مصدع اوقات فحاشی‌تان شدم!
شاخ هفته

مصدع اوقات فحاشی‌تان شدم!

نویسنده : S_sad - مازیار حکاک

مصدع اوقات فحاشی‌تان شدم!


S_sad

30/11/93

یادداشت کاربران – پنجره

ساعت 12

 

همه‌ زمانِ بازی را تند تند راه رفت. داور و مربی را به فحش کشید و موقع پنالتی چشم‌هایش را گرفت. چند بار خودش را محکم به در و دیوار کوبید. بازی که تمام شد فحش‌هایش شدت گرفت. اشتهای غذا خوردن نداشت و جواب هیچ‌کس را نمی‌داد. آخرش هم قرصی خورد تا از شر سردردی که گریبانش را گرفته بود خلاص شود و خوابید.

همه زمان بازی روی کاناپه لم داده بودم و چند مشتی تخمه خوردم. هیجان داشتم و با اینکه خودم ندیدم، مطمئنم چشم‌هایم برق می‌زد. از اشتباهات داوری دلخور می‌شدم و موقع پنالتی دل توی دلم نبود. بازی که تمام شد تخمه‌ها را جمع کردم و نگرانِ او شدم که اعصاب نداشت. بقیه روز که بازی و برد و باخت فکر کردم و باز نگرانش بودم.

حالش که بهتر شد و از آن هیجان و خشم خلاص شد با هم صحبت کردیم. مثل همیشه به صحبت کردن با من بی‌میل بود و مثل همیشه سعی می‌کردم طوری حرف نزنم که به نظر عقل کل بیایم یا لحنی نصیحت‌گونه داشته باشم. وقتی به او گفتم زندگی مثل فوتبال است خمیازه‎ای برایم کشید و وقتی گفتم ممکن است دقیقه‌ی نود گل بخوریم سرش را کج کرد و نیم نگاهی به ساعت انداخت. واقعیتش انتظار نداشتم سخنان گرانبهایم را آن‌طور با «بادی لنگوئجش» به سخره بگیرد.

به ناچار سخن را کوتاه کرده و گفتم جز تلاش کاری نمی‌توانیم بکنیم پس به جای حرص و جوش، لذت بردن از لحظات عاقلانه‌تر است. گفتم بهتر نیست تلاش‌مان را کنیم و از آن لذت ببریم؟ گفتم بهتر نبود از بازی و هیجان و آدرنالین ترشح شده در بدنت لذت می‌بردی؟ باز سرش را کج کرد و ساعت را نگاه کرد.

دو روز بعد من روی کاناپه فوتبال می‌دیدم. تخمه می‌شکستم و سعی می‌کردم صدای فحش و داد و بیدادش را نشنوم...

 

مازیار حکاک

فوتبال عشق است

لذت بردن از هیجان فوتبال مشکلی است که بیشتر علاقه‌مندان به فوتبال مثل من، با همسر، پدر یا مادر و برادر و خواهرشان دارند. البته هیجان زیاد هم خوب نیست و حتی بعضی را به مرض سکته کشانده است اما برای کسی که عاشق فوتبال است بخشی از این هیجان و استرس غیر ارادی و ناخواسته است. یادم هست زمانی که بچه‌تر بودم همیشه تکرار گزارش ورزشی شبکه 3 را بعد از ظهرها نگاه می‌کردم. معمولا آن زمان فوتبال دندان‌گیری پخش نمی‌شد اما با دیدن چند دقیقه از بازی، تیمی که عقب‌تر بود یا ستاره‌‎ای نداشت را برای طرفداری انتخاب می‌کردم و مثل  آدم شماره یک این داستان برایش حرص می‌خوردم. برزگتر که شدم اوضاع فرق کرد و برای تیم باشگاهی محبوبم بیشتر اوقات صدایم به آسمان رفت. فوتبال برای بعضی یک نوع عشق است، عشقی که شاید تعبیری متفاوت از زندگی باشد. آدم عاشق هم که از قدیم الایام احوالاتش با بقیه فرق داشته، پس زیاد به دل نگیرید!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
جارچی

فی‌ المناقب جنجال مردان 95

٩٥/١٢/٢٦
آنتن

ما و قسط‌های آخر سالی...

٩٥/١٢/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 479

٩٥/١٢/٢٦
پایان‌نامه

وعده‌هایی برای سال جدید!

٩٥/١٢/٢٦

پاسخ نویسندگان جیم به ۳سوال و انتخاب ایموجی سال 95

٩٥/١٢/٢٦
سال جدید در پس سالی پـــراز حادثه و اتفاق می‌رسد سال گذشته را در قالب رخـداد مهم جور دیگری مرور کرده‌ایم

خوب بد جلف95

٩٥/١٢/٢٦
مینیمال

و اما عید دیدنی!

٩٥/١٢/٢٦
محرمانه مستقیم

چه روزگاری داشتیم!

٩٥/١٢/٢٦
مروری متفاوت و شیرین بر 20 فیلم‌ برتر اکران 95 سینمای ایران

از برفوش‌ترین تا بی‌اعصاب‌ترین

٩٥/١٢/٢٦
پیشنهادهایی برای آغاز فصل جدید

از سیر تا پیاز نوروزانه!

٩٥/١٢/٢٦
لچکی‌های موضوع ویژه

سال پول ساز سینما

٩٥/١٢/٢٦
بررسی اتفاقات جالب و به یادماندنی ورزش در سال 95

سالی که خوش گذشت!

٩٥/١٢/٢٦
در ستایش 8 چهره تاثیرگذار و شایسته ورزش ایران در سال 95

بچه‌ها مچکریم!

٩٥/١٢/٢٦
کافه جهان نما

نجف، دیار مهمان‌ شدن‌های بی‌شمار

٩٥/١٢/٢٦
جالباسی

باغ‌های پر گل و میوه روی سر خانم‌های اروپایی!

٩٥/١٢/٢٦
تبلیغات
تبلیغات