بچه‌ها مچکریم!
jeem.ir

بچه‌ها مچکریم!

نویسنده : مدیر سایت

بیش از دو و نیم سال است که در این ستون، سعی کردیم در حد توان‌مان و البته مقدار فضایی که صفحه‌آرای محترم برایمان در نظر گرفته است، یک نکته آموزش نویسندگی را بنویسیم. خوشحالیم که حالا بعد از این مدت، به طور ملموسی سطح مطالب ارسالی به جیم بهتر شده است. نوشته‌های بسیار خوب شما در جشنواره نویسندگی «نقطه سر خط» بهترین عیدی برای بروبچه‌های جیم بود. خلاصه عرضی نیست جز تشکر! بچه‌ها مچکریم و سال نو مبارك...

 

مرد تنهای شب!

h_ghasemi

تاریخ انتشار: 19/12/93

ساعت:  12

کسی را می‌شناختم که به قله‌های مه‌آلود انس داشت. مردی که دلتنگ بود؛ دلتنگ خاکریزهای خاموش و سنگرهای خالی؛ دلتنگ سال‌های دور؛ دلتنگ گرمای دست همبازی کودکیش وقتی سر بر زانويش، واپسین کلماتش، خون شد و از گلویش قُل زد. دلتنگ قلدری‌های یکه بزن کلاس پنجم دبستان مروی، وقتی پیچک‌ها غیورانه کفن پوشش کردند. وقتی باران به دست خود، غسلش داد ... دلتنگ اسناد و یادگارهای جانبازیش که شبی واویلا، در غلغله بیمارستان صحرایی، باد برد و از چشم پنهان‌شان کرد. اما باد که زخم‌ها را نمی‌تواند بردارد و با خود ببرد. زخم‌ها همیشگی شد؛ زخم‌های نامرئی که هیچ کس باور نکرد. نه موج گرفتگی‌اش و نه سرگیجه‌ها و سردردهای پیاپی‌اش را... یادم هست که حتی از بیمه‌اش هم سر باز زدند.

مرد شب‌های بی نور منور ساز، تنها بود، تنهای تنها... 

صفحه اصلی- جزرومد– یادداشت کاربران – مرد تنهای شب!

 

شبکه اجتماعی WC

naser_j

تاریخ انتشار :  20/12/93

ساعت: 13

روزهای اول خدمت بود و من بد جور توی کف شبکه‌های اجتماعی و دنیای مجازی بودم که گلاب به روی‌تان گذرم به دستشویی افتاد و به صورت کاملا  اتفاقی با شبکه اجتماعی  WCآشنا شدم. ملت همیشه در صحنه با پست‌های گوناگون و کامنت‌های متنوع در این شبکه اجتماعی فعالیت داشتند. تنوع کامنت در حد لالیگا بود. از نتایج لحظه‌ای مسابقات جام جهانی بگیر تا قیمت حامل‌های انرژی و کاهش فلان درصدی شاخص بورس و خلاصه همه چیز...

و این بود که ما هم فی الفور عضو شدیم و بماند که لایک‌های فراوانی نیز کسب می‌کردیم  ولی به علت این‌که این‌جا خانواده نشسته از ذکر اکمل مطالب موجود در این شبکه اجتماعی معذوریم.

صفحه اصلی- پنجره– یادداشت کاربران – شبکه اجتماعی WC

 

ما اهل همین حوالی غمگینیم

yekta_b

تاریخ انتشار :  13/12/93

ساعت: 19

خانه ما لب یک بلوار دراز و طولانی ست که ختم می‌شود به شیب ملایم یک زیر گذر، حدوداً از 4-3 سال قبل که یک بریدگی نافرم و بی‌ریخت و شدیداً ناامن را درست همان جایی که نباید، قبل از پیش‌بینی و فکر و مهندسی و کلیه ملزومات، سریعاً احداث کردند، ما هر روز، وقت و بی‌وقت با صدای هر ترمز کشدار، جیغ زدیم و جهیدیم دم پنجره و با آنالیز موقعیت و شرایط تشخیص دادیم که به کدام یک از شماره‌های 110، 125 یا 115 تماس بگيریم!

و درست از همان روزی که دیگر با صدای هیچ ترمزی نه جیغ زدیم و نه جهیدیم دم پنجره و نه رغبت کردیم برای آنالیز موقعیت و شرایط و نه با هیچ شماره سه رقمی تماس گرفتیم، فهمیدم آدم‌ها به همه چیز عادت می‌کنند، به همه چیز...

 صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران – ما اهل همین حوالی غمگینیم

 

فرق است بین واقعیت و مجاز!

سلیمان حسنی

تاریخ انتشار :  23/12/93

ساعت : 11

روزگاری زندگی‌ها، ساده بود/ شب‌نشینی‌ها چه فوق العاده بود

نه خبر از وایبر و از لاین بود/ نه اثر از خط‌های آنلاین بود

مردمان با هم صمیمی هم نفس/ نه چو حالا زندگی‌ها در قفس

آن زمان عیددیدنی‌ها، روبرو/ حال گشته چت، راهِ گفتگو

آن زمان دل‌ها به هم نزدیک بود/ کی خبر از گوشی و از لینک بود

بچه‌ها مشغولِ بازی می‌شدند/ کی چنین طفلِ مجازی می‌شدند

هر کسی اندر حریمِ خانه‌اش/ چاره جوید، بهرِ آن دُردانه‌اش

تا میانِ واقعیات و مجاز/ فرق بگذارد به هنگامِ نیاز

کاش بر می‌گشت آن ایامِ خوب/ دیدنی‌تر می‌شد هنگامِ غروب

در کنارِ هم تمامی هم‌نفس/ بهر ِهمدیگرهمه، فریادرس

کاش بر می‌گشت از نو سرنوشت/ می‌شد آن ایام را از سَر نوشت

صفحه اصلی- جادوی کاغذی – یادداشت کاربران – فرق است بین واقعیت و مجاز!

 

جهان ماورایی

Sanaz.Sh

تاریخ انتشار :  15/12/93

ساعت: 11

مرا در بر بگیر ای مِه/ که گمگشته‌تر از پیشم

درین رویای وهم آلود/ رهایم کن تو از خویشم

چو ابری ساکت و آرام/ رهاتـــر پرگــشودم باز

دلم در سینه می‌لرزید/ ز شوق مبهم پرواز

مرا در بر بگیر ای کوه/ صلابت را به من آموز

در آن طوفان و ویرانی/ درین آرامش مرموز

خیالم قد گشود آرام/ چو کوهی تا سر خورشید

دلم هفت آسمان‌ها را/ چو هفتاد آینه می‌دید

مرا دریاب ای جنگل/ طراوت را نشانم ده

چو مرغان پریشان حال/ امان و آشیانم ده

به چشم خویش می‌بینم/ جهانی ماورایی را

میان غربت قلبم/ خیال آشنایی را

طلوع مهر می‌خندد/ به تاریکی شب‌هایم

چه خوشبختم درین لحظه/ حقیقت یافت رویایم

صفحه اصلی- جادوی کاغذی – یادداشت کاربران – جهان ماورایی!

نظرات کاربران
کد امنیتی