زمان نصيحت‌گويي مستقيم گذشته است
گفت‌وگو با استاد رضا افضلی درباره جایگاه ادبیات در قدیم و امروز

زمان نصيحت‌گويي مستقيم گذشته است

نویسنده : ملیحه جهانبخش

از وقتی مادر برای‌مان لالایی می‌گفت با شعر آشنا شدیم، کم‌کم بزرگ‌تر شدیم و در دبستان شعرهایی را خواندیم که نوستالژی نسل جدید شده است... اما دنیای شعر و ادبیات در گذشته تا امروز متفاوت شده است و شاید این تفاوت ریشه در طبیعت متغیر زندگی ما انسانها دارد، آنچه در این میان اهمیت دارد این است که چطور پیوند خود را با ادبیات و شعر حفظ کنیم و چطور با تکیه بر سنت‌ها و ریشه‌های کهن ادبیات و فرهنگ و هنر، امروز نیز از شعر لذت ببریم و آن را چون امانتی به نسل‌های بعد بسپاریم. به همین بهانه گفت‌وگویی با استاد رضا افضلی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:


گويا قديم‌ترها شعر و شاعري بيشتر با زندگي مردم گره خورده بود و وجودش كاملا احساس مي‌شد...

نویسنده‌ای خارجی می‌گوید در مغرب زمین اگر کسی شاعر باشد مایه تعجب است ولی در مشرق زمین اگر کسی شاعر نباشد مایه تعجب است! این نشان دهنده این است که ذوق مشرقی‌ها درباره شعر و ادبیات ذوق لطیفی‌ است. اما درباره کاربرد شعر در قدیم اگر بخواهید آیینه‌ای مقابل‌تان بگذارید که قدیمی‌ها چطور از شعر استفاده می‌کردند، می‌توانم از کتاب‌های ضرب‌المثلی چون «امثال‌ و حکم» دهخدا و... نام ببرم که این نشان می‌دهد در قدیم شاعران بزرگ ضرب‌المثل‌های زیادی در شعرهایشان است. در زمان قدیم که رسانه‌ها وجود نداشت، مردم در شب چله، عید نوروز و... در مجالسی که دور هم بودند از همین شعرها و ضرب‌المثل‌ها استفاده می‌کردند. به همین دلیل در میان کاسب‌ها هم شعر رواج داشت... میوه‌فروش می‌گفت: «عسل در باغ هست و غوره هم هست...» این یعنی کلمات منظوم در زندگی قدیمی‌ها خیلی موثر بود. از وقتی مادر برای‌مان لالایی می‌گفت با شعر آشنا شدیم کم‌کم بزرگ‌تر شدیم در بازی‌های کودکانه «دست دسی باباش میاد و...» تا رشد کردیم و در دبستان در شعرهای دبستان شعرهایی را خواندیم که نوستالژی نسل جدید شده است. همینطور شعر روشی برای یاد گرفتن از قدیم بود. فراهی در کتاب نصاب الصبیان مطالبی مثل عروض و قافیه را منظوم کرده است و با شعر آموزش می‌دهد. در درس عربی، فیزیک و... ابیاتی منظوم می‌سرودند تا با نظم مطالب را آموزش بدهند. و قدیمی‌ها و  فرهیختگان که در میان مردم بودند مانند پدربزرگ من، مرحوم کیانی طلایی کنار قرآن دیوان حافظ هم داشت. و به ما آموزش می‌داد. قدیمی‌ها این آموزش‌ها را انجام می‌دادند. 

 بعضی شعرها و شاعران بيش از سايرين با زندگی مردم پیوند خوردند و تكرار شدند، نشانه‌اش چيست؟

 ببینید شاعر بزرگ نشانه‌اش این است که شعرش در حافظه مردم بماند و دوم این که پاره‌ای از شعرهایش تبدیل به ضرب‌المثل بشود و وقتی که شعر ضرب‌المثل بشود در زبان مردم می‌چرخد و همه جا استفاده می‌شود. به عنوان مثال شعر حافظ را در نظر بگیرید، میزان آیینگی شعر حافظ زیاد است هر کسی که به آن تفالی می‌زند به فراخور حال خودش پاسخی را دریافت می‌کند. این رمز حافظ‌خوانی در بسیاری از مراسم‌ها از قدیم است.

 به نظر شما شعر نو نیز این کاربردها را در زندگی مردم امروز پیدا کرده است؟

  من چند ضرب المثل از شعر نو را می‌گویم: «هوا بس ناجوانمردانه سرد است...» یا به عنوان مثال استاد قهرمان از شعر نو ضرب‌المثل‌های زیادی را به کار می‌برد. مثلا ساکت بودیم ایشان می‌گفتند: «چراغ رابطه تاریک است...» کسانی که شعرهای سست می‌گویند و چفت و بست ندارد، این‌ها خودشان شاعر نیستند. اگر شاعر بزرگ باشد مطمئن باشید در شعرهای او ضرب‌المثل هم خواهد بود. و تمام ضرب المثل‌ها ریشه در فرهنگ دارد. شعر حمید مصدق را بارها از زبان جوان‌ها شنیده‌ایم: «چه کسی می‌خواهد من و تو ما نشویم؟ خانه‌اش ویران باد...»، در گورستان‌ها حتی شعر دکتر شفیعی کدکنی را دیده‌ام که بر مزار کودکی نوشته‌اند: «تو می روی که بماند؟/ تو ساکتی که بخواند؟». 

