ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

وقت افتادن

اگر حق انتخاب با من بود

از بلندای برج

شاید هم کمی بالاتر

کنار ابرها انتخابم بود

نه از چشم سیاه تو ...

 بهمن فاطمی /1356

 

کسی که روی تو دیدست حال من داند

که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواند

مگر تو روی بپوشی و گر نه ممکن نیست

که آدمی که تو بیند نظر بپوشاند

به چند حیله شبی در فراق روز کنم

و گر نبینمت آن روز هم به شب ماند 

سعدی/606-691ه.ق

 

به‌وقتِ دلتنگی، فرقی نمی‌کند کجا باشی

پشتِ پنجره‌ی اتاقی در پاریس

میانِ ازدحامِ خیابانی در تهران

یا روی پُلی معلّق در جنگل‌های اِفریقا 

به‌ هر حال

حتماً غروبی برای تماشا خواهی یافت !

رضا کاظمی/1349


آن‌ها که تنها زندگی نکرده‌اند

نمی‌فهمند که سکوت

چگونه آدم را می‌ترساند

چگونه آدم با خودش حرف می‌زند 

نمی‌فهمند که آدم، چگونه به سمت آینه‌ها می‌دود

در آرزوی دیدن یک همدم...

اورهان ولی/ 1914-1950


 چندی است تند، می‌گذریم از کنار هم

ظاهر خموش و سرد و نهان بیقرار هم

او را غرور حسن و مرا طبع سربلند

دیری است وا گذاشته در انتظار هم

چشم من و تو راز نهان فاش می‌کند

تا کی نهان کنیم غم آشکار هم

عماد خراسانی/ 1300-1382


هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیست

عاشقم عاشق مرا با وصل و هجران کار نیست

هر شب از افغان من بیدار خلق اما چه سود

آن که باید بشنود افغان من بیدار نیست

دل به پیغام وفا هر کس که می‌آرد ز یار

می‌دهم تسکین و می‌دانم که حرف یار نیست 

هاتف اصفهانی/ قرن دوازدهم


ردپایی تازه از پشت صنوبرها گذشت

چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی

ای نسیم بی‌قرار روزهای عاشقی

هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی

سایه زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت

آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی

فاضل نظری/ 1358


یک عمر در انتظارِ کسی هستی

که درکت کند و تو را

همانگونه که هستی بپذیرد 

و عاقبت درمی یابی که او 

از همان آغاز

خودت بوده ای ...

ریچارد باخ /1936


نگو که دوستم داری

اما قدرت جنگیدن به خاطر مرا نداری

نگو که عاشق منی

اما کشته شدن بخاطر مرا نمی‌خواهی

نگو که دلت پر از گریه است

اما اشکی به چشمانت نمی‌آید...

نادر ابراهیمی /1315-1387


نفرین نکن از دور مرا جان عزیزت!

درد است نمک بر جگر پاره بپاشی

یک نیمه پر از دردم و یک نیمه پر از غم 

سخت است تو هم روح و تنم را بخراشی

مجموعه ای از درد و غم و رنج و عذابم

مجموعه ای از این که تو باشی و نباشی 

سیدمهدی نژادهاشمی/ 1358 

نظرات کاربران
کد امنیتی