4 اصل برای این‌که سرنوشت تان را با دست های خودتان بنویسید
سرنوشت را می شود از سر نوشت!

4 اصل برای این‌که سرنوشت تان را با دست های خودتان بنویسید

نویسنده : حمیده زمانی

آدم‌ها در مورد سرنوشت‌شان طرزفکرهای متفاوتی دارند. بعضی‌ها فکر می‌کنند، هر کاری بکنند به بن بست می‌خورند و کلا تلاش‌ها و کارهایشان بی‌فایده است و سرنوشت مسیر خودش را برای زندگی آن‌ها انتخاب می‌کند؛ انگار آن‌ها فقط مثل یک آدمک دارند آن مسیر را می‌روند. این افراد را اگر دور و برتان حتی از فاصله یک کیلومتری دیدید از ما به شما نصیحت که دوری کنید، چون عجیب فاز منفی‌اند! اصلا نچسب هستند! بعضی‌های دیگر یک پلقی بالاترند و بهتر فکر می‌کنند و بر این باورند که نه! انگاری تلاش‌هایشان و مسیری که برای خودشان انتخاب می‌کنند، همچین بیخودکی هم نیست و باز دست از تلاش اندک‌شان نمی‌کشند و در واقع برای مدیریت سرنوشت خودشان یک سهم اندکی قائلند. این افراد هم از نظر ما چنگی به دل نمی‌زنند. اما دسته سوم، افرادی هستند که باور دارند مدیریت سرنوشت‌شان را خودشان بر عهده دارند و مدام در حال جنب و جوش‌اند و تحرک دارند. شاید مابین این سه دسته کمی بالا یا پایین هم افرادی را پیدا کنید. اما بهترین مورد همین سومی‌ها هستند، بقیه را بی‌خیال هم‌نشینی شوید؛ هر جا اين افراد را دیدید خودتان را به نحوی بهشان وصل کنید تا بلکه از زندگی‌شان درس بگیرید و بفهمید وقتی می‌گویند «ماییم که اصل شادی و کان غمیم» یعنی چه؟!!

به دسته‌بندی افراد هم کاری نداشته باشیم، به این می‌رسیم که مگر افراد گروه سومی یعنی همان‌ها که خودشان سرنوشت‌شان را مدیریت می‌کنند و مسئولیت تمام شادی و غم زندگی‌شان را می‌پذیرند، چه‌طور زندگی می‌کنند و چه‌طور فکر می‌کنند تا به حدی می‌رسند که آدم خودش را به آن‌ها وصل کند؟! برای اینکه جواب این سوال را بگیریم باید دنبال اصول زندگی‌شان بگردیم و راه‌هایی که برای مدیریت سرنوشت‌شان انتخاب می‌کنند را کشف کنیم:

 

شما مسئول تمام تجارب‌تان هستید

می‌دانید! راستش خیلی از ما یاد گرفته‌ایم با هر اتفاقی که می‌افتد تقصیر را بیندازیم گردن این و آن. لابد شما هم دیده‌اید اطراف‌تان افرادی را که سال‌ها رنجِ یک اتفاق را با خودشان می‌کشند. این افراد مسئولیت تجربه‌هایشان را نمی‌پذیرند. تجربه‌های زندگی با اتفاقات آن از زمین تا آسمان توفیر دارند. اتفاق دست شما نیست و در واقع بعضی وقت‌ها جبر است، اما این موضع‌گیری و واکنش شما نسبت به آن اتفاق است که تجربه زندگی شما را به‌وجود می‌آورد. حالا فهمیدید که واقعا ما مسئول تجربه‌هایمان هستیم. افراد گروه سوم که در واقع جزو افراد سعادتمندند این مدلی فکر می‌کنند. خودشان را مسئول تجربیات‌شان می‌دانند. بنابراین وقتی برایشان اتفاقی می‌افتد حواس‌شان به موضع‌گیری‌هایشان هست. به برخوردهایشان. در واقع آن‌ها این مدلی برخورد می‌کنند، اتفاقی در زندگی‌شان می‌افتد، به آن اتفاق فکر می‌کنند و به معنایی که برای آن‌ها دارد نیز فکر می‌کنند و سپس نسبت به آن اتفاق واکنش نشان می‌دهند.

بنابراین وقتی اشتباهی می‌کنند، زود در مورد خودشان قضاوت نمی‌کنند و به اشتباه به دید یادگیری نگاه می‌کنند. همه می‌دانیم که ما برای راه رفتن صدها بار افتاده‌ایم، تا بالاخره یادگرفتيم چطور به تعادل برسیم و نترسیم و راه برویم. اما متاسفانه با وجود همه این افاضاتی که گفتیم خدمت‌تان، خیلی از ما بعد از افتادن اتفاقی، یک راست می‌رویم سراغ واکنش و تمام! نه فکری، نه مکثی، نه معنایی!

یک تمرین کوچک! وقتی برایتان اتفاقی می‌افتد به گفتگوهای درونی‌تان گوش کنید. به این‌که با خودتان چطوری حرف می‌زنید و چه چیزهایی می‌گویید. این‌که آیا به خودتان بد و بیراه می‌گویید یا منطقی و معقول فکر می‌کنید. پس از این به بعد قبل از واکنش به حرف‌های خودتان گوش کنید و مسئولیت فکرتان و برخوردتان را بپذیرید.

 

جملات سرنوشت سازند!

