11 گـــــام تا حالا چی بـــپـوشم؟!
چند و چون خرید ایـــــــــــن روزهای آخر سال

11 گـــــام تا حالا چی بـــپـوشم؟!

نویسنده : زهرا نخعی

سنتی است که بوده و هست. سال، نو می‌شود و به تبع آن، آدم‌ها هم نو می‌شوند. بازارها، شلوغ و خیابان‌ها، پر ترافیک. رسمی است که خوب یا بد، مثل خیلی از رسم و رسومات ایرانی همه را درگیر خودش کرده است که حالا این سال نویی، چی بپوشند؟! در این جا آدم‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: کسانی که با خودشان کنار آمده‌اند؛ حالا یا از سر رضایت یا اجبار که خرید نکنند و کسانی که حالا یا از سر نیاز یا از سر جو ایجاد شده، می‌خواهند خرید کنند. ما برای هر دو دسته پیشنهاداتی داریم.

 

لیست بلند بالای خرید

بسم‌ا... نکنید بروید بازار و بعد نیتِ خرید کنید! از قبل لیست خرید داشته باشید. چیزهایی که لازم دارید یا دوست دارید داشته باشید را بنویسید. حالا با خودتان رو راست باشید و بودجه‌تان را در نظر بگیرید و بعد از نوشتن، با خودکار قرمز شروع کنید خریدهای فوری و ضروری را از غیر فوری‌ها و غیر ضروری‌ها و تفننی‌ها جدا کنید. ببینید بودجه‌تان اصلا می‌رسد و اصلا لازم است حالا این‌ها را بگیرید. مطمئنا خیلی از این‌ها خط می‌خورد! 

 

تا سقف N هزار تومان!

از همان ابتدای کار، حد خرید خود را مشخص کنید. هم به صورت کلی و هم جزئی. مثلا اگر 200 تومان خرید دارید بگویید 100 تومان مانتو یا بلوز. 40 تومان کفش. 20 تومان روسری و... این طوری در هر مغازه‌ای هم که می‌روید هم تکلیف‌تان با خودتان مشخص است و هم فروشنده زحمت اضافی نمی‌کشد و سریع سراغ همان رنج قیمتی که گفتید می‌رود. اگر هم  بیشتر از حدی که مشخص کردید مثلا یک کفش دیدید، با خودتان یکی دو تا کنید ببینید از اقلام دیگر می‌توانید به جای کفش بزنید یا نه؟! نه این که باز حد خریدتان را بالا ببرید!

 

کارتِ پر پول جایش در خانه است!

همان مقدار پولی که برای خریدهای عیدتان کنار گذاشته‌اید، همان مقدار را به بازار ببرید و کارت و پول‌های دیگر را در خانه بگذارید تا دیگر به آن‌ها دسترسی نداشته باشید. آن وقت دیگر مجبورید طبق همان جیب‌تان، خرید کنید و خیلی به دل‌تان و خواسته‌هایش بها ندهید. خودسازی خوبی هم برای آدم می‌شود!

 

دلم باهاشه!

همان چیزی که می‌خواهید و دل‌تان با آن است بخرید. به حرف‌ها و تبلیغات فروشندگان توجه نکنید و گول تعریف‌ها را نخورید. اگر کلا در خرید دو دل هستید، حتما با یک نفر که سلیقه‌اش را قبول دارید، خرید بروید. ضمن این که تا یک دله نشدید، خرید نکنید که ممکن است بعدا دلتان را بزند.

 

پشتم گرمه!

اگر جیب‌تان پر است یا اصلا پشت‌تان به پدر و مادرتان گرم است دلیل نمی‌شود که بازار را بار بزنید بیاورید خانه. شما هم برای خودتان حد بگذارید و حداقل بقیه‌اش را پس‌انداز کنید. ضمن این که حد را هم نگه دارید. دوستان و اطرافیانی هم هستند که مثل شما نمی‌توانند خرید کنند، بگذارید از عیدشان لذت ببرند و احساس کمبود نکنند. 

 

هر ارزانی خوب نیست!

