احتمال باران ماسه در کشور!
گفتوگو با دکتر عادل سپهر، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی و دکترای ژئومورفولوژی، که معتقد است به زودی مشابه

احتمال باران ماسه در کشور!

نویسنده : فاطمه محمدپور

خبرنگارها دورهاش کردهاند، یکی از اقدامات دولت میپرسد و آن یکی از راهکارهای اجرایی، یکی هم از اعتراض مردم اهواز میگوید! با لبخند میگوید «حل این مشکل کلید ندارد که بزنیم و قطعش کنیم، زمان میبرد» عِرق ملیام میزند بالا، حسابی از دست رئیس سارمان حفاظت محیط زیستمان حرص میخورم! وقتی به سراغ دکتر سپهر رفتیم تا از اوضاع و احوال هوای اهواز بپرسیم، فهمیدم که بعله، مشکل ریشهای تر از این حرفهاست، کار امروز و فردا نیست، واقعا زمان میبرد و احتمالا به زودی دامن استان خودمان را هم میگیرد... 

دقیقا چه بلایی سر هوای خوزستان آمده است؟

 این وضعیت در یک سال اخیر با شدت متفاوت در بعضی از نقاط کشور اتفاق افتاده است. اما آنچه در یکی دو ماه اخیر در خوزستان اتفاق افتاد، عمدتا توفانهای ماسه است که خاص مناطق خشک و بیابانی است و منشاء کاملا داخلی دارد. 85 درصد خاک کشور ما مناطق خشک و نیمه خشک است و اگر مناطق فراخشک، یعنی مناطقی که دارند به مناطق خشک تبدیل میشوند را هم اضافه کنیم، 90 درصد خاک ایران را مناطق خشک در برگرفته است، یعنی با متوسط بارش کمتر از 50 میلیمتر در سال! و این یعنی فراهم شدن شرایط فرسایش بادی، یعنی سرعت باد در مناطق خشکی که بدون آب و پوشش گیاهی شدهاند به حد آستانه میرسد، میتواند ذرات را از جا بلند کند و با خودش کیلومترها حمل کند و در جایی مثل شهر اهواز، این ماسهها رسوب کند.

 یعنی ریزگرد نیستند؟

 ببینید باید تفاوت بین مفاهیم توفان، گردوغبار و ریزگرد را بدانیم. ریزگردها اندازهای کمتر از 50 میکرون دارند! یعنی وقتی در هوا باشند به دلیل سبک بودن، مسافت بسیار زیادی را میتوانند طی کنند. بله آنچه ما با عنوان ریزگرد میشناسیم در ایران وجود دارد، که میتواند منشاء داخلی داشته باشد مثل رشد ماشین آلات و توسعه صنعتی. اما عمدتا منشاء خارجی دارد و بیشتر از شمال آفریقا، عربستان و عراق میآیند، بسیار هم خطرناکند. ریزگردها مسافت طولانی را طی میکنند، مثلا ریزگردی که از عربستان بلند میشود در چین به زمین مینشیند یا اصطلاحا رسوب میکند، اما از ایران میگذرد، یعنی کشور ما در مسیر ریزگردهایی است که اگر غلظتش در هوا از حد استاندارد عبور کند به راحتی از ماسک هم عبور میکند، وارد دستگاه تنفسی میشود و با سلولهای بدن انسان پیوند میگیرد. مثلا بعضی ریزگردها عنصر سیلیس دارد و بعد از وارد شدن به بدن منجر به بیماری سیلیکوسیس شده، ششها را متورم میکند و حسابی سلامتی انسان را به خطر میاندازد. ما منکر ریزگرد نیستیم، در اهواز توفان گردو غبار هم اتفاق افتاده است اما آنچه در حال حاضر برای جنوب غربی كشور ما دارد اتفاق میافتد، عمدتا ماسه هستند چون اندازهای بزرگتر از 50 میکرون دارند، اینها توفان هابوب یا همان توفان ماسه است، آن هم با منشا داخلی! یک فرآیند محلی است، مثل رعد و برق! به یکباره دیوار ماسهای بزرگی شکل میگیرد و با سرعت 60 تا 100 کیلومتر بر ساعت حرکت میکند. ذرات ماسه از حدود 40 کیلومتری اهواز بلند میشود، یک مسافت کوتاه را طی ميکند و بعد بر روی شهر مينشیند.

 پس وقتی منشاء داخلی دارد یعنی فعلا کشورهای همسایه بیتقصیرند!

