جوک های بی لایک!
گزارش جیم از جوک هایی که همیشه اعتراض قومیت‌های مختلف را در برداشته است

جوک های بی لایک!

نویسنده : مریم شیعه زاده - سحر نیکو عقیده

این که ایرانی جماعت شاد زیستن و لبخند را دوست دارد، اتفاق تازه‌ای نیست. در واقع می‌شود گفت ایرانیان ید طولایی در این حوزه دارند و آثار نویسندگانی چون عبيد زاکانی، دهخدا، جمال‌زاده، مراغه‌ای و... همه و همه گواه بر این ادعاست. اما انگار سیر تحول سبک زندگی از گذشته تا کنون دامنگیر لطیفه‌های ما نیز شده است، تا آن‌جا که این روزها به خصوص در شبکه‌های اجتماعی و نرم افزارهای پیام‌رسان، جوک‌هایی که پایه و اساس‌شان بی اخلاقی، توهین و تمسخر است نیز در میان لطیفه‌ها پیدا می‌شود، جوک‌هایی که بیش از هر چیزی، اعتراض به حق قومیت‌های مختلف ایرانی را در پی دارد. 

 

گپ و گفتی با یک تولیدکننده جوک! 

آقای داماد چه کاره‌اند؟... جوک ساز! 

شاید تا به حال برای شما هم این سوال که «چه کسانی این جوک‌ها را می‌سازند؟» ایجاد شده باشد. سوالی که البته هیچ گاه پاسخ روشنی برای آن وجود نداشته و حتی عده‌ای بر این باورند که ساخت جوک‌های قومیتی در خارج از کشور پیگیری می‌شود و به نوعی تهاجم فرهنگی از سوی دشمن است. برای دریافت پاسخ این سوال سری زدیم به فیس بوک. جایی که باوجود صدها صفحه جوک و طنز ایرانی، پیدا کردن یک یا چند سازنده جوک چندان دور از ذهن نیست.

مرتضی دانشجوی کارشناسی نرم‌افزار و ادمین یکی از صفحه‌های پرطرفدار جوک و لطیفه فارسی در فیس‌بوک است. صفحه‌ای که حدود دو سوم آن را جوک‌های قومیتی تشکیل می‌دهد زیر بعضی از آن‌ها، اعتراض‌هایی هم به چشم می‌خورد که البته ظاهرا در حاشیه قرار گرفته‌اند و کسی به آن‌ها توجهی ندارد. از مرتضی، مدیر این صفحه می‌خواهم چند دقیقه‌ای از طریق چت پاسخگوی سوالاتم باشد و کمی بیشتر از فضای سایبر و جوک‌ها بگوید. 

درباره تعداد این اعتراض‌ها از مرتضی می‌پرسم که می‌گوید: «ما می‌خواهیم در یک فضای دوستانه شادی را به هم هدیه کنیم و هیچ قصد و غرضی هم نداریم، اما معمولا در ماه تعداد انگشت‌شماری هستند که می‌آیند و به ما اعتراض می‌کنند. معمولا هم افرادی هستند که احساس می‌کنند به قومیت‌شان توهین شده است.»

از او سوال می‌کنم «چرا باید سرگرمی نوجوانان و جوانان در محیط‌های مجازی رد‌ و ‌بدل کردن جوک‌هایی باشد که موجب ناراحتی اقوام کشورمان می‌شود؟» چند دقیقه‌ای منتظر می‌مانم تا پاسخ دهد، انگار پاسخ به این سوال چندان برایش آسان نیست با این حال می‌گوید: «همسن و سال‌های من که نمی‌توانند هزینه زیادی برای تفریح صرف کنند، یا به سراغ شبکه‌های اجتماعی می‌روند و با همین جوک‌ها اوقات فراغت‌شان را پُر می‌کنند یا سراغ قلیان و دورهمی در کافه‌ها می‌روند! این واقعیت جامعه ماست و اگر می‌خواهند آن را تغییر دهند باید جایگزینی برای آن داشته باشند. جوک‌های قومیتی مدت‌هاست که بین ما هست و همانطور که گفتید این روزها با وجود شبکه‌های اجتماعی بیشتر شده‌اند، اما نمی‌شود توقع داشت که در عرض یک شب سلیقه مردم عوض شود.» 

از مرتضی می‌خواهم کمی درباره ساخت جوک‌ها بگوید که پاسخ می‌دهد: «گاهی پیش می‌آید متن‌های طنز یا جوک‌ها را خودم بسازم و آن‌ها را انتشار دهم. جوک‌های دست اول به پرطرفدار بودن صفحه کمک می‌کند. برای ساخت جوک‌ها از هیچ قاعده و قانونی پیروی نمی‌کنم اما برای ساخت جوک‌های قومیتی یا حتی انتشار آن‌ها حساس هستم. چون از سرتاسر کشور بازدیدکننده دارم، نمی‌خواهم باعث دلخوری‌شان شوم و از گذاشتن جوک‌های خیلی زشت و توهین‌آمیز خودداری می‌کنم. این را هم بگویم که ساخت جوک کار سختی نیست، فقط احتیاج است کمی طناز و ذهن خلاقی داشته باشید!» 

