بازگشت به 55 سال قبل با «شانس، عشق، تصادف»
درباره آخرین فیلم «آرش معیریان» و احیای فیلمفارسیهای بیمحتوا

بازگشت به 55 سال قبل با «شانس، عشق، تصادف»

نویسنده : احسان رحیم زاده

شانس، عشق، تصادف (آرش معیریان) از آن دست فیلم‌هایی است که تو را با حس عذاب وجدان از سالن سینما بیرون می‌فرستد. یک پشیمانی عظیم بابت پول و زمانی که صرف کردهای. شخصا وقتی بلیت فیلم را تهیه می‌کردم انتظار زیادی نداشتم. توقع نداشتم که یک اثر هنری را روی پرده‌ ببینم. فیلم تقلیدی آشکار از فیلمفارسی به همین نام است که در سال 1338 روانه اکران شده. فقط جای خواننده شهرستانی را خواننده پاپ گرفته و به جای کابارهدار تهرانی مردی وارد قصه شده که هویت مشخصی ندارد. 

 

کمدی موزیکال بی در و پیکر

رنگ رخساره پوستر فیلم از سر درونش خبر می‌داد. یک بار دیگر پوستر را با هم مرور کنیم: حمید عسگری (خواننده پاپ) گیتار به دستش گرفته و دارد دلبری می‌کند.  دختر جوانی (سحر قریشی که این روزها در تمام آثار شانه تخم مرغی و... حضور دارد) که دارد برایش دست می‌زند معلوم است شیفته و دلباخته این هنرمند مظلوم شده است. محمدرضا شریفی‌نیا داخل یک خودروی قدیمی بدون سقف ایستاده و دارد مثل همیشه خوشگذرانی می‌کند. در ضمن در خود فیلم خبری از این ماشین گران‌قیمت نیست و صرفا برای جذاب‌تر کردن پوستر از عکس آن استفاده کرده‌اند. از زمان 90 دقیقه‌ای فیلم به راحتی می‌توان 70 دقیقه‌اش را حذف کرد. همان 70 دقیقه‌ای که بچه‌ها شعر و آواز می‌خوانند و بزرگترها با آن‌ها همراهی می‌کنند. احتمالا عوامل فیلم ادعا خواهند کرد که ما کمدی موزیکال ساخته‌ایم. یادمان باشد که کمدی موزیکال هم قواعد و مناسبات خودش را دارد و این‌قدر بی در و پیکر نیست. این‌که این همه شعر و آواز بدون توجه به اقتضای قصه در فیلم گنجانده شود چه معنایی دارد؟ این بچه‌هایی که پشت سر هم حرکات موزون انجام می‌دهند و شعر پاپ و سنتی می‌خوانند، بود و نبودشان چه تاثیری در کلیت فیلم دارد؟ کاش تهیه‌کنندگان محترم یعنی تیم پولساز اما فیلم خوب‌نساز فرح بخش و علیخانی، به سراغ ترانه‌هایی می‌رفتند که کمی خاطره انگیز و پرطرفدار باشد. سرهم کردن این همه ترانه مبتذل و سطح پایین در یک فیلم بیش از آن که بخواهد فضایی مفرح را رقم بزند کسالت مخاطب را در پی خواهد داشت. جالب است که «حمید عسگری» صرفا برای گرم کردن گیشه در این فیلم حضور یافته ولی نقش چندانی در پیشبرد قصه ندارد. او که از انجام ابتدایی‌ترین اصول بازیگری عاجز است، نقش یک خواننده را بسیار ضعیف اجرا می‌کند. ظاهرا عسگری اجازه نداشته ترانه‌های خودش را در این فیلم اجرا کند؛ چون فقط یکی از قطعات آلبوم‌هایش را می‌خواند. 

