرتان جا باز کنید این نکته را جدی بگیرید و حداقل هر چند روز یکبار یا مواقعی که خانه هستید، آن را اجرا کنید. حالا هم قلب پدر را تصاحب کرده‌اید هم کلی ثواب برای خدمت به پدر پارو کرده‌اید.

 

قربونت برم بابایی!

پدرها گرچه کم‌تر محبت خود را بروز می‌دهند، که دلیلش همان مردانگی‌شان است اما این دلیل نمی‌شود محبت‌شان نسبت به مادرها کم‌تر باشد. جنسِ محبت پدرها چیز دیگری است. آن‌ها با خرج کردن و فراهم کردن امکانات لازم و... می‌خواهند محبت خود را نشان دهند. از آن طرف در عین این که به روی خودشان نمی‌آورند، حسابی با محبت کردن حال می‌کنند و از حرف‌های قشنگ قشنگ بدشان نمی‌آید. اگر زبانی می‌توانید، زبانی قربان و صدقه پدرتان شوید و او را غرق بوسه کنید و گرنه پیامکی. اگر برای‌تان سخت است، از کم شروع کنید. مواقع خاص پیامک بزنید. می‌توانید پیامک‌های آماده شعر و متن هم بزنید که اولش خیلی خجالت نکشید. بعدتر زبانی به پدرتان بگویید. این را هم باید کاملا قبول کرد که این کارها برای دخترها خیلی راحت‌تر است از پسرها. اما بالاخره پسرها هم می‌توانند به شیوه های غیر مستقیمی که گفتیم عمل کنند.

 

احترام؛احترام؛ احترام / مثل یک پادشاه

یکی از اصولی که کلا برای برخورد با یک مرد خیلی توصیه شده است، احترام است. گرچه احترام گذاشتن هم برای پدر و هم مادر واجب است، اما سبک احترام گذاشتن به پدرها با مادرها فرق دارد. یکی از مهم‌ترین نکات برای رفیق شدن با پدر همین است. فرض را بر این بگذارید که با یک پادشاه طرفید و همان طور به پدر خود برسید و احترامش را نگه دارید. همه جوره با رفتار و گفتارتان نشان دهید که او بزرگ خانه است و حرفش حرف. نشان دهید که به او اعتماد دارید. این طوری اصل بر اعتماد است و اگر شما نظر مخالفی هم داشته باشید، پدرتان قطعا متوجه می‌شود که بی حساب و کتاب حرف نمی‌زنید. درست است با هم رفیق هستید، اما این دلیل نمی‌شود به پدرتان، «تو» بگویید و به بهانه راحتی و رفاقت باشید و پای‌تان را دراز کنید. هر چند شاید برای آن‌ها مهم نباشد، اما این شما باشید که برای خودتان مرز می‌گذارید.

 

ناهار دسته جمعی را از دست ندهید!

پدرها عموما دیرتر از بچه‌ها به خانه می‌آیند. این دیرتر آمدن‌ها باعث می‌شود که مادر غذای بچه‌ها را قبلش بدهد و بعد خودش با پدر خانواده ناهار بخورد. هر چند برایتان سخت باشد و گرسنه باشید اما آن یک ساعت اضافه را هم با خوردن میوه و هله هوله‌ای به خودتان سخت بگذرانید تا ناهار را، دسته جمعی بخورید. شاید خودِ پدر هم راضی به گرسنگی و منتظر ماندن شما برای او، نباشد اما او از کنار شما غذا خوردن لذت می‌برد و البته این‌ها، همه نشانه این است که پدرتان خیلی برایتان اهمیت دارد که منتظر ماندید تا در کنار هم غذا بخورید.

 

غار تنهایی پدرها

پدرها و اصولا مردها وقتی ناراحت‌اند خیلی تابلو می‌شوند، ممکن است مثل خانم‌ها درباره‌اش صحبت نکنند اما رفتارشان مشخص است که ناراحت‌اند و قطعا اگر کسی سر به سرشان بگذارد، احتمال دارد ناراحتی‌شان را سر او خالی کنند. وقت شناس باشید و زمان‌هایی که می‌بینید پدرتان ناراحت و در فکر است، طومار درخواست‌های خودتان را درنیاورید که به جایی هم نمی‌رسید! ضمن این که بگذارید کمی در غار تنهایی‌شان باشند و بعدش بروید برایشان چای و میوه بیاورید و بعد وارد غار تنهایی‌اش بشوید درست است که مرد است اما بالاخره بدون گیر دادن و پاپیچ شدن زبان درد دلش باز می‌شود و چه خوب که شما اینجا بال باشید برای پدرتان نه بار! یعنی تمام تلاش‌تان را بکنید تا غصه پدر اگر برطرف نمی‌شود حداقل کمتر شود.

 

حرف بزنید و مشورت کنید

گاهی پیش می‌آید آدم ناخودآگاه از پدر و خانواده‌اش دور می‌شود. مثلا درگیری درسی و کاری کمتر اجازه حضور در خانه را می‌دهد یا یکسری مسائل دیگر باعث می‌شود بعد از 4 ماه، آدم ببیند دیگر نمی‌تواند مثل قبل با پدرش ارتباط داشته باشد. حتی گاهی ممکن است آدم حرف مشترکی برای گفتن پیدا نکند. بعضی‌ها هم بعد از افتادن در فاز تحصیلات و دغدغه‌های دیگر، اصلا دیگر پدر را حساب نمی‌کنند. اگر حرفی برای گفتن ندارید، درباره چیزهایی که هم نظر هستید حرف بزنید؛ از تیم ورزشی مورد علاقه دو نفری یا درباره خبرهای جامعه حرف بزنید و نظر پدرتان را بخواهید لطفا حتی اگر حرف پدرتان را قبول ندارید؛ این را در دل خودتان نگه دارید. حتما و حتما و حتما از او مشورت بگیرید و با او حرف بزنید. شده تلفنی او را در جریان کارهای‌تان بگذارید. بگذارید بفهمد که نظر او برایتان مهم است. مطمئن باشید نظراتش به دردتان خواهد خورد هر چه قدر شما دانای کل باشید!

 

اقتدار؛ یک حداقلِ حداکثری! / اقتدارش را نشکنید!

اگر هیچ کدام از این کارها را نمی‌کنید، این یکی را حتما انجام دهید که همه موارد دیگر را دارد و یک حداقلِ حداکثری است. اگر یک روزی اقتدار پدرتان به هر نحوی بشکند؛ دیگر این پدر، سخت پدر قدیم می‌شود. حداقلش این است که نیاز به زمان دارد. هیچ وقت او را با پدرهای دیگر مقایسه نکنید و بی پولی‌اش را به رخش نکشید. اگر با حرف نمی‌توانید، با عمل نشان دهید که هیچ چیز کم نگذاشته است، یادتان باشد پدرتان با هر مدرک تحصیلی و هر میزان سواد و هر شغلی که دارد، برای‌تان پدر است و حکمش حکم. اگر یک زمانی بفهمد شما از آن چه که برای‌تان فراهم کرده راضی نیستید، خستگی همه ساعت‌های کار کردنش برایش خواهد ماند و خیلی زود پیر خواهد شد. کل کل کردن هم از آن مواردی است که به اقتدار پدر ضربه می‌زند. حرف دارید، حرف‌تان را بزنید اما هیچ وقت کل کل نکنید و نخواهید خودتان را جلوی پدرتان اثبات کنید. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
چقدر خوب این نوشته :) و بسیار مفید :)