می‌پرسم حال که ذهن خلاقی داريد چرا سعی نمی‌کنيد جوک‌های خود را بر پایه اخلاق بسازيد که پاسخ می‌دهد: «اگر بخواهم خیلی محافظه کار باشم طرفدارانم را از دست می‌دهم. مردم این جوک‌ها را می‌پسندند و به نظرشان خنده‌دار است. من به تنهایی نمی‌توانم نظر همه را عوض کنم».

از این جوان می‌خواهم صادقانه پاسخ دهد به جز ساخت جوک و انتشار آن، شغل دیگری هم دارد یا خیر که می‌گوید: «سوال سختی بود! اگر راستش را بخواهید نه. ادمین هستم دیگر. شغل از این بهتر سراغ دارید؟» و بعد چند استیکر لبخند برای‌مان حواله می‌کند... 

 

گپ و گفتی با اعضای یک گروه جوک 

جایگزین‌های مناسب ...

«با طنزهای قومیتی میانه خوبی ندارم. آن‌ها را می‌خوانم اما منتشر نمی‌کنم.» این‌ها بخشی از صحبت‌های تکتم است. دختر 24 ساله‌ای که می‌گوید حداقل 2 ساعت در روز را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذراند و مطالب زیادی را به اشتراک می‌گذارد، آن هم تنها برای سرگرمی. وقتی از تکتم راه حلی برای مبارزه با جوک‌های قومیتی می‌خواهم، می‌گوید: «می‌توانیم از واژه‌هایی نظیر خنگول استفاده کنیم. همچنین اخیرا طنزهایی در شبکه‌ها منتشر شده‌اند که بدون توهین به قومیت‌های دیگر، فقط از مردم یک شهر یا استان

 تعریف می‌کنند و در نهایت می‌نویسند پرچم فلان شهر یا استان بالاست. این سبک را دوست دارم. هم جذاب است و هم توهینی در کار نیست. لطیفه‌هایی مثل پَ نَ پَ هم می‌توانند جایگزین خوبی برای آن‌ها باشند.»

به هم خندیدن یا باهم خندیدن؛ مسئله این است

وارد یکی از گروه‌های جوک فيسبوك می‌شوم. جوک‌هایی در باره قومیت‌های مختلف منتشر می‌کنم که با تشویق و لایک‌های اعضای گروه مواجه می‌شوم! از بچه‌ها سوال می‌کنم «هیچکدام از این جوک‌ها در باره محل تولد و یا زندگی شما نبود؟» که چند نفری پاسخ مثبت می‌دهند. آن‌ها را به چت خصوصی دعوت می‌کنم و نظرشان را درباره اقدامی که انجام دادم جویا می‌شوم. این سناریو را در گروه‌های زیادی تکرار می‌کنم اما کسی اعتراض نمی‌کند مگر در گروهی که همه اعضای آن متعلق به یک شهر یا یک استان باشند. وقتی خودم را برای کاربران آن شبکه‌های اجتماعی معرفی می‌کنم و موضوع گزارش را با آن‌ها در میان می‌گذارم، نقطه نظرات مثبت و منفی خود را در این باره بازگو می‌کنند. عده‌ای از جوانان با قومیت‌های مختلف، اعتقاد داشتند این کار تنها برای خندیدن است از این زاویه باید به ماجرا نگاه کرد و نه تخریب و توهین چهره‌ها. یکی از آن‌ها که نام کاربری‌اش «تنها» است می‌گوید: «چه اشکالی دارد مردم شاد باشند. من خودم از خواندن این لطیفه‌ها ناراحت نمی‌شوم. اغلب خود من نیز به آن‌ها می‌خندم. قبول دارم به هم خندیدن در فرهنگ ما درست نیست، اما چه می‌شود کرد؛ مردم دل‌شان به همین چیزها خوش است دیگر!» 

علاوه بر او کاربران زیادی حرف‌های‌شان در همین راستا بود اما در مقابل عده‌ای نیز بودند که مخالفت خود را با این جوک‌ها اعلام می‌کردند. آن‌ها معتقد بودند این توهین‌ها نه تنها خنده‌دار نیست بلکه برچسب زدن به اقوام می‌تواند در ذهن مردم جامعه و در نهایت در رفتارشان تاثیر منفی داشته باشد. حوریه در همین راستا می‌گوید بارها به دیگران تذکر ‌داده ‌است و با برخورد بد آن‌ها مواجه شده، مهدی نیز این حرف‌ها را تکرار می‌کند و می‌گوید: «عده‌ای در پاسخ می‌گویند دل‌مان می‌خواهد، اگر دوست نداری از گروه خارج شو و گاهی کار به دعوای لفظی هم می‌کشد.» 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