4 فضولـــــي رايج روي اعـــــــصاب

4 فضولـــــي رايج روي اعـــــــصاب

نویسنده : مریم ملی

نشسته‌ای داری درست را می‌خوانی و کاری هم به کسی نداری، تا از راه می‌رسند می‌گویند حالا این قدر سرت توی کتاب است ببینیم آخر کجای دنیا را می‌گیری. برای مهمانی دعوتت می‌کنند به خاطر شغلت و کارهایی که موظفی انجام‌شان بدهی نمی‌توانی در مهمانی حاضر شوی می‌گویند فکر کرده رئیس‌جمهور شده که این قدر کلاس می‌گذارد، حالا مگر چه قدر پول می‌دهند که این طور کار می‌کنی؟ دوره عقدتان به هر دلیلی طولانی‌تر شده است، می‌گویند پس کی می‌روید سر خانه و زندگی‌تان؟ حتما مشکلی دارید، چرا به بقیه نمی‌گویید مشکلتان چیست؟ لباس نو می‌خری و می‌پوشی می‌گویند چنین لباسی به تو اصلا نمی‌آید چرا برای این لباس هزینه کردی، حتما بهت انداخته‌اند. 

این آدم‌ها را می‌شناسیم، غریبه نیستند. شاید خودمان هم یک وقت‌هایی جزو همین ذره‌بین به دست‌های متجسس می‌شویم. همان‌هایی که اگر به صحبت‌شان خرده بگیری فورا ادعا می‌کنند که خیر و صلاحت را می‌خواهند یا چون احساس صمیمیت می‌کنند چنین حرفی می‌زنند و نگرانت هستند. به نظر می‌رسد تجسس در زندگی خصوصی افراد، برای‌مان عادی شده و نه تنها قبحش از بین رفته بلکه با عبارت‌های ساده‌ای هم به راحتی توجیهش می‌کنیم...

 

پي‌نوشت: البته شاید بهتر باشد این نکته را هم بگوییم که مرزبندی انواع تجسس درباره همسرها با موارد زیر متفاوت است چراکه بیشتر تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌های زوج‌ها به صورت مشترک اتفاق می‌افتد.

 

 

 

حالا رتبه كنكورت چند شده؟

نتایج کنکور اعلام شده و بعد از مدت‌ها تلاش نتیجه زحماتم را گرفته‌ام، در اولین مهمانی که دعوت شدم همه از نتیجه کنکور سوال می‌کنند و رشته‌ای که قبول شدم. عنوان رشته‌ام را که می‌گویم عده‌ای با روی خوش برایم آرزوی موفقیت می‌کنند و تعدادی هم با افسوس و ناراحتی می‌گویند: این رشته که بازار کار ندارد، چرا پزشکی قبول نشدی؟ حتما رتبه‌ات به مهندسی نمی‌خورده؟ این همه درس خواندی که آخرش چنین رشته‌ای قبول بشوی؟ 

 

 به محض این که موردی از ذهن‌مان می‌گذرد بر زبان می‌آوریمش، به قول قدیمی‌ها بد نیست قبل از حرف زدن زبانمان را یک دور بگردانیم و بعد صحبت کنیم. رشته تحصیلی و انتخاب شغل و مدل فکری و انتخاب همسر هرکس مخصوص خودش است. سلیقه ما شبیه سلیقه دیگران نیست و هرکس به زندگی خودش از دیدگاه و تفکر خودش نگاه می‌کند. از طرفی در اصل 23 قانون اساسی کشورمان هم آمده است: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد مواخذه قرار داد. شاید شما هم با کسانی روبه رو شده باشید که به محض شنیدن خبر ازدواج کسی می‌گویند حیف شد فلانی از فلانی سرتر است و یا عروس به داماد نمی‌آید، اظهار نظرهایی که به هیچ عنوان به ما مربوط نمی‌شود اما همیشه برای اعلامش حق به جانب هستیم. 

 

 

حالا چقدر حقوق مي‌گيري؟

دوستم را بعد از مدت‌ها دیده‌ام، توی ایستگاه اتوبوس منتظر نشسته‌ا‌یم. نگاهی به کیفم می‌اندازد و از شغلم می‌پرسد. برایش مختصری درباره کارم می‌گویم که ناگهان میان صحبتم می‌دود طوری که انگار به هیچ یک از حرف‌هایم گوش نکرده و فوری می‌پرسد، خب حالا حقوقت دقیقا چه قدر است؟ از طرفی تمایل ندارم درباره میزان درآمدم با او صحبت کنم و از طرفی هم می‌ترسم که اگر جواب ندهم به او بربخورد، به نظرم میزان در آمد هرکس مسئله‌ای کاملا شخصی است که فقط به او ربط دارد و دانستنش برای دیگران دلیلی نمی‌تواند داشته باشد.

