دست و پوستی ساخته‌ام که مپرس!
گپ و گفتی با چند مخترع جوان درباره اختراع و ایضا مشکلات‌شان

دست و پوستی ساخته‌ام که مپرس!

نویسنده : زهرا خنداندل

 

فاطمه کوچولو کنار اتاق نشسته و با عروسک‌‌‌‌‌‌هایش خاله بازی می‌کند. روی صورت یکی از عروسک‌ها را پوشانده، و به او می‌گوید: «تو صورتت سوخته، دوستات با دیدنت می‌ترسن، پس همین گوشه بشین». مادر گوشه‌ای نشسته و آرام گریه می‌کند. به صورت سوخته دختر کوچکش که از ترس مسخره شدن، دیگر مدرسه هم نمی‌رود نگاه می‌کند و اشک می‌ریزد... 

محمود، کارگر ساده کارخانه بود. در یکی از روزهای شلوغ کاری حواسش پرت ‌شد و دستش لای دستگاه گیر کرد و از مچ قطع شد، به همین سادگی! حالا دیگر به خاطر شرایط جسمی‌اش نمی‌تواند کار کند. خانمش کارگری می‌کند تا هزینه زندگی خانواده پنج نفره‌شان را تامین کند. غرور محمود آقا بدجور جریحه دار شده است... 

امثال فاطمه کوچولو و محمود آقا کم نیستند، آدم‌هایی که با «همت» و «حمایت» می‌توان آن‌ها را دوباره به زندگی عادی بازگرداند. در گزارش این هفته با مخترعان جوانی صحبت کرده‌ایم که بی‌تفاوت از کنار فاطمه‌ها و محمودها نگذشته‌اند، جوانانی که اگر اختراع‌شان به تولید انبوه برسد در آینده‌ای نزدیک مشکل بسیاری از بیماران را می‌تواند حل کند.

 

چند عکس یک اختراع

خبر موفق بودن اختراع‌شان،‌ یکی دو هفته پیش روی سایت‌های خبری آمد، اختراعي که از ساخت «پوست مصنوعی زنده» توسط دانشجویان جهاد دانشگاهی مشهد خبر می‌داد. 

دکترحجت نادری، 35 ساله عضو هیئت علمی گروه سلول‌های بنیادی و پزشکی جهاد دانشگاهی مشهد است. از او می‌خواهم تا اختراع‌ گروه‌شان را معرفی کند و بگوید ازکی مشغول به کار روی این پروژه شدند: «ما پوست مصنوعی زنده ساخته‌ایم، این محصول می‌تواند به درمان کسانی که به خاطر بیماری به پوستشان آسیب رسیده است یا دچار سوختگی شده‌اند، به خصوص سوختگی نوع سوم کمک چشمگیری کند. واردات این پوست به خاطر شرایط نگهداری خاصش بسیار مشکل و هزینه‌بر است. البته باید بگویم که نمونه اختراعی ما خیلی بهتر از نمونه‌های خارجی‌اش است. این پروژه را من و همکارانم حدود 4-3 سال پیش شروع کردیم. هنگامی که در یک جلسه تخصصی، از افرادی که دچار سوختگی شده بودند، عکس و اسلاید‌هایی دیدیم و بسیار تحت تاثیر قرار گرفتیم. آن جا با خود ‌گفتیم مگر هوش و پشتکار ما کمتر از چینی‌هاست، این شد که همان جا تصمیم خود را گرفتیم و دست به کار شدیم و توانستیم برای اولین بار در کشور به این اختراع دست یابیم.»

فازهای یک اختراع

معمولا اولین سوالی که در مواجهه با این اختراع‌ها به ذهن هر آدمی خطور می‌کند این است که چه زمانی این محصول به تولید انبوه می‌رسد و می‌تواند در دسترس بیماران قرار بگیرد، این سوالم را با نادری در میان می‌گذارم: «وقتی یک محصول این‌چنینی بخواهد به تولید انبوه برسد  باید یک فاز حیوانی و سه فاز کارآزمایی بالینی را طی کند تا از لحاظ مسائل ایمنی و کارآمدی مورد اطمینان قرار بگیرد و همین‌طور برای گرفتن مجوز از اداره بهداشت فاکتورهای لازم را داشته باشد. فاز حیوانی در واقع آزمایش روی مدل حیوانی (مثلا خرگوش) است که اختراع ما این فاز را با موفقیت پشت سر گذاشته است. فازهای کار آزمایی بالینی هم که به ترتیب، آزمایش محصول روی یک گروه داوطلب 5 نفره برای بررسی از لحاظ ایمنی است و بعد یک گروه کنترل داوطلب  30 تا 50 نفره باید این آزمایش را پشت سر بگذارند و مرحله سوم آن آزمایش این محصول بر ‌روی بیش از صد نفر از بیماران داوطلب است. مشکل ما در مرحله سوم هزینه‌بر بودن آن است. البته این فازها در تمام دنیا وجود دارد که گذراندن آن‌ها طبق استانداردها حدود 4 الی 5 سال طول می‌کشد.»

