از تقویم تا تقویم...
شاخ هفته

از تقویم تا تقویم...

نویسنده : Dr_Maliheh - مهدیه جوادی

از تقویم تا تقویم...

Dr_Maliheh

05/12/93

یادداشت کاربران – محرمانه

ساعت 18

 

انگار همین یک هفته پیش بود که تقویم کوچک 93 عزیزم را در یک مغازه دیده بودم و عاشقش شده بودم. قیمتش را نگاه کرده بودم و با دیدن عدد هجده هزار تومان دود از مغز و گوشهایم بیرون زده بود و فکر می‌کردم باید دنیا به آخر رسیده باشد که من راضی بشوم برای همچین چیزی هجده هزار تومان پول بدهم.

و بازهم انگار همین یک هفته پیش بود که خودم را راضی کردم به خریدنش و با ذوق تمام مادرجان را هم بردم تا مغازه و خریدمش... اما یک هفته که نه، دوازده ماه گذشته است و من دوباره امروز در همان مغازه، همان تقویم خوشگل‌ها را دیدم، با مدل‌های جدید. دیدم و فهمیدم دوازده ماه گذشته است و من هیچ حرکتی که درخور یک سال زندگی و عمرم باشد نکرده‌ام. دیدم و یادم آمد دوازده ماه پیش میخواستم یکی از همین‌ها را برای س.ش، دوست عزیزم  -به یک مناسبت خیلی جالب :) - بخرم  و آنقدر دست دست کردم که وقتی رفتم تمام شده بود. دیدم دوازده ماه گذشته است و تقویم 93 از هجده تومان به تقویم 94 و بیست تومان رسیده است و الان هم مثل دوازده ماه پیش، دارم خودم را راضی به خریدنش می‌کنم. دارم فکر می‌کنم که هدیه را می‌شود با یک سال تاخیر داد یا نه؟

زندگی است دیگر، یک همچین سیکل معیوب و مسخره و کوتاهی دارد!

 

مهدیه جوادی

که تقویم پاری بیاید به کار

همیشه روزهای آخر سال پر است از حال و هوای شادی و نو شدن و تازگی که البته با غمی غریب همراه است. غم از دست رفتن روزهایی که در آن خاطرات‌مان جا مانده‌اند، روزهایی که گذشتند چه با اشک و چه همراه با لبخند. اما به هر حال گذشتند و در آخر تنها بار یک سال بزرگ‌تر شدن به دوش‌مان ماند.

 اما شاید بشود با یادداشت کردن بزرگ ترین دست‌آورد هر روزه‌مان در تقویمی زیبا - که معمولا همه تجربه خریدش را دارند- کمی از خاطرات مان را حفظ کنیم. به نظرم این کار شاید بتواند کمی از این غم عجیب و غریب بکاهد چون آخر سال با ورق زدن آن می‌توانی تمام روزهای رفته را به دست بیاوری. 

و البته آن وقت حتما می‌شود تقویم پارسال را به عزیزی هدیه داد به شرطی که تمام روزهای آن پر باشد از خاطرات و تجربه‌های یک‌سال زندگی که شاید بهترین هدیه‌ای باشد که یک نفر می‌تواند عید نوروز آن را عیدی بگیرد.

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام
الهام
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
سلام آخی چقدر قشنگ منم این کار را ا4ساله انجام می دم باعث میشه بزرگ شدنتا لای کلماتی که یک سال پیش نوشتی ببینی متوجه میشی چقدر چیزهایی که یه روز برات ارزش داشتند بی اهمیتند چیزهای که برات بی ارزش بودند با ارزش مثل دعوا سر پاکن وخودکار با خواهرت یا خیلی چیز های بی اهمیت دیگه
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