 

تکرار نقش مرد دو زنه برای هزار و یکمین بار

محمدرضا شریفی‌نیا نقش یک مرد دو زنه را برای هزار و یکمین بار تکرار می‌کند! او همین الان فیلمی به نام «آنچه مردان درباره زنان نمی‌دانند» را در حال اکران دارد که آنجا هم فقط و فقط به زن صیغه‌ای و خوشگذرانی فکر می‌کند. در این فیلم «بهنوش طباطبایی» در نقش زن موقت او ظاهر شده است. شریفی‌نیا شخصیتی تک بعدی است که هیچ ویژگی دیگری ندارد. نه شغلش مشخص است و نه نحوه برخوردی که با زن اولش دارد. جالب است که او زندگی شیرین و آرامی دارد و فیلم تلویحا می‌گوید این طور زندگی هم جذابیت‌های خاص خودش را دارد. بقیه آدم‌های فیلم هم هیچ دغدغه و هدف مشخصی ندارند. صرفا جلوی دوربین ظاهرشان را به نمایش می‌گذارند و می‌روند. نادر سلیمانی آمده که فقط ادا و شکلک دربیاورد. سیروس گرجستانی پیرمردی است که روی کلمه پیرمرد حساسیت دارد و بعد از شنیدن این کلمه با آفتابه داغ از گوینده‌اش انتقام می‌گیرد. سطح شوخی‌های فیلم در این حد پایین است که سیروس گرجستانی آفتاب را پر از آب جوش می‌کند و دست نادر سلیمانی می‌دهد. او هم جیغ زنان از سرویس بهداشتی بیرون می‌آید و کودکان با دیدن این صحنه از خنده غش می‌کنند. فیلم یک شوخی کلیدی دیگر هم دارد. نادر سلیمانی تشت آب آلبالو را سر می‌کشد و تا چند روز بعد دانه‌هایش را بالا می‌آورد و ...

 

دنیایی از حرکات سخیف

شاید در این صحنه‌ها طنز ظریفی نهفته است که ما از فهمش عاجز هستیم. این همه لودگی و ادا و اطوار و حرکت سخیف را چطور توانسته‌اند در یک فیلم نود دقیقه‌ای بگنجانند؟ چرا اتفاقات فیلم هیچ منطقی ندارند تا آنجا که یک کودک 5 ساله هم الکی بودنشان را درک می‌کند؟ نامادری مهربان فیلم چطور به یک باره این قدر سنگدل می‌شود که تصمیم می‌گیرد کودکان بی‌گناه را با بنزین بسوزاند؟ نگارش فلیمنامه را اگر به محمدرضا شیرخانلو (بازیگر کودک فیلم) می‌دادند مسلما او روندی باورپذیرتر برای پایان‌بندی فیلم طراحی می‌کرد. 

 

رکورددار ساخت فیلم‌های شانه تخم‌مرغی

در کنار همه این‌ها کارگردان دست به دامان نمایش ویلاهای مجلل و خودروهای گران قیمت شده و زندگی مرفهان بی درد را به تصویر کشیده تا مردم حسرت‌زده آنچه را در زندگی واقعی به دست نیاورده‌اند روی پرده نقره‌ای ببینند. در شرایطی که کارگردان‌های مطرح کشور سال‌های سال در انتظار اکران فیلم‌هایشان ایستاده‌اند، کارگردان خوش شانس قصه ما همزمان دو فیلم در حال اکران دارد: «کالسکه» و «شانس، عشق، تصادف». جالب است که در فهرست آثار این فیلمساز فقط یک فیلم متوسط «کما» دیده می‌شود و بقیه کارهای او همگی فیلم‌هایی سطح پایین و بی ارزش هستند که تنه به آثار قبل از انقلاب می‌زنند یعنی: شارلاتان، احضارشدگان، شیر و عسل، چپ دست، داماد خجالتی از جمله فیلم‌های آرش معیریان هستند که غالبا در ردیف کمدی‌ها مبتذل قرار می‌گیرند. «چپ دست» تقلیدی ضعیف از فیلم کمدی هالیوودی «پنجاه قرار اول» بود. در «شارلاتان» و «شیر و عسل» هم به طور مشخص چند شخصیت سینمای قبل انقلاب به وضوح مورد تقلید ناشیانه در فیلمنامه قرار گرفتند. این فیلم‌ها جز این‌که سطح سلیقه مردم را پایین بیاورند فایده دیگری ندارند. فیلمنامه «کما» را پیمان معادی نوشت و «معیریان» با این فیلم شروع خوبی داشت. او می‌توانست یک کمدی‌ساز موفق باشد و نیازهای سینمای بدنه ما را تامین کند. اما پس از «کما» او در مسیر غلطی افتاد و فیلم‌هایی تولید کرد که یکی از دیگری ضعیف‌تر و نامرغوب‌تر است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