چندگام عقبتر از دنیا، چند گام جلوتر ایران
نگاهی به فیلم جاسوسی «روباه» آخرین ساخته بهروز افخمی

چندگام عقبتر از دنیا، چند گام جلوتر ایران

نویسنده : علیرضا گرانپایه

دیگر داشتیم به حضور چند در میان «بهروز افخمی» در جشنواره فیلم فجر عادت می‌کردیم که خبر ساخت یک فیلم جاسوسی در آستانه سی و سومین دوره فیلم فجر، تصورات‌مان را خراب کرد. افخمی پس از کسب سیمرغ بلورین بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه جشنواره سی و دوم با فیلم «پرویز، شهدخت، آذر و دیگران» به سراغ فیلمنامه جاسوسی «روباه» رفت. فیلمی که در فروش نوروزی بین آثار مطرح، در پایین‌ترین رتبه فروش قرار گرفت.

 

داستان یک روباه

داستان فیلم در مورد حضور برادر نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی در ایران برای ترور یک دانشمند هسته‌ای کشور است. داستانی که افخمی این‌بار برای روایتش به سراغ رمان‌های همسرش مرجان شیرمحمدی نرفته و سعی کرده بار دیگر خودش را با یک موضوع روز به سینماها باز گرداند.

 

قهرمان بی قهرمان

«روباه» یک فیلم با داستانی پرشتاب و بهره‌مند از فرمولهای هالیوودی است البته فقط در بُعد داستانی و بدون جلوههای ویژه چشم‌نواز. در «روباه» خبری از تقابل قهرمان و ضدقهرمان نیست. هرچند افخمی تمام سعی خود را کرده است که بتواند یک بدمن (آدم بد فیلم) هالیوودی را ترسیم کند ولی به هیچ عنوان نتوانسته قهرمانی درجه یک را در مقابل این ضدقهرمان ترسیم کند. به همین دلیل مخاطب نمی‌تواند خودش به جای هیچ یک از شخصیت‌های داستان قرار دهد و حس هم‌زاد پنداری‌اش لحظه به لحظه او را با داستان همراه کند.

 

عجایب روباه

علاوه بر این «افخمی» در برخی لحظات فیلم نتوانسته ساده‌ترین انگاره‌های سینمای جاسوسی را به نمایش بگذارد، به همین خاطر گاها صحنه‌هایی که باید مخاطب را با استرس همراه کند او را به خنده می‌اندازد. تصور کنید، یک تروریست خطرناک پشت در خانه یک دانشمند هسته‌ای منتظر بیرون آمدن او و ترور احتمالی‌اش است، نیروهای امنیتی که فعلاً قصد دستگیری تروریست را ندارند از دانشمند می‌خواهند که از خانه بیرون نیاید ولی دانشمند پشت تلفن می‌گوید من کلی کار دارم و دیگر دوران ترور به سر رسیده است! این صحنه خنده‌آور وسط یک فیلم جاسوسی چکار می‌کند؟ البته فیلم در لحظات حساس بهخاطر زوج گودرزی و شیرمحمدی لحظات سرخوشانهای را رقم میزند که با منطق فیلم منافاتی ندارد و از قضا مخاطب را هم خوب سرگرم میکند. در فیلم با شخصیتهایی هم مواجهیم که حضورشان تاثیری در ماجرا ندارد. مثل شخصیت و ماجرای منشی نتانیاهو که در ایروان است و در نهایت سرنوشتش هم مشخص نمیشود. 

 

فروش پایین و فرصتی مغتنم

«روباه» در بین اکران عیدانه نتوانست کف فروش را بدست بیاورد تا آخرین ساخته «افخمی» در روزهای پایانی فروردین سینما سرگروهش را از دست بدهد و در گروه آزاد به ادامه اکران ادامه دهد. هرچند افخمی گفته است مردم فکر کرده‌اند که فیلم دچار ممیزی شده است و به همین دلیل به سینما نمی‌آیند ولی بهنظر می‌رسد «روباه» به دلایلی همان‌طور که مورد بی مهری داوران جشنواره قرار گرفته است، با استقبال خوبی از سوی مردم در سالن‌های سینما روبه‌رو نشده است. در این بین هرچند بازی بازیگران بهخصوص حمید گودرزی جالب و تماشایی است اما بهنظر میرسد نپیوستن ستارهها به فیلم افخمی هم در جلب نشدن نظر مردم بیتاثیر نبوده است. در این فیلم جلال فاطمی که اولین حضور سینماییاش را بعد از بازگشت به ایران در «خسته نباشید» تجربه کرده بود در نقش برادر نتانیاهو حضور دارد. آرش مجیدی هم که او را با سریال «ارمغان تاریکی» میشناسید، نقش مامور زبدهای را دارد که با خلاقیتش پایان‌بندی جالبی را رقم میزند. اما بههر حال هنوز هستند افرادی که در مورد قصه و ژانر فیلم کنجکاو نیستند و فقط به خاطر بازیگر مورد علاقهشان به تماشای فیلم میروند. در نهایت باید اعتراف کرد هرچند «روباه» در مقایسه با آثار روز دنیا چند گام عقب‌تر است اما برای سینمای ایران که از نداشتن تنوع در گونههای سینمایی رنج میبرد، فرصت مغتنمی است. 

نظرات کاربران
کد امنیتی