 ولي برخی از شاعران نوپا هر متن بدون وزن و قافیه‌ای را شعر می‌دانند!

 اگر شعر منثور باشد، ما نمی‌توانیم آن را رد کنیم، شعر منثور هم برای خودش دنیایی دارد. این شعر من را بخوانید: «از ریش تراشم خاکستر می‌ریزد/ از دلم آتش/ من آتش زیر خاکسترم...» شعر اگر شعر باشد، چه منظوم چه منثور، باید دنیایی حرف برای گفتن داشته باشد. به شاگردانم گفتم شما همه قالب‌های شعری غزل، قصیده و مثنوی و... را بپذیرید و قالب نیمایی و منثور را هم وارد این قالب‌ها کنید و اصلا تعصبی نداشته باشید. منتهی باید ببینیم شاعرش چه چیزی گفته؟ 

 رابطه شاعران نوپرداز با ادبيات كلاسيك چگونه بوده است؟

 نیمایوشیج قبل از این که شعر نو را ابداع کند، مثنوی می‌خواند... یعنی تمام کسانی که به نو دست می‌زنند کلاسیک را کامل خوانده‌اند. مثلا اخوان ثالث کتابی نبود که نخوانده باشد. آثاری که او خلق کرده است ریشه در ادبیات کلاسیک دارد. او با شاهنامه فردوسی انس داشته است. حتی از واژه‌های شاهنامه استفاده کرده است. شاعر نوپرداز نباید بیگانه با ادبیات کلاسیک باشد. شاعران بزرگ مثل درخت تناوری هستند که ریشه در سنت دارد. حتی نوآوری‌شان از راه سنت است. 

 امروزه چطور پیوند شعر و ادبیات را با زندگی مردم حفظ کنیم؟

 شاید امروزه ابزارهای رسانه همه را از مطالعه دور کرده باشد اما با همه این‌ها، رسانه‌ها هرگز نمی‌توانند شعر قلابی را به من و شما تحمیل کنند. انسان‌ها دارای شناخت هستند و خوب و بد را می‌فهمند. اما شعر امروز دليلي براي کمک به آموزش نمي‌بيند و اگر نیازی هم باشد حتما ورود پیدا می‌کند، مثل شعرهای آموزشی کودکان. اما به خاطر پر تاثیر بودن رسانه‌ها و این همه وسایل کمک آموزشی این جنبه‌های آموزشی شعر کمرنگ شده است. 

 شعر امروز با ديروز فرق دارد، شايد يك فرق اساسي‌اش در حكمت و موعظه بود...

 قدیم شعر خوب شعری بود که پند بدهد و حکمت و موعظه در آن باشد اما امروزه زمان نصیحت‌گویی مستقیم نیست. شعر امروز نباید بیان مستقیم داشته باشد، چون در نقد ادبی هم مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد. بنابراین با توجه به شرایط زندگی امروز متفاوت شده است. بایدها و نبایدها را نمی‌توان در شعر امروز مستقیم گفت. 

 دغدغه خيلي از شاعران جوان جاودانگي و ماندگاري اثرشان است... چه شعري ماندگار مي‌شود؟

 مسائلی هست که جاودانه است مثل تولد و مرگ و... زبان شعر باید با بیانی غیر مستقیم آن‌ها را ارائه کند و شعر وقتی در خدمت بیان مسائل جاودانه قرار می‌گیرد، خود ماندگار می‌شود. شعری ماندگار است که به سوال‌هایی امروزه در ذهن من پاسخ می‌دهد که در ذهن شاعر در گذشته نیز وجود داشته است و من امروز آن را برای دیگران می‌خوانم. شعر باید به طور کلی درباره مسائل مهم جهانی باشد. به عنوان مثال شعر خیام چرا به هشتاد زبان ترجمه شده است؟ به خاطر مسائل انسانی و فلسفی خود ماندگار شده است. خیام از غم نان و بیکاری نمی‌گوید به سوالات کلیدی می‌پردازد: «این قافله عمر عجب می‌گذرد/ دریاب دمی که با طرب می‌گذرد...» اما گاهی امروزه متاسفانه شعرهایی می‌گویند بدون ریشه، بدون عمق، این‌ها خیلی ابتدایی است. کسانی درباره مسائلی که اصلا از نظر اخلاقی و شرعی ممنوع است، شعر می‌گویند و فکر می‌کنند هنر است... اما این‌ها هنر نیست.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨

دشواری نداریم

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