روزی که انسان برای خودش بال پرواز ساخت
گزارشی از یک ورزش پر هیجان در همین نزدیکی؛

روزی که انسان برای خودش بال پرواز ساخت

نویسنده : محمد رضا ضیا

دسته‌ای از کلیپ‌های فیسبوک و اینستاگرام و وایبر این طوری است که یک دره سرسبز و یک عده جوان سرخوش وسایلی عجیب و غریب به خودشان وصل کرده‌اند و کارهای عجیب و غریب می‌کنند. گاهی وقت‌های آن وسط آب هم هست و در مرحله آخر بازی طرف در آب غلط می‌خورد و کیفور(!) می‌شود. آخرین باری هم که پیش پای شما مثل این قضیه را دیدم. از بالای یک تپه یک توپ بزرگ پلاستیکی را که یک نفر داخل آن بود، از بالای تپه پرت می‌کردند. بعد یک نفر از این توپ فرار می‌کرد. یک مونوپاد هم دستش بود که از خودش و توپ و آدم داخلش یک هویی عکس و فیلم می‌گرفت. مقصدشان هم چند میله بولینگ خیلی بزرگ بود. همه اشیاء بادی بود.آن بنده خدا هم معمولا بین شان لِه می‌شد. یک سری هم دست و جیغ و هورا می‌کشیدند!

در واکنش به رویت این گونه کلیپ‌ها همچین جمله‌هایی از زبان من و شما سرازیر می‌شود: «اینا هم تفریح دارن، ما هم تفریح داریم» «خوش به حالشون! چه کیفی می‌کنن» «چی می‌شد من اروپا به دنیا می‌اومدم؟!» «آخه ایرانم شد جای زندگی؟!» و ... بعضی وقت‌ها هم کار به جاهای باریک‌تر می‌کشد!

هر چند قطعا امکانات تفریحی ما به آن‌ها نمی‌رسد. اما گاهی اگر با دقت بیشتری به همین بغل گوش‌مان ( حالا کمی آن‌ور تر) نگاه‌کنیم، تفریح‌های نسبتاً با کلاس و خارجی‌ای را پیدا می‌کنیم که بی‌توجه از کنارشان رد شدیم. پرواز با پاراگلایدر یکی از این ورزش‌هاست. ورزشی که می‌تواند هیجان پرواز را بدون دردسر و هزینه خرید یک هواپیمای شخصی(!) به ما هدیه کند.

برای آن که هم خودمان و هم شما، کمی بیشتر راجع به این ورزش و شرایط پرواز کردن بدانیم، سراغ یکی از بهترین سایت‌های پروازی دمِ دستمان رفتیم.

 

تا محل پرواز...

جای شما خالی ساعت 6 صبح روز جمعه، از خواب روز تعطیل‌مان زدیم و از مبدا يعني میدان آزادي مشهد راه افتادیم. مقصد شهر کوچک و زیبای درود در 35 کیلومتری نیشابور بود. مسیر از خروجی آزادراه باغچه شروع می‌شود. یک راه صاف و بدون پیچ و مارپیچ با سه چهار لاین! بساط پسته و میوه و شکلات‌مان هم به راه بود. حدود 7:20 دقیقه از ورودی این شهر قشنگ وارد شدیم. یاد عکس‌های قدیمی مشهد افتادیم. درخت‌ها در خیابان اصلی شهر از بالا به هم تنیده بودند. شهر بی سر و صدا بود و آرامش خاصی داشت. از هوا هم که هر چه بگویم کم گفتم. همانجا یک نانوایی پیدا کردیم. نون و ماست‌مان را خوردیم و رفتیم به سمت سایت پروازی، روی یکی از کوه‌های چسبیده به درود! دامنه کوه، دور یک ساختمان انواع و اقسام ماشین‌ها به صف بودند. برخلاف شهر که آرام بود، اینجا جنب و جوش بیشتر بود. گفتند صبر کنید تا وانت بیاید. چند دقیقه بعد هم یک نیسان آمد و همه «پرنده‌»ها را به اتفاق ما سوار کرد تا محل پرواز...

این «سایت پروازی» که می‌گویند، یعنی چه؟!

در همان دامنه کوه و کمی با فاصله از ماشین‌ها محل فرود یا به قول خودشان Landing بود! شیب آرامی داشت. قسمت اصلی سایت‌های پروازی محل take off (محل پرواز) آن‌هاست. درود در دو ارتفاع 350 متری و900 متری این امکان را داشت. از قبل برای سطح این محل‌ها شرایط لازم برای شروع پرواز خوب مهیا شده است. در سایت‌های دیگر ممکن است ارتفاع 700 متری را هم پیدا کنید. این سایت استاندارد است. و در سال 78 هم پذیرای اولین مسابقات پاراگلایدر قهرمانی ایران بود، اما معمولا خلبان‌های پاراگلایدر به سایت‌های استاندارد و دیگر محل‌های معروف پرواز اکتفا نمی‌کنند و از هر جای مناسبی که پیدا کنند، برای پرواز فرصت می‌سازند. لازمه‌اش فقط یک جفت کفش کوه‌نوردی است.