 در حال حاضر مهمترین علت بیهوا شدن مردم اهواز خشک شدن تالاب هورالعظیم است. این تالاب در سال 1972 مساحتی حدود 750 هزار هکتار داشت، به مرور زمان خشک شد و مساحتش کمتر شد تا الان که شده است منطقه مناسب برای برداشت ماسه! مقصر خشک شدن دریاچه یا همان تالاب هورالعظیم هم سه کشور ترکیه، عراق و ایران هستند که طی 40-30 سال اخیر به روشهای مختلف راههای ورودی آب به این دریاچه را بستند. با سدسازی، برداشت آب، تغییر دادن مسیر آبهای ورودی به دریاچه، مطالعات برداشت نفت و ... همه و همه دست به دست هم دادند تا آب این دریاچه خشک شود! البته ناگفته نماند که کشور ما روی کمربند گرم و خشک کره زمین قرار دارد و شرایط اقلیمی و آب و هوایی کشورمان هم بی تاثیر نبوده است. حالا هم بستر مناسب برای وقوع اتفاقات این چنینی فراهم شده است...

 راهکارهای ضربتی که در حال حاضر بتواند به داد تنفس مردم خوزستان برسد، وجود دارد؟

 خب حفظ آب باقی مانده تالاب هورالعظیم میتواند یک راهکار باشد، یعنی تثبیت آب موجود و جلوگیری از خشک شدنش! راهکار دیگر تثبیت ماسههای روان با روش مالچپاشی؛ یعنی با پاشیدن فرآوردههای نفتی بر روی خاک، چسبندگی ذرات خاک را زیاد کرده و سفتشان میکنیم، آن وقت باد نمیتواند تکانشان بدهد. البته این فرآوردههای نفتی برای سلامت خاک مضر است و به مرور زمان خصوصیات شیمیایی و فیزیکی خاک را نابود میکند اما در حال حاضر نانوفناوري به کمک مالچپاشی آمده است که نه تنها برای خاک مفید است بلکه خواص خاک را هم حفظ میکند. شناسایی و کاشت گونههای گیاهی مناسب در منطقه هم یک راه است، پوشش گیاهی خودش یکی از مهمترین موانع برخاستن گردوخاک و ماسه است. بحث مسائل بهداشتی هم که فوریت خاص خود را دارد تا سلامتی مردم حفظ شود. در بلند مدت هم باید به فکر چاره و تعامل با کشورهایی بود که ریزگردهای خطرناکشان از ایران عبور میکند، مثل عربستان، قسمتهایی از شمال آفريقا، سوریه و خاورمیانه.

 احتمال وقوع چنین اتفاقاتی برای سایر نقاط کشور چقدر جدی است؟

 خیلی جدی است! در حال حاضر حدود 14 استان در کشور، کانون بحران و مستعد وقوع این گونه حوادث هستند. درست است که حدود 80 درصد خاک ایران خشک است اما چهره بیابانگونه ندارد و ما با نوع رفتارمان داریم به این مناطق چهره بیابان میبخشیم و آنها را مستعد وقوع حوادث میکنیم؛ مثلا با تغییرات کاربری، هدر دادن آب مصرفی، فشار دام و چرا، قطع درختان و از بین بردن جنگلها! همین الان ما در ارومیه توفان نمک داریم، دریاچه ارومیه هم با این روند به زودی خشک خواهد شد! در لرستان در بسیاری از روزها میزان گردوغبار از حد استاندارد خودش تجاوز میکند! با خشک شدن دریاچه پریشان و بختگان، بخشهای زیادی از جنوب کشور مثل استان فارس خاستگاه و کانون برداشت باد شدهاند. در استان خراسان، مناطق بحرانی فرسایش بادی وجود دارد، ما در چند سال آینده، مشابه اخبار آب و هوای اهواز را برای سرخس خواهیم داشت! حوادث این چنینی برای استانهایی مثل یزد وجود دارد ولی حادتر خواهد شد!

 خشک شدن دریاچهها و کمآبی دارد خطر را به ما هم نزدیک میکند؛ احیا کردن دریاچهها چقدر میتواند موثر باشد؟

 احیا کردن یک دریاچه بسیار مشکل است. نمونهاش هم احیاي ناموفق دریاچه آرال است. کشورهای همسایه ما در شمال با صرف هزینه بسیار و صرف زمان، دست به دست هم دادند تا آرال را احیا کنند اما بعد از گذشت 7 سال و با اعلام رسمی سازمان ملل، گفته شد که توان احیاي این دریاچه را ندارند! ما فقط میتوانیم قبل از اینکه دریاچهای به شرایط بحران نزدیک شود به دادش برسیم و متاسفانه آنقدر شرایط تالابهاي ایران بحرانی است که از حد آستانه خود عبور کرده است. فقط تحت شرایط خاص مثل بارانهای سیلآسا و سیلابهای عظیم، آن هم در دراز مدت دریاچهای میتواند پر آب شود که با توجه به اینکه ایران روی کمربند خشک و بیابانی دنیا قرار دارد خیلی بعید به نظر میرسد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
sr_talebi
sr_talebi
٩٣/١٢/٢٣
٠
٠
جالبه.بارون ماسه نداشتیم