 

 خیلی از سوالات ما از دیگران بی‌مورد است و بدون آن که بدانیم و بخواهیم باعث رنجش و سرک کشیدن در زندگی دیگران می‌شویم. سوالاتی که برای‌مان خیلی عادی شده و شاید علت خیلی از کدورت‌ها و دلخوری‌های خانوادگی و دوستانه‌مان باشد. کمی دقیق شوید، چه قدر تا به حال درباره علت ازدواج نکردن این و آن تجسس کرده‌ایم. چه قدر تا به حال این جمله را گفته‌ایم که دختر خوبی هم هست پس چرا خواستگار ندارد؟ موضوعاتی مثل ازدواج و تعیین زمان فرزنددار شدن هر کس، خصوصی‌ترین مسئله‌های زندگی اوست که البته متاسفانه سوژه دورهمی های دوستانه و خانوادگی خیلی‌ها می‌شود. 

جالب است بدانید این موارد آن قدر مهم است که حتی در قرآن هم به آن اشاره شده است. در آیه 12 سوره حجرات هم آمده: «اي كساني كه ايمان آورده‌ايد از بسياري گمان‌ها درباره ديگران بپرهيزيد، به راستي كه برخي از گمان‌ها گناه است.» طبق نظر مفسرين منظور از كلمه (و لا تجسسوا) تحريم كنجكاوي و دنبال كردن لغزش‌هاي اهل اسلام است، ضمن این‌که در مجمع البيان، مرحوم طبرسي فرموده است كه در پي جستجوي عيب‌هاي مردم نباشيد.

 

 

حالا چي مي‌گفت پشت تلفن؟

تلفن را قطع کرده‌ام ومشغول ادامه کارم شدم، همکارم از پشت میزش سرش را کج کرده که «کی بود حالا این قدر حرف زدی؟ چیا می‌گفت؟» از پرسش او متحیر شده‌ام، آن طرف خط، مادر دوستم بود که مرا قسم داده از مشکلاتش با دخترش به کسی حرفی نزنم و فقط از من راهنمایی می‌خواست. 

 

 نامه، تلفن، ایمیل و پیام‌های مختلف کاملا خصوصی هستند و بنا به موضوعشان با تشخیص گیرنده آنها ممکن است محتوای عمومی برای بعضی‌های‌شان تعریف شود. قرار دادن دوست و آشنا در معذوریت اخلاقی برای رسیدن به محتوای این پیام‌ها یکی از مصادیق تجسس است که شاید دیگر برایمان عادی شده است. حتما برایتان اتفاق افتاده توی تاکسی یا مترو در حال خواندن پیامکی هستید که متوجه می‌شوید جوان و سالمند، کوچک و بزرگ هم پا به پای شما سرشان توی گوشی‌تان است و زودتر از شما پیامک‌تان را خوانده‌اند. این موضوعات آن قدر مهم هستند که در اصل 25 قانون اساسی آمده است: بازرسی و رساندن نامه‌ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، سانسور، عدم مخابره آن‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.

 

 

حالا چند تا اتاق داريد؟

مدتی پیش مادرم، همسایه قدیمی‌مان را به خانه دعوت کرده بود. برادر نوجوانم داشت توی اتاق لباس عوض می‌کرد تا بیاید و به همسایه‌مان سلام کند. خانم همسایه که در حال بررسی خانه ما بود و در حالی که از دلگیر بودن خانه‌مان شکایت می‌کرد در اتاق‌های خواب را هم باز می‌کرد و نگاهی به آنها می‌انداخت تا این‌که به اتاق برادرم رسید و در را باز کرد و به شدت سرخ شد و باعث شد برادرم هم دیگر از اتاقش بیرون نیاید.

 

 از یک طرف به هم تعارف می‌کنیم که بفرمایید خانه خودتان است و راحت باشید اما ادب و احترام و نگه داشتن حریم یک منزل هم باید از طرف دیگر رعایت شود. اسم اتاق خواب نشان دهنده خصوصی‌ترین مکان زندگی هر کسی است و ورود به آن بدون اجازه ورود به حریم زندگی دیگران است. به طور کلی دخالت در چیدمان خانه کسی و بررسی وضعیت زندگی او و خرده گرفتن و نظر دادن درباره ویژگی‌های خانه‌اش جزئی از تجسس به حساب می‌آید. حضرت علی علیه السلام جمله‌ای دارد که شاید اگر خیلی از کارهای‌مان را با آن جمله سبک و سنگین کنیم معیاری باشد برای این‌که خوب یا بد بودن کارمان را خیلی زود بفهمیم، ایشان می‌فرماید: آنچه برای خود می‌پسندی برای دیگران هم بخواه و آنچه برای خودت نمی‌خواهی برای دیگران هم نپسند. حالا انصاف را بگذارید وسط و خودتان قضاوت کنید که دوست دارید مهمان‌تان بدون اجازه درب اتاق خواب‌هایتان را باز کند و یا در یخچال و وسایل زندگی‌تان سرک بکشد؟

نظرات کاربران
کد امنیتی