 

سایت‌های دیگر:

مهد پروازی ایران از نظر آب و هوا شمال کشور است. بیشترین پروازها هم در همین منظقه انجام می‌شود. در استان خودمان هم علاوه بر سایت درود، خودِ نیشابور و یکی دو منطقه دیگر هم سایت پروازی دارند.

 

پرواز با پاراگلایدر در مسیر حرفه‌ای

سنگ اول؛ آموزش!

پرواز با پاراگلایدر هم مثل هر ورزش دیگری چند تا پله دارد که باید طی کنید تا اسمتان را «ورزشکار حرفه‌ای» بگذارند. مرحله اول آموزش است. آموزش پاراگلایدر دو مرحله‌ای است. اول باید سر کلاس‌های تئوری بشینید. یک سری قوانین و مقررات و کلیات ورزش را برایتان شرح می‌دهند. با وسایل و تجهیزات هم آشنا می‌شوید و تجهیزات مختلف را با توضیح جزئیاتشان برایتان باز می‌کنند. 

بعد نوبت آموزش عملی است. اول روی زمین و در ارتفاع صفر تمرین می‌کنید. تحمل بال، حفظ تعادل بال و فشار باد قبل از تیک آف را یاد می‌گیرد. بعد از آن در سطح شیبدار تیک‌آف را تمرین می‌کنید، یک ذره پای‌تان از زمین بلند می‌شود و تحمل فشار خود، بال و هوا را در حالت معلق امتحان می‌کنید. 

در مرحله سوم به تپه‌های کوتاه می‌روید (حدوداً 30 متر) اینجا فرامین مربی را اجرا می‌کنید و نهایتاً می‌روید برای اولین پرواز از ارتفاع 350 متری. بعد از این شما یک پرنده بیگینر محسوب می‌شود و گواهینامه آن را هم می‌گیرید. تا مدتی بعد از گرفتن این گواهینامه، فقط با حضور مربی اجازه دارید بپرید. رده‌های بعدی «نو وایس»، «اینتر مدیِت» و «اَدوَنس» هستند. برای رسیدن به هر یک از این مدارک، دوره‌های آموزشی متفاوتی همراه با تکنیک‌های جدید پروازی را یاد می‌گیرید. معمولاً این پروسه 3 ماه طول می‌کشد. هزینه‌ آموزش هم از 700-800 هزار تومان تا 1 میلیون تومان متغیر است.

 

بال بخريد

حالا که یک گواهینامه تر و تمیز از هواپیمایی کشوری در دست شماست، باید یک چیزهایی بخرید تا پرواز کنید. تجهیزاتی که متاسفانه خیلی ارزان نیستند. اما بعد از این که یک بار خریدید، مدت زیادی می‌توانید از پرواز لذت ببرید. چون معمولاً خراب نمی‌شوند.

بال:

اصلی‌ترین وسیله این ورزش بال است. بال‌ها دولایه‌اند. جریان هوا دائما بین این دو لایه عبور می‌کند و تقریبا تمام حرکات شما در هوا وابسته به جریان باد و هواست. به جز جنس پلیمری خاصی که خود بال دارد، داخل آن طناب‌های محکمی‌است و آن را به صندلی وصل می‌کند. یک دسته کابل دیگر هم از پایین بال تا هارنس می‌آیند که نقش کنترلی دارند. هر بال هم وزن مشخصی را تحمل می‌کند که قبل خرید باید به آن توجه کنید. قیمت بال هم بسته به دسته دوم بودن یا نبودن و برند شرکت تولید کننده‌اش از 6-7 میلیون تومان شروع می‌شود تا 14-15 میلیون تومان.

هارنس:

صندلی پروازی بین پرنده‌ها به هارنس معروف است. همان طور که از اسمش پیداست، باید روی آن بنشینید. قبل از تکنولوژی هارنس فقط چند بَند برای نگه داشتن پرنده استفاده می‌شد. قیمت این وسیله هم از یک میلیون تومان شروع می‌شود تا 3-2 میلیون تومان. 

کلاه و زانو بند:

شبیه کلاه کاسکت موتورسوارهاست. پرنده‌ها از همان کلا‌ه‌ها هم استفاده می‌کنند. قیمت کلاه‌ها هم از 50 هزار تومان شروع می‌شود تا 800-900 هزار تومان که جنس کلاه‌های گران‌تر کربنی است.

کفش:

نوع کفش خیلی مهم نیست. منتها پرنده گلایدر باید کفشی بپوشد که ساقش را کامل بپوشاند. در غیر این صورت احتمال پیچیدن پای او زمان فرود، خیلی زیاد است.

بیسیم واکی‌تاکی:

همه پرنده‌ها برای هماهنگی‌ها گرفتن دستور از مربی بعد از پرواز باید بیسیم به همراه داشته باشند. قیمت بیسیم هم از 90 هزار تومان به بالاست.