یک وقت می‌بینید یک جنس خوبی، ارزان شده است و یا اصلا یک جنس خوبی، قیمتش مناسب است و مورد پسند ما؛ خب این جای خرید دارد. اما یک وقت می‌بینید بعضی کالاها اصلا جنسی هم ندارند و صرفا برای ظاهر است و با دو بار پوشیدن خراب می‌شود. این ضررش بیشتر است. چون دو ماه دیگر باید راه بیفتید دنبال یک خرید دیگر. این وسط جنس شناسی خیلی مهم است.

 

هر گرانی خوب نیست!

بعضی‌ها می‌روند در لوکس‌ترین مناطق شهر خرید می‌کنند و به این اطمینان می‌کنند که چون خیلی پول داده‌اند، بهترین را گرفته‌اند. در صورتی که همان جنس را شاید در مناطق متوسط‌تر شهر هم داشته باشد با قیمت خیلی متعادل‌تر. اصلا این‌ها به کنار؛ جنسش بیستِ بیست؛ اگر اهل تنوع نیستید و همین چیزی که خریدید را چند سال استفاده می‌کنید و دلتان را نمی‌زند، خیلی هم برای‌تان خوب است و نوش جانتان. اما اگر اهل تنوعید و باز 3 ماه دیگر می‌روید بازار و دوباره هوس می‌کنید؛ سعی کنید کلاسِ کاری‌تان را پایین بیاورید و به جنس‌های قیمت مناسب‌تر قانع باشید.

 

احساساتی نشوید

احساساتی نشوید! لازم نیست آدم از فرق سر تا نوک پا را طوری سِت کند که دیگر این تکه‌ها هر کدام را اگر بخواهی جدا بپوشی، به درد نخورد. همه چیز را با هم در نظر بگیرید. چیزی بخرید که بعدا هم بشود با چیزهای دیگر بپوشید! چیزی هم که می‌خرید همان جا با خودتان یکی دوتا کنید که مثلا شلواری دارید که بهش بخورد؟! اصلا مناسب کدام مهمانی‌هاست؟! چند تا مهمانی می‌توانید آن را بپوشید؟! بعضی چیزها؛ فقط برای نگاه کردن خوب است نه برای داشتن و استفاده کردن! 

 

نگاه به مغازه‌های دیگر ممنوع!

 با خودتان مقابله کنید که اگر واقعا کفش می‌خواهید بروید در بازار کفش، اگر لباس؛ در بازار لباس و... اگر دست خودتان را در خرید رفتن باز کنید، همه دنیا را می‌گردید و همه چیز می‌خرید، جز کفشی که می‌خواستید، و انگار كفش یک بهانه بازار رفتن بوده است. اگر هم به بازارهایی رفتید که همه نوع کالایی دارد، به مغازه‌هایی که شما احتیاج ندارید، اصلا توجه نکنید! مثلا اگر لباس‌تان را خریده‌اید، دیگر چرا بیشتر از قبل به مغازه‌های لباس‌فروشی نگاه می‌کنید و قیمت‌هایتان را به روز می‌کنید؟! این قدر خودتان را حرص ندهید! بگذارید لذت خریدهای قبلی برایتان بماند.

 

نگذارید پول تان جای دوری برود!

اگر چه این خریدها یک رسم ایرانی است و ما هم پایه رسم؛ از آن طرف به ایرانی بودن خریدها هم توجه کنید. حالا که فصل هجوم خریدهاست حداقل ایرانی بخرید تا به تولیدکنندگان خودمان کمک کنیم  و چرخ اقتصاد خودمان را سرعت دهیم و این پول مان جای دوری نرود!

 

خجالت را کنار بگذارید!

کافی است در بعضی مغازه‌ها لب ترکنید که مثلا پارچه فلان رنگ می‌خواهم، یا روسری  فلان جنس می خواهم؛ آن قدر جنس باز می‌کنند که آدم اگر نپسندد می‌ماند که چطور مغازه را دودر کند! از همان ابتدا نگذارید جنس‌های زیادی را بیرون بیاورند تا بعد در رودربایستی‌اش بمانید. اگر هم جنسی را می‌دانید که فروشنده دارد گران می‌گوید؛ نخرید! اذعان کنید که گران است! اگر شما بگویید و نخرید و 10 نفر دیگر هم بعد از شما همین کار را بکنند؛ فروشنده مجبور می‌شود، قیمت جنسش را پایین بیاورد. 

نظرات کاربران
کد امنیتی