پرسپوليس قهرمان؟ پرسپوليس قهقرا!
محرمانه مستقیم

پرسپوليس قهرمان؟ پرسپوليس قهقرا!

نویسنده : علیرضا گرانپایه

12 مدیرعامل در طی 12 سال اخیر در باشگاه پرسپولیس فعالیت کردند. همین یک جمله شرح کاملی است بر تمام آنچه باید در مورد پرطرفدارترین باشگاه ایران و آسیا بدانیم. برای بررسی دلایل اصلی این اتفاق در باشگاه پرسپولیس، نیاز به یادداشتی است که شاید نوشتن آن نیاز به چندین و چند ستون محرمانه مستقیم دارد. اما بنظر می‌رسد در فوتبال ایران نه دولتی بودن ضمانتی بر بی حاشیه بودن و کسب نتیجه است و نه خصوصی شدن. به اندازه کافی می‌توان در هر دو قسمت نمونه نقض آورد، از استیل آذین که به جیب عابر بانک فوتبال ایران متصل بود ولی حتی نتوانست یک سال در لیگ برتر دوام بیاورد تا کلی تیم دولتی که هر سال بیش از آن‌که بر سر قهرمانی در لیگ برتر جنگ داشته باشند، بر سر میز مدیرعاملی و حضور در برنامه‌های تلویزیونی پربیننده به جنگ و جدال داخلی می‌پردازند. از بحث اصلی خودمان فاصله نگیریم، چگونه بهترین شروع یک دهه اخیر پرسپولیسی‌ها به کابوس‌وارانه‌ترین فصل این تیم تبدیل شد؟ امیررضا خادم قهرمان ملی کشتی کشورمان از سوی وزیر ورزش وقت به عنوان مسئول سر و سامان دادن وضعیت دو باشگاه قرمز و آبی پایتخت منصوب شد. خادم صریحا اعلام کرد هیئت مدیره متوازن از لحاظ ورزشی، سیاسی و اقتصادی انتخاب خواهد شد و در کنار آن یک اسپانسر قوی برای دو باشگاه جذب می‌شود تا با این دو کار دولت وظیفه خود را انجام داده و بقیه امور باشگاه به خودشان واگذار می‌شود. پس از انتخاب هیئت مدیره، اولین دروغ وزارت سر باز کرد. خادم حتی خودش در جلسه هیئت مدیره باشگاه پرسپولیس حاضر شد تا خدایی ناکرده لابی قبل جلسه‌شان برای رای آوردن رحیمی خراب نشود. رحیمی مدیرعامل فوتبالی که قبل از آن حسابش را در اصفهان پس داده بود به عنوان مدیرعامل انتخاب شد و صریحا اعلام کرد، علی دایی سرمربی سال گذشته تیم که پرسپولیس را تا آستانه قهرمانی پیش برده بود در لیگ چهاردهم نیز همراه آن‌ها است. دروغ دوم وزارت جایی خودش را نشان داد که رحیمی از حرفش کوتاه نیامد و حاضر نشد به دلیل دلخوری وزیر از دایی، او را اخراج کند. حالا نوبت سیاسی است تا وارد بازی شود و نقش مدیرعامل وزیر در رسانه‌ها را بازی کند. سیاسی رئیس هیئت مدیره هر روز خبر از اخراج دایی می‌داد تا تحت فشار رحیمی را از خر شیطان پائین بیاورد. سرتان را درد نیاورم، وزارت بار دیگر وارد شد و مستقیما دایی را به کمک یار ذخیره خودش يعني آقاي سیاسی اخراج کرد. حالا بگذارید کات بدهیم و به چند ماه بعد برویم. درخشان سرمربی تیمی است که مدیرعاملش آنقدر در زندان ماند تا مجبور شوند برای سومین بار نیز مدیرعامل جدید باشگاه را انتخاب کنند. از یک سمت درخشان می‌گوید مثل فرگوسن سال‌های اول حضور در پرسپولیس را بدون جام سپری می‌کند و همچنین تیمش مثل بارسلونا موقعیت گل مهیا می‌کند. از سمت دیگر نژاد فلاح مانند اساتید تست مجری‌گری به دنبال سوتی از درخشان است تا سریعا بلیط فرست کلس برانکو یا قطبی را صادر کند و به قول خودش شوکی به تیم وارد کند. شوکی که بیش از 2 میلیارد هزینه بر روی دست باشگاه خواهد گذاشت. 

این سناریو آنقدر تکراری است که می‌توانیم همین محرمانه مستقیم را کپی کرده و سال دیگر با چند روز تاخیر در حوالی اسفند با تغییر نام‌ها چاپ کنیم. شاید سال دیگر به جای درخشان باید نام برانکو را بنویسیم و به جای برانکو از نام علی دایی استفاده کنیم. سناریویی که نه مانند فیلم‌های فرهادی پایان باز دارد و نه مانند فیلم‌های کیمیایی قهرمانانه تمام می‌شود، بلکه مانند کارتن فوتبالیست‌ها قابل پیش‌بینی است.

نظرات کاربران
کد امنیتی