الکی مثلا ما مدیر سایتیم!
حاشيه‌نگاري از عملکرد گروه‌های کاربری مدیریت سایت جیم در تعطيلات نوروز

الکی مثلا ما مدیر سایتیم!

نویسنده : محمد حسین وکیلی

در یک سایت مثل سايت جيم، کل کل میان نویسندگان و اعضای آن یک قضیه کاملا نرمال است. اما وقتی مدیران همان سایت مسابقه‌ای طراحی می‌کنند که کاربران در هر زمینه‌ای مثل نویسندگی، گرافیک، مدیریت مباحث انجمن، تولید و انتشار کلیپ و عکس و... به رقابت بپردازند. آن وقت است که کاربران قید بسیاری از تفریحات عیدشان را می زنند و برای حفظ آبرو هم که شده تا پای جان برای روز مدیریتشان تلاش می‌کنند. این مطلب گزارشی است بر آن چه که توسط 10 تيم كاربري از تاریخ 5 الی 14 فروردین ماه در سایت جیم گذشت.

 

شرايط ثبت‌نام

گروه‌ها باید چهار نفر اعضای دارای شرایط می‌داشتند. شرایط‌مان برای مسابقه به این شرح بود: زنده باشد؛ در طول عمرش حداقل یک‌بار انشا نوشته باشد؛ کار با سیستم را آموخته باشد یعنی حداقل بتواند سایت جیم را باز کند؛ جیمی باشد (در حد زنده بودن مهم است )؛ دخترا با دخترا و پسرا با پسرا باشند و حداقل دو نفر از اعضای گروه مشهدی باشند تا بتوانند در جلسه اولیه شرکت کنند.

 

از سبز پسته‌ای تند تا سرخابی یواش

از سرتاسر کشور که نه، اما از سرتاسر مشهد بچه‌ها خودشان را به جلسه می‌رساندند. در این جلسه درباره عملکرد هر گروه در روز خودش بحث می‌شد و آموزش‌های لازم را تا حدودی می‌دیدند. در این جلسات افراد زیادی تلف شدند برای مثال یک فروند جیمی هنوز وارد اتاق نشده بود به در گیر کرد و پاش‌پاش شد. یکی از کاربران که کلا 40 کیلو بود مال مفت جیم را دید و یک جعبه بیسکوییت خورد. هر چند بعد از این اتفاق به نظر اوردوز بیسکوئیتی کرد و خبری از وی در دست نمی‌باشد! گروه‌ها در جلسه اسم گروه‌شان را انتخاب می‌کردند که اسامی به شرح زیر بود:

1- «ماگزیلا با رنگ سبز پسته‌ای تند». این گروه به همراه گروه مندیبل ائتلاف کردند و در روز مدیریت حسابی هوای یکدیگر را داشتند. افراد این دو گروه غالبا دانشجویان پزشکی و پیراپزشکی بودند.

2- «مندیبل با رنگ سرخابی یواش». ماگزیلا نام استخوانی در فک فوقانی و مندیبل نام استخوانی دیگر در فک پایین انسان است. این دو گروه استاد حرف زدن و برگزاری مسابقات دومیدانی بر روی اعصاب مدیران سایت هستند برای همین اسم دو فک را برای خود برگزیدند و نام ائتلافشان را هم «فکین» گذاشتند.

3- «دُرنانهنگ با رنگ سفید». اعضای این گروه فردی را در ترکیب خود داشتند که پا جای فرهنگستان زبان و ادب فارسی گذاشته است. از همین رو اسم این گروه ماحصل تلاش‌های ایشان است.

4- «شنگرفی‌ها با رنگ شنگرفی». شنگرفی که همان رنگ عنابی است رنگ مد امسال نامیده شد. این گروه الکی مثلا میخواستند بگویند ما خیلی fashion ایم.

5- «قالپاقی‌ها با رنگ سیاه سفید خاکستری». اوج اتحاد در جلسه اول گروه نمایان بود. سه نفر هر کدام یک رنگی را دوست داشتند و نفر چهارم هم نظری نداشت. بنابراین سه رنگ را با هم ترکیب کردند!

6- «نخودی‌ها با رنگ نخودی». به نظر می‌رسید این گروه از تکنیک مظلوم‌نمایی استفاده کردند تا بقیه گروه‌ها آن‌ها را به عنوان یک رقیب جدی حساب نکنند.

