اندر حکایت ابن جیم و احتکار میوه
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و احتکار میوه

نویسنده : ایمان فروزان نیا - محمد حسین وکیلی

 در کتاب اندر احوالات ابوجارچی ابن جیم خراسانی آورده‌اند که چون پیرنا به چهل سالگی رسید کرامات فراوان در وی پدیدار شد. از جمله آن‌که هیچ نمی‌خورد و هوا سوز شده بود. و نقل است انگشت بر خاک بیابان می‌زد و بر دهان می‌گذاشت و سیر می‌شد و دیگر آن‌که خیار را به جای موز می‌خورد و سیب‌زمینی را به جای گوشت! و نقل است گاهی که خیلی گشنه می‌شد بی آن‌که دست به تلفن ببرد برایش با پیک شتری غذا می‌آوردند! خلاصه به سبب این کرامات حتی یک نفر از مریدان هم سالم نمانده بود و بلاد جیم پر شده بود از جامه دریده شده و مرید لهیده. القصه روزی مریدان نزد استادنا آمدند و گفتند یا خفن: روزنامه ابتکار گزارشی منتشر کرده که خبر از آغاز کار محتکران میوه در این روزها دارد. ابن جیم تبسمی کرد و گفت: ای مریدان؛ نگران گرانی میوه نباشید، زیرا که من جایی را بلدم که در آن میوه ارزان یافت می‌شود؛ بیا و ببین. مریدان گفتند: «کجا؟!» ابوجارچی گفت: «سبزی فروشی دم خونه رئیس جمهوره سابق» یکی از مریدان گفت: «زکی؛ الان دو سال است آن سبزی فروشی جمع شده!»

ابن جیم چون این سخن بشنید نعره‌ای زد و جامه درید و فریاد وا گرانیا سر داد ولی هیچ یک از مریدان واکنشی نشان ندادند.

ابوجارچی پرسید: شما چرا نعره نمی‌زنید؟! مریدان گفتند: الکی مثلا ما هم کرامت داریم و هواسوزیم! و این بود از تاثیرات وایبر بر مریدان.

نظرات کاربران
کد امنیتی
تور دبی
تور دبی
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
متشکرم
تبلیغات
تبلیغات