5 نـــكته بـــــــــــراي احوال‌پرسي با آدم‌هـــــــــــــــــای ســـخت!

5 نـــكته بـــــــــــراي احوال‌پرسي با آدم‌هـــــــــــــــــای ســـخت!

نویسنده : مهدیه جوادی

سلام علیکم، قربان شما، ممنون، خانواده خوبن، سلامت باشید، بزرگواری شما، فدای شما و... در بیشتر مواقع در برخورد با دوستان و یا اقوام‌ از این کلمات و یا کلمات مشابه استفاده می‌کنیم و اغلب موارد مثل این است که دو طرف که به هم می‌رسند دو فایل صوتی از پیش ضبط شده را اجرا (پلی) می‌کنند و بدون توقف شروع به تکرار این کلمات می‌کنند حتی گاهی بدون این‌که متوجه بشویم از کلمات بی ربط استفاده می‌کنیم و این‌قدر تند این اتفاقات و جملات را ادا می‌کنیم که خودمان هم گیج می‌شویم. شاید یکی از دلایل این اتفاق این باشد که هیچ وقت به خودمان و طرف مقابل‌مان اجازه احوالپرسی درست را نمی‌دهیم و انگار که مجبور به انجام یک کار خسته کننده و اجباری هستیم و دلمان می‌خواهد زودتر از شرش خلاص شویم و شروع به اداي کلمات می‌کنیم! یک جورهایی وقتی از پس این کار خسته کننده بر می‌آییم یک نفس راحت می‌کشیم و خدا را شکر می‌کنیم که نفس‌مان وسط این همه تند تند حرف زدن بند نیامد و همچنان عمرمان به دنیا است.

ممکن است تمامی توصیه‌ها درباره احوالپرسی از دیگران برای بعضی افراد صدق نکند. یعنی وقتی طرف حال طرف را می‌پرسید در پاسخ بگوید «از احوالپرسی‌های شما» و یا از عبارات و کلمات نیش‌دار استفاده کند. بعضی وقت‌ها ما درگیر صحبت کردن با این افراد می‌شویم و اگر مهارت‌های گفتاری یا اصطلاحا جاخالی دادن را بلد نباشیم ممکن است کار به جاهای باریک بکشد یا در بهترین شرایط یک خاطره ناخوشایند از دیدار با این‌افراد برای‌مان ایجاد بشود. اما با دانستن چند نکته کوچک می‌شود از این اتفاقات جلوگیری کرد. نکات زير را اگر با جان و دل بخوانيد، به دادتان می‌رسند که چه طور با این افراد وارد یک احوال پرسی بدون تنش شوید و زنده در بیاید:

1 

 اولین قدم برای برخورد با این افراد، یک قدم عقب نشینی است، مثلا در جواب «از احوالپرسی‌های شما» بگویید «کم سعادتی ما بوده» و یا هر جمله دیگری که یک عقب‌نشینی کوچک داشته باشد. معمولا در مراودات معمولی این روش بسیار پاسخگو است و طرف مقابل متوجه پذیرش انتقادش از طرف شما می‌شود و به اصطلاح جگرش حال می‌آید و دیگر ادامه نمی‌دهد.

 

 2 

اگر بعد از عقب نشینی شما دیدید که طرف مقابل همچنان درحال انتقاد کردن از رفتار گذشته شماست خیلی منطقی سعی کنید سخنش را بپذیرید. شاید بگویید اصلا دل‌تان نمی‌خواهد این‌ کار را بکنید و این فرد حق ندارد درباره شما این‌طور صحبت کند. اما واقعیت این است که وقتی شما یک بخش از سخن طرف مقابل‌تان را می‌پذیرید عملا او را خلع سلاح کرده‌اید و او دیگر حرفی برای ادامه دادن ندارد. مثلا ممکن است در یکی از دید و بازدیدهای عید با عمه پسرخاله همسرتان روبرو بشوید و او به شما می‌گوید «از وقتی ازدواج کرده‌ای بی معرفت شده‌ای» شاید شما در اصل این جمله را قبول نکنید ولی وقتی بگویید «شاید اینطوری باشد که شما می‌گویید» طرف مقابل دیگر واقعا حرفی نمی‌تواند بزند و مکالمه تمام می‌شود و مثلا اینجا عمه پسرخاله همسرتان بگوید که توقع داشته شما با او تماس بگیرید و شما بابت این بی‌توجهی که کرده‌اید عذرخواهی کنید، همه چیز ختم به خیر می‌شود.

  

3 

یادتان باشد که در ته کلام افرادی که لب به انتقاد می‌گشایند یک حقیقت وجود دارد و آن هم احساس رنجش از رفتار شماست که ممکن است خودآگاه یا ناخودآگاه اتفاق افتاده باشد. پس به منتقد احترام بگذارید. حرفش را بپذیرید و در نهایت اگر حس رنجش برای شما اتفاق افتاده آن را بگویید. این رفتار شاید در ابتدا خیلی جسورانه به نظر برسد اما در نهایت جواب می‌دهد. وقتی مخاطب شما متوجه بشود که شما متوجه رنجش او شده‌اید، خیالش راحت می‌شود و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می‌شود، اما اگر بخواهید مقابله به مثل کنید یا شما هم از کلمات نیش‌دار استفاده کنید کار به جاهای خوبی ختم نمی‌شود.

  

4 

توپ را به زمین طرف مقابل بیندازید. یعنی این‌که ممکن است در ابتداي ورود به یک مهمانی فردی در اولین سخنانش بگوید «لباست اصلا به تو نمی‌آید» یا این‌که «این چه رنگی است که پوشیده‌ای» به جای این‌که ناراحت شوید و یا موضع بگیرید سریعا در پاسخ بپرسید: «به نظر شما چه رنگی به من می‌آید» این‌جا طرف مقابل کاملا خلع سلاح شده و حالا دارد درباره رنگ‌ها صحبت می‌کند اینجا دیگر موضوع کاملا عوض شده‌است و شما می‌توانید به چند جمله درباره علایق و رنگ‌هایی که به نظر منتقد تند زبان‌تان زیبا هستند را بشنوید.

  

5 

خیلی وقت‌ها یک موضوع ساده و کوچک ممکن است فقط به‌خاطر این‌که امکان مطرح شدن نداشته‌ به یک مشکل تبدیل بشوند. سعی کنید خیلی منطقی رنجش خودتان را مطرح کنید و بپذیرید که ممکن است موجب رنجش دیگران شده باشید و گاهی فقط  شنیدن گلایه طرف مقابل و ابراز همدردی و همدلی با او باعث نجات رابطه شما باشد. مثلا اگر کسی بگوید «تصمیم داشتم که دیگر با تو صحبت نکنم» باید در پاسخ بگویید: «مثل این‌که ناخودآگاه کاری کرده‌ام که تو را ناراحت کرده‌ام، واقعا متاسفم. می‌شود بگویی چه اشتباهی کرده‌ام که تو را این قدر ناراحت کرده؟» اینجا شخص شروع به طرح مساله می‌کند و فقط پذیرش اشتباه و یا بی توجهی که از طرف ما  اتفاق افتاده می‌تواند خیلی مسالمت آمیز همه چیز را حل کند.

و در آخر یادمان باشد که مولا علی(ع) می‌فرمایند :«هر كس عيب تو را برايت آشكار كرد، او دوست توست».

نظرات کاربران
کد امنیتی