به جا مانده از اختتامیه نچسب جشنواره سی و سوم
یادداشت

به جا مانده از اختتامیه نچسب جشنواره سی و سوم

نویسنده : سرویس ادب و هنر

جشنواره فیلم فجر هم با اختتامیهای عجیب بهکار خود پایان داد و باید بهانتظار اکران فیلمها نشست. اما چرا اختتامیه عجیب بود؟

* هنوز برخی از هنرمندان ایرانی فرق بین اختتامیه مهمترین رویداد سینمایی کشور را با پیادهروی 2 نفره زیر باران همراه همسر، یا کویرنوردی با رفقا را نمیدانند، نوع پوشش هنرمندان هر چند متداولتر از روزهای اکران جشنواره و نشستهای خبری بود، اما کماکان در شان یک مراسم رسمی نبود. 

* برخی دیگر از هنرمندان که موفق به دریافت سیمرغ شدند هم به طرز عجیبی اصرار داشتند از معلم کلاس اول تا استاد راهنمای پایاننامه ارشد و ... خلاصه سبزی فروش محل که اسفناج فروخته تا آنها باهوش و هنرمند شوند تقدیر کنند. 

* عجیبتر اینکه باز برخی از همین هنرمندان گرامی وسط سخنرانی وزیر مدام کف میزدند تا به وزیر یادآوری کنند زیاد صحبت نکند و...

* شهیدیفر انتخاب تکراری برای این مراسم است و حضور مدیری امیدهای زیادی را ایجاد کرد که با یک اختتامیه متفاوت مواجهیم. اختتامیه هم متفاوت بود اما نه از جنبه مثبت ماجرا. هماهنگی لازم بین شهیدیفر و مدیری نبود. مدیری از کنداکتور و جزئیاتش بهخوبی اطلاع نداشت و هیچ برنامه طراحی شدهای برای شوخیهایش نداشت. 

* همخوانی مدیری با زندوکیلی برای ترانه «جان من کجایی؟» از عجایب دیگر برنامه بود. مدیری شعری را که حفظ نبود میخواند آنهم نه همخوانی بلکه زمزمهای نچسب و ناهماهنگ. 

* اجرای مدیری هم پر از اشکال بود، به قول فرزاد حسنی که برنامه را از رادیو الان گزارش میکرد مدیری فقط از برندش خرج کرد و واکنشها به شوخیهایش فقط بهخاطر این بود که او مهران مدیری است. و گرنه تکرار تشکر از نقش‌آفرینی کرامتی یا ماسک شدن پیانو با دوربین و... اتفاق خندهداری نبود.

* اجرای زندوکیلی شاهکار جشنواره بود، اگر اجرای مدیری خوب نبود آنچنان بد هم نبود اما زندوکیلی ترانهای دلنشین و قدیمی را به بدترین شکل اجرا کرد. انگار اصلاً قبل از برنامه از سالن تست صدا نکرده بود و حتی در حین اجرا هم توجه نداشت که هر بار عقب و جلو بردن سرش چقدر هوا وارد میکروفون میکند و صدا را قطع میشود. فریادهای بیدلیل و ناشیانه او یک ترانه لطیف را شبیه موسیقی راک کرد.

* تردد مکرر شهیدیفر روی سن و تذکرهای پیاپیاش به مدیری برای پیشگیری از گافهای مجری دوم مراسم در شان چنین برنامهای نبود و برای هر دو مجری ناپسند بود. 

* اجرای فرزاد حسنی در رادیو ایران آنقدر دقیق و با توصیفات زیبا بود که از پخش با تاخیر برنامه از شبکه نمایش هم دلنشینتر بود. اجرای حسنی که توام با نقد فراوان مدیری و شهیدیفر بود بدون خودنمایی و حرفهای بیربط بود و رضایت مخاطبان را جلب کرد.

* پخش با تاخیر برنامه بهخودی خود اتفاق بدی بود و سانسورهای غیرضروری هم کار را نچسبتر کرده بود. گیریم صحبتهای باران کوثری سیاسی بود، شوخیهای آقاخانی که از طنزهای خود تلویزیون سخیفتر نبود که لازم باشد سانسور شود. آنهم وقتی که شبکه نمایش وقت کافی برای پخش تشکرهای برندگان از خانواده و بچهمحلها را دارد.

نظرات کاربران
کد امنیتی