7- «عقاب‌های مشکی با رنگ مشکی». این گروه آمده بودند تا سایت را بترکانند. حضور یک برنامه‌نویس خلاق در این گروه حکایت از برنامه متفاوت آن‌ها داشت.

8- «مامان‌بزرگ‌ها با رنگ یاسی». تنها گروهی بود که یک مادر در بین خود داشت. مامان‌بزرگ‌ها میانگین سنی گروهشان 24.4 است. برخی خانم‌ها کلا اعتقاد دارند 18 سالشان است و تغییر فصل‌ها برایشان معنی ندارد. به نظر می‌رسد این گروه از آن دسته خانم ها نبودند.

9- «نیلوفر آبی با رنگ بنفش». یکی از ناشناخته‌ترین گروه‌ها بودند که می‌شد روی قلم‌شان حساب کرد. هر چند اهل گزارش و یادداشت نبودند اما یک نفر از اعضایشان نویسنده خوبی بود.

10- «حکمتانه با رنگ گوجه‌ای». دو نفر از نویسنده‌های جیم یعنی علیرضا گران‌پایه و محمدرضا ضیا در این گروه حضور داشتند که در اواسط کار از مدیریت انصراف دادند .برخی‌ها معتقدند این گروه به دلیل کیفیت بالای سایر گروه‌ها ترسید و انصراف داد!

 

صبح روز مدیریت

ساعت 10 صبح با حضور در دفتر جیم کارشان را شروع می‌کردند. در ابتدای ورود چراغ تخته سیاه سایت جیم را روشن می‌کردند و دستی بر تایید نظرات مطالب می‌زدند، پس از آن یکی از وبلاگ‌هایی را که دوست داشتند را در روزمره آنلاین سایت جیم معرفی می‌کردند. حالا نوبت کار سخت‌شان بود. بنر اکثر مطالب آماده بود اما یک سری اصلاحات را لازم داشت پس همان اول گرافیست پای سیستم صفحه‌آرا جیم می‌نشست و به اصلاح بنرهای خود می‌پرداخت (البته قبلا ما از ایشان اجازه گرفته بودم، بعله!) معمولا مطالب اصلاحات ویراستاری و مفهومی زیاد می‌خواست، پس از توضیح دادن اصلاحات متن، بچه‌های پای مطلبشان می‌نشستند و اصلاحات را اعمال می‌کردند. هرچند برخی‌ها که تجربه کم‌تری در نویسندگی داشتند دلشان نمی‌آمد مطلب را اصلاح کنند و حسابی مقاومت می‌کردند اما پس از رفع ایرادات فنی، قبول کردند که مطالبشان کیفیت بهتری پیدا کرد. در حقیقت همه گروه‌ها یک کارگاه مقدماتی نویسندگی را حین کار تجربه کردند.

 

ظهر روز مدیریت

حضور بچه‌های سایت جیم برای بایتی‌ها حسابی محسوس بود.‌ اگر از جیغ و داد روزانه کاربران سایت بگذریم، سفارش‌های روزانه پیتزا و کنتاکی... فصلی جدید را در تاریخ دفتر جیم رقم زد. هر چند مدیر اجرایی جیم با حضورش در جیم و خرید ماست ذرت مکزیکی و نان سعی در آرام کردن فضا داشت اما پیتزا فروشی سر کوچه‌ی‌ دفتر جیم هم از این شروع طوفانی سال تعجب کرده بود.

 

بعد از ظهر روز مدیریت 

تمامی گروه‌ها در یک نكته مشترک بودند. همگی از خستگی له‌له و داغون بودند حتي بيشتر از آقوي همساده! اما تفاوت‌شان در این بود که برخی‌ها تا این زمان توانسته بودند مطالبشان را تحویل دهند و به سایر کار‌ها مثل انتخاب و انتشار کلیپ‌ها‌ و عکس‌های سایت می‌پرداختند و برخی‌ها هم همچنان در حال کُشتی گرفتن با مطالبشان بودند.