در واقع تک‌تک کلماتی که از دهان‌شان بیرون می‌آید برای آن‌ها سرنوشت ساز است. بنابراین این کلمات برایشان ارزشمندند و به آن‌ها فکر می‌کنند. فکر می‌کنند که الان چه جمله‌ای را به کار بردم و یا با خودم چه‌طور حرف زدم. مثلا حواس‌شان هست کجا جمله «نمی‌توانم» را به کار می‌برند. اگر از آن‌ها بخواهند مثل یک کبوتر پرواز کنند شاید بگویند نمی‌توانم، چون اصلا توانایی این کار را ندارند اما اگر بگویند باید وزنت را کم کنی، نمی‌گویند نمی‌توانند. چون می‌دانند این کار غیرممکن نیست. در واقع معنای کلمات را به معنای واقعی کلمه حس می‌کنند و به آن فکر می‌کنند. بنابراین در قاموس این افراد به جای جمله «نمی‌توانم» جمله با شهامت «نمی‌خواهم» است! البته با پذیرفتن آثارِ این نخواستن! حالا چرا جمله باشهامت نمی‌خواهم؟! چون هر کسی شهامت گفتن نمی‌خواهم و پذیرفتن آثارش را ندارد!

 

حالش را ندارم، نداریم آقا!

به نظر شما آدم باید برای انجام کاری انگیزه داشته باشد؟ بدون انگیزه کاری انجام نمی‌شود؟ این افراد از بس عجیبند، می‌گویند اولویت با عمل است؛ یعنی حتی اگر انگیزه‌ای برای انجام کاری ندارید، انجامش بدهید. خودتان را در عمل بیندازید، انگیزه‌اش هم کم‌کم می‌آید. شاید باورتان نشود ولی این کار خیلی وقت‌ها جواب می‌دهد. خب؛ آدم باانگیزه که خودش کارش را بلد است، مهم این است وقتی بی‌انگیزه‌ایم چه کار کنیم؟ هیچی! مثل این افراد اقدام کنیم. اولویت را بدهیم به عمل، امید به خدا انگیزه هم پشت بندش می‌آید. در واقع یک سبک دیگر رفتاری افرادی که خودشان سرنوشت‌شان را مدیریت می‌کنند، این است «حالش را ندارم! نداریم!»

 

خودارزشمندی‌تان به سقف، لطفا!

یعنی اگر می‌خواهید قلم به دست بشوید و خودتان سرنوشت‌مبارک‌تان را بنویسید، لطفا برای خودتان ارزش قایل باشید. ارزشمندی با منفعت‌طلبی و خودخواهی و خودشیفتگی و اعتماد به سقف فرق داردها! خودارزشمندی حتی با اعتماد به نفس هم فرق دارد. خودارزشمندی یعنی شما خودتان از بدو تولد حتی از قبل از تولد ارزشمند بودید و هستید. به عنوان اشرف مخلوقات ارزش و قدر و اندازه‌ای دارید که باید قدرش را بدانید و برایش ارزش قایل باشید. همه ما ارزشمندیم اما تنها اتفاقی که ممکن است در مورد این ارزشمندی بیفتد این است که فراموشش کنیم! با فراموش کردنش ممکن است از مسیر اصلی سرنوشت‌مان منحرف شویم. حالا افرادی که خودارزشمندی‌شان در حد تیم ملی است و بسا بیشتر، چند کار برای خودشان انجام می‌دهند:

هر روز خودشان را احیا می‌کنند. در واقع توانایی احیاپذیری دارند. حالا احیا پذیری یعنی چه؟ فرض کنید شما یک سد پر از انرژی دارید که هر وقت در طول روز انرژی کم آوردید یا فشار روانی به شما وارد شد، می توانید با باز کردن کمی از دریچه سد، دوباره مقداری انرژی بگیرید. این انرژی پشت سد همان توانایی احیاپذیری شماست. حالا این انرژی از کجا می‌آید؟ این انرژی از فعالیت‌هایی می‌آید که شما در طول روز برای زنده نگه‌داشتن خودتان انجام می‌دهید. مثلا تفریح خاصی یا کار مورد علاقه‌ای یا شاید کار مفیدی را به سرانجام برسانی. بنابراین اگر می‌خواهید بدانید که امروز پشت سدتان چیزی ذخیره کرده‌اید برای روز مبادا و دارید در مسیر احیاپذیری قدم بر می‌دارید به این دوتا سوال هر روز جواب بدهید:

« آیا امروز تفریح خاصی داشته‌ام؟»

«آیا امروز کاری را هر چند کوچک به سرانجام رسانده‌ام؟»

یاد گرفته‌اند که دیگران را ببخشند. در واقع به این موضوع فکر می‌کنند که آیا چیزی که به خاطر آن از دیگری کدورتی به دل دارند، ارزش آن را دارد که این همه مدت در قلب‌شان باقی بماند و قلب‌شان را کدر کند؟ یا ارزش این را دارد که با نبخشیدن دیگری روح‌شان را آزار دهند؟ اگر خوب فکر کنید تنها کسی که بیش از همه در نبخشیدن دیگری آزار می‌بیند خود فرد است؛ یعنی کسی که نمی‌بخشد. بنابراین این افراد چون برای خودشان ارزش قایلند، دیگری را می‌بخشند تا از اسیری دیگری رها شوند.

با خودشان گفتگو می‌کنند. آن‌قدر قدر خودشان را می‌دانند که حاضرند برای تمام واکنش‌هایشان نسبت به امور مختلف با خودشان گفتگو کنند. اصلش این است که همه ما با خودمان گفتگوهای درونی داریم. اما افرادی که خودارزشمندی‌شان بالاست به این گفتگوها اهمیت می‌دهند و دقت دارند و معقول و منطقی با خودشان حرف می‌زنند و در این گفتگوها خودشان را تحقیر نمی‌کنند و توهین اصلا ندارند و سرزنش هم ایضا!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