 

پاراگلایدرسواری تفریحی سیری چند؟!

همراه کلی خلبان دیگر و چمدان‌ها و وسایل پروازشان راه افتادیم. فضایشان هم کلی فان بود. بعد از 7-8 دقیقه به محل تِیک‌آف در ارتفاع 350 متری رسیدیم. اول، پرواز خلبان‌ها را تماشا کردیم. به نظرمان آسان آمد و با خودمان گفتیم حتماً به ما هم یکی از این بال‌ها می‌دهند و خودمان با خودمان می‌پریم. کمی که گذشت فهمیدیم از این خبرها نیست. برای تنهایی پریدن باید کلی آموزش ببینیم. با یک بال بزرگتر (به اصطلاح دو نفره) و به عنوان مسافر (passenger) باید پرواز می‌کردیم. در این نوع بال‌ها خلبان عقب می‌نشیند و سرنشین مسافر جلو است. هر دو هم روی دو صندلی مجزا می‌نشینند که با اتصال‌های مخصوص به هم فیکس می‌شوند. در این نوع پرواز، طبیعتاً مسافر زمان بلند شدن جلوتر می‌دود و خلبان هم یکسره به شما تاکید می‌کند که با تمام قدرت بدوید. موقع فرود هم اول پای مسافر به زمین می‌رسد. هزینه هر بار پرواز به عنوان مسافر 50 هزار تومان است که نسبت به هیجانش قیمت معقولی است.

 

ورزش مفرّحی که می‌تواند کُشنده باشد...

قبل از پرواز در حالی که هوا کاملا صاف و آفتابی بود، مدام می‌گفتند «اگر هوا خوب باشد، چند بار در روز می‌شود پرید». معمولاً بعد از شنیدن عبارت «هوای خوب»، برای مقوله پرواز یک آسمان صاف، بدون ابر، بدون طوفان و باران که یک سری پرنده هم در آن پرواز کنند و آواز بخوانند، در ذهن آدم تصور می‌شود. هوای خوب برای پرواز هوای بدون تلاطم در سرعت باد است. ساده‌ترش این می‌شود که سرعت باد نباید در لحظه و به سرعت عوض شود. مثلا در یک لحظه بادسنج 8 کیلومتر بر ساعت را نشان بدهد و لحظه‌ای بعد 15 کیلومتر شود. پرواز در این نواسانات باعث می‌شود همین بلا سر بال شما بیاید. چون بال با همین باد کار می‌کند. با نواسان یک‌دفعه بالا می‌رود یا یک دفعه زیرتان را خالی می‌کند و پایین می‌آید. به قول پرنده‌ها این طور وقت‌ها آرزو می‌کنید که زودتر پایین بیایید و به خاطر تحمل فشار زیاد بدنی، لذتی از پرواز نخواهید برد. فرض کنید این اتفاق‌ها نزدیک یک صخره یا نزدیک سطح زمین بیفتد. 

بارها اتفاق می‌افتد که پرنده کیلومترها از شهر برای پرواز بیرون می‌آید، اما به خاطر این تلاطم‌ها نمی‌پرد. البته عده‌ای هم هستند که پرواز می‌کنند و با جانشان بازی می‌کنند. موارد سقوط در این نوسان‌های هوایی متاسفانه زیاد است که دلیل اصلی این اتفاقات مرگبار هم خودِ شخصِ سوار بر پاراگلایدر است.

 

چه بود و چه شد؟!


گلایدر

پرواز از ارتفاع از گلایدرها شروع شده است. سازه‌های معمولا فلزی‌ای که مسافت نسبتا زیادی هل داده می‌شدند تا موتور روشن شود و در یک ارتفاع پایین‌تر فرود می‌آمدند. البته هنوز گلایدرها به صورت خیلی پیشرفته‌تر تولید می‌شوند که از سطح زمین بلند می‌شوند و دقیقاً مانند یک هواپیما در ابعاد خیلی کوچک است که فقط یک یا دو نفر در آن جا می‌شوند!


پاراگلایدر

پاراگلایدر، سختی فلز را نرم کرد، به طوری که با یک بال می‌پریدند. چون بال سبک است، وابستگی بسیار بیشتری به جریان هوا دارد. ضمناً از این نظر که هیچ نوع سوخت و موتوری استفاده نمی‌شود، خطر انفجار یا آتش‌سوزی و یا خطرات حرکت و چرخش موتور را ندارد.


پاراموتور

نسل پیشرفته پاراگلایدر است. باز هم وابسته به جریان هواست. اما پرنده نقش بیشتر در کنترل بال ایفا می‌کند. ویژگی شاخص و برتری پاراموتورها این است که برای بلند شدن و تِیک آف نیازی به ارتفاع بالا ندارد و از سطح زمین هم می‌تواند بلند شود. اما خطرات وجود موتور در هوای نامناسب بیشتر خودش را نشان می‌دهد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
متن نظرمیخام یک پر برای پرواز دورست کنم