 

خلاقیت‌ها و اتفاق‌های ویژه

گروه قالپاقی‌ها کاملا نشان دادند جنبه ادمینی را ندارند و تا 3 نصف شب (شاید هم صبح!) سایت را باز نگه داشتند، این گروه یکی از آهنگ‌های کلاه قرمزی را هم در بلوار وکیل‌آباد مشهد اجرا کردند و به عنوان کلیپ این گروه در سایت منتشر شد. شنگرفی‌ها  به عنوان عیدی به هر کدام از کاربران سایت جیم یک پوستر اختصاصی که با یک شاه‌بیت از شاعران معاصر تزئین شده بود، هدیه دادند. نخودی‌ها یک کامنت‌استریپ فوق‌العاده را آماده کردند. گروه عقاب مشکی تمام توانشان را برای مسابقات روزانه خرج کردند و چندین مسابقه که در راس آن‌ مسابقه شطرنج بود را برگزار کردند. این گروه برای یک روز مدیریتشان بازی شطرنج در فضای وب را ساخته بوند که افراد با نام کاربری‌شان می‌توانستند در این مسابقه شرکت کنند و در آخر هم به برندگان تمام مسابقات کارت شارژ هدیه کردند. ماگزیلایی‌ها «ذهن زیبا» را خلاقانه نوشتند. آن‌ها به جای آن‌که سلیقه خودشان را در انتخاب شعر‌ها اعمال کنند با شعرای مطرح کشور تماس گرفتند و شعرهایی که حال شعرای‌مان را خوب می‌کرد، به صورت یک پک شعر منتشر کردند. مامان بزرگ‌ها کل فیلم‌های کاندیدای اسکار را نگاه کردند و دیالوگ‌های برتر فیلم‌ها را منتشر کردند.

 

چه گزارش‌هایی داشتیم!

قالپاقی‌ها که انواع لباس پاره را تدارک دیده بودند رفتند تا در میدان دکتر شریعتی گدایی کنند(!) اما به گفته خودشان تا لباس‌هایشان را عوض کردند شهر خالی شد و کلا هیچ موجود زنده‌ای یافت نمی‌شد تا از او پولی طلب کنند برای همین نقشه‌شان را عوض کردند و به ترمینال رفتند تا نقش یک مسافر در راه مانده را بازی کنند. پس از چندین ساعت گدایی 2300 تومان پول جمع کردند اما چون گدایی موفقیت‌آمیزی نداشتند در سوژه آخر حسابی مایه گذاشتند و گریه کردند تا توانستند 1000 تومان دیگر هم جمع کنند! مامان‌بزرگ‌ها به یک فروشگاه کیف رفتند و نقش یک دزد را ایفا کردند تا عکس‌العمل مردم را ببینند. البته نشان دادند که دزدهای خوبی نیستند چون هنگام کش رفتن کیف ناگهان گوشی یکی از دزدها صدای اذانش بلند می‌شود! شنگرفی‌ها گزارشی جسورانه و مخفیانه‌ای را گرفتند. آن‌ها به یک کلینیک قانونی سقط جنین که به صورت غیرقانونی هم فعالیت می‌کند مراجعه کردند و در آخر با یک متخصص و یک فرد که سقط جنین در آرایشگاه زنانه(!) داشته، مصاحبه کردند. گروه درنانهنگ هم یک گزارش کامل از طبیعت بکر و آثار تاریخی ازغد (یکی از روستاهای اطراف مشهد) را تهیه کردند و اطلاعاتی را در اختیار مخاطبين سايت گذاشتند که فقط محلی‌های آن منطقه مطلع بودند. گروه ماگزیلا هم گزارش  +14 گرفتند. موضوع گزارش این گروه جنازه‌هایی بود که در دانشگاه‌ها تشریح می‌شوند. احتمالش هست که این بخشی از این مطالب در جیم چاپ شود اما اگر به هزاران دلیل این اتفاق نیفتاد پیشنهاد می‌کنیم خواندن این مطالب را در سایت جیم از دست ندهید.

 

شنگرفی‌ها برنده شدند

داوری گروه‌ها بر اساس 14 معیار و 200 نمره انجام شد. گروه شنگرفی‌ها با 161 امتیاز عنوان شاخ‌ترین مدیر سایت را کسب کردند و گروه‌های درنانهنگ و نخودی‌ها هم نتوانستند مچ یکدیگر را بخوابانند و هر دو با امتیاز 143، مقام دوم را کسب کردند. 

خلاصه برنامه دورهمي خوبي بود، هم همديگر را ديديم در اول سال و كيف كرديم و هم از يكديگر چيزي ياد گرفتيم و انرژي داديم، آن‌هايي كه بودند دست‌شان درد نكند و خسته نباشند و آن‌هايي هم كه نبودند جايشان خالي بود حسابي!

نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
خیلی خوب بود فقط درنانهنگش کم بود درنا نهنگشو بیشتر میکردین خخخخخ:)
radyab0
radyab0
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
کاشکی منم میتونستم بیام اونجا مشغول به کار بشم