لذت غيرمُجاز در عالم مَجاز
محرمانه مستقیم

لذت غيرمُجاز در عالم مَجاز

نویسنده : حامد نادری راد

شنیدن یک خبر، یک جستجوی کوتاه در گوگل یا شبکه‌های اجتماعی و مواجه با چیزی که غریزه نهفته شما را بیدار می‌کند.. شاید تمامی این مراحل کمتر از 2 دقیقه طول بکشد. شاید حتی اختیاری هم نباشد و شما با شنیدن صدای زنگ پیام‌رسان (نوتیفیکیشن) یک نرم‌افراز موبایلی ناخواسته وارد ماجرا شوید. اما ماجرا چیست؟ در یک بیان ساده من اسمش را می‌گذارم «رها کردن نگاه». یعنی حواسم نیست دارم چه می‌بینم. اصلا این عکس در فلان پیج؛ این بازیگر در فلان مراسم، این سلبریتی در فلان فستیوال و این صحنه در فلان فیلم مرا به کجا می‌برد؟

این نگاهِ رها صرفا به همین‌جا محدود نمی‌شود و خودش را در قالب جوک‌ها و نوشته‌هایی در می‌آورد که له یا علیه قضیه نوشته می‌شود. مهم نیست شما منتقد آن باشید یا موافق. مهم این است که ناخواسته شما هم آن صحنه‌های بد را دیده‌اید. شما هم در ذهن‌تان تصویرش را ساخته‌اید. شما هم در مورد آن فکر کرده‌اید و حتی فکرتان را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید و دانسته يا نادانسته در زنجيره بزرگ و بزرگ‌تر شدن آن ماجرا سهيم شده‌ايد. نتیجه همه این تلاش‌ها مصرف شدن نیرویی است که خیلی برای زندگی امروزی ما مهم است.

ما در ارتباطات امروزی اصلا حواس‌مان به فکر و دل‌مان نیست. حواس‌مان نیست خیالات‌مان کدام سمتی می‌روند، لبخند‌های مجازی‌مان نصیب چه کسانی می‌شوند، چشم‌های‌مان چه عکس‌ها و کلیپ‌هایی را می‌بینند و این‌ها مثل یک فیلم از جلوی ما رد می‌شوند و براي هميشه در ذهن‌مان مي‌مانند. ما هر روز با تمامی این فکر‌ها می‌خوابیم. ما در ذهن‌مان تصویر می‌سازیم. در ذهنمان مقایسه می‌کنیم. حتی در ذهنمان لذت می‌بریم! و به همه این‌ها بی‌توجهیم! این صحنه‌ها و این فکر‌ها هر روز آستانه تحریک‌مان را بالاتر می‌برد و توقع همه آن‌هایی که درگیر آن می‌شوند را از جنس مخالف و زندگی زناشویی تغییر می‌دهد. تغییری که مصنوعی و مجازی است و در عالم حقیقی خیلی از این‌ها قابلیت تحقق ندارد. نگاهِ رها، دلِ رها و بي‌بند و بار به همراه مي‌آورد که تازه اثرش را در زندگی زناشویی نشان می‌دهد.

اگر سری به دفتر مشاوران خانواده بزنید، به خوبی می‌بینید که سهم نارضایتی جنسی زوج‌های جوان از هم در بین مشکلات خانوادگی چقدر زیاد است. کسانی که به هزار امید و آرزو و با علاقه با هم ازدواج می‌کنند و بعد به تدریج می‌بینند که نسبت به همسرشان سرد شده‌اند و همسرشان و رابطه زناشویی خیلی با چیزهایی که دیده‌اند یا فکر می‌کرده‌اند تفاوت دارد. از قضا دنبال دلایل فیزیولوژیک و درمان‌های دارویی و گیاهی می‌روند و برخی دیگر نیز به وادی‌های خطرناکی مثل جراحی و تغییر در اندام‌های جنسی می‌افتند. هیچ کس هم از خودش نمی‌پرسد مگر زیبایی در این تغییرات است؟ آیا این‌ها کانون خانواده را گرم می‌کنند؟ آیا علاقه‌هایی که در پیام‌ها به زن‌ها و مرد‌های دیگر مصرف شده است، با دارو و درمان قابل جبران است؟ آیا این همه فکر و خیال جنسی که سرکشانه ذهن را شعله‌ور کرده‌اند، به راحتی قابل خاموش شدن و آرام گرفتن است؟ آیا اصلا تشنگی را می‌توان با گنداب فرونشاند؟

وقتی کسی به گنداب عادت کرد، آن وقت آب سالم می‌شود یک چیز غیرطبیعی. وقتی حرام عادی شد دیگر حلال غیر عادی می‌شود. وقتی غیرمجازها رواج پیدا کردند، مجاز‌ها کم‌رنگ می‌شوند و وقتی همه این اتفاق‌‌ها به صورت نرم در زیرپوست جامعه ما جریان بیابد، آدم‌ها به جای همسر، دنبال مدل برهنه می‌گردند و معلوم نیست حتی با مدل‌ها هم آرام شوند.

 

نظرات کاربران
کد امنیتی