 

وقفی برای اختراع‌

به آقای نادری می‌گویم که این بازه خیلی طولانی است. با تایید حرف من می‌گوید: «تازه اگر پول نداشته باشیم طولانی‌تر هم می‌شود. چقدر خوب است در جامعه ما که فرهنگ وقف نهادینه شده است، مردم دارایی‌هایشان را برای کارهای تحقیقاتی و اختراع‌هایی که مورد نیاز بیماران است نیز وقف کنند. هزینه‌های کار ما بسیار زیاد است و به این صورت نیست که بگوییم با صد میلیون تومان کار نتیجه می‌دهد، برای مثال ما الان نیاز به یک سری تانک انجماد داریم که هزینه‌اش حدود 600 - 500 میلیون تومان است. خوب است به این نکته اشاره کنم که در کشورهای دیگر خیلی از هزینه‌های دانشگاه‌های بزرگ‌ و هزینه تحقیقات دانشجویان را خیریه‌ها پرداخت می‌کنند.»

 

یک پله بالاتر از تمام دنیا

حرف‌های این مخترع جوان را مرور می‌کنم و این حرف که «نمونه اختراعی ما خیلی بهتر از نمونه‌های مشابه خارجی‌ است.» برایم سوال می‌شود و از او می‌خواهم دلیل این ادعا را توضیح دهد: «در دنیا برای ساخت این پوست از لایه تغذیه کننده سلولی پوست موش استفاده می‌شود که از لحاظ کلینیکی اصلا قابل قبول نیست چون پیوند از یک حیوان به یک انسان پیوند از دو گونه مختلف است، نوع دیگری هم وجود دارد و آن پیوند از انسانی به انسان دیگر است که این مورد با این‌که مشکل قبلی را ندارد اما ممکن است بیماری‌های پوستی اهدا کننده به درخواست کننده انتقال یابد.» با لبخند ادامه می‌دهد: البته نمی‌توانم در باره لایه تغذیه کننده‌ای که استفاده کرده‌ایم، توضیح بدهم چون هنوز ثبت اختراع نشده است. حتما بعدها این موضوع خودش رسانه‌ای می‌شود.»

گشتی در اتاق تمیز

محل اصلی کار گروه یک اتاق تمیز (clean room) است، اتاقی که برای وارد شدن به آن باید کفش‌هایت را دربیاوری و دمپایی و لباس مخصوص بپوشی. از روی برچسب‌های سورمه‌ای رنگ که کف راهرو چسبیده رد می‌شویم، آن طور که می‌گویند این چسب‌ها را برای گرفتن گرد و غبار کف دمپایی‌ها زده‌اند و هر روز هم آن‌ها را عوض می‌کنند. بعد از وارد شدن به اتاق، باید در «اتاقک هوایی» که در گوشه اتاق تمیز تعبیه شده است ایستاد تا تمام ذرات احتمالی روی لباس شما با فشار هوا پاک شوند، البته این پایان تمیز کاری نیست، هوای بالای میز مخصوص پژوهشگر نیز توسط دستگاه‌هایی مدام در حال تصفیه است تا محیط عاری از آلودگی باشد. 

جوان یعنی انرژی جلو برنده

نادری یکی از دلایل موفقیت تیم خود را جوان بودن اعضای تیم می‌داند و می‌گوید: اگر پروژه ما توانسته به این خوبی پیش برود به خاطر حضور جوان‌ها و انرژی آن‌هاست، میانگین سنی همکاران من 27-28 سال است، اصلا جوان یعنی انرژی پیش برنده. اما نکته اصلی درباره همین جوان‌های خوش فکر، درگیر بودن آنان با دغدغه‌های مالی و هزینه‌های زندگی است، به نظر من مسئولان باید چاره‌ای بیندیشند تا جوانان نخبه ما درگیر دغدغه‌های مالی نشوند.

ملیحه حسن‌زاده، دانشجوی کارشناسی ارشد سلولی ملکولی، یکی دیگر از اعضای این گروه است، او می‌گوید: در گروه ما یک نوع همدلی و صمیمیت هست و من معتقدم که اگر این صمیمیت نباشد کار پیش نمی‌رود. یک جورهایی زندگی شخصی و کارمان گره خورده است. مثل اعضای یک خانواده هستیم. البته اختلاف پیش می‌آید، اما رابطه دوستانه‌ ما اجازه نمی‌دهد اختلافات به کار لطمه وارد کند.

محمد عرفان مقصود، عضو دیگر گروه است، اهل پاکستان است و دانشجوی دکترای سلولی ملکولی. از او درباره کار با یک گروه ایرانی می‌پرسم: «کار کردن در اینجا خیلی خوب است. دوستان خیلی به من کمک می‌کنند، درک گروه بالا است. خلق و خوی ایرانی‌ها در جامعه علمی خیلی خوب است و راحت یک خارجی را درمیان خودشان می پذیرند البته در اجتماع خیلی این‌طور نیست!»

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