اندر حکایت ابن جیم و صادرات زندانی
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و صادرات زندانی

نویسنده : ایمان فروزان نیا - محمد حسین وکیلی

* در کتاب الاحوالات ابوجارچی ابن جیم خراسانی آورده‌اند که روزی ابن جیم در خانه نشسته بود و چُرت می‌زد (شما بخوانید مشغول ریاضت بود) که با صدای کوبه در از خواب پرید. چون در گشود، داروغه شهر را دید که جمعی از مریدان را قل و زنجیر کرده. ابوجارچی جویای ماجرا شد. داروغه گفت که این مریدان را حین دزدی هفته‌نامه جیم از کیوسک مطبوعات گرفته‌اند و حالا باید به زندان بیافتند، لیکن زجه بسیار کردند که قبل از زندان به دیدن شما بیایند. ابوجارچی گفت: ای داروغه، چرا این بدبختان را به زندان می‌بری؟! مگر نمی‌دانی که رئیس سازمان زندان‌ها گفته ۶۰ هزار سارق در زندان‌ها داریم. داروغه کمی فکر کرد و گفت: ای خفن؛ پس با اینان چه کنیم؟! پیرنا گفت: همان کار که سوییس با زندانیانش می‌کند و به دلیل ازیاد، آن‌ها را به آلمان و فرانسه صادر می‌کند. داروغه که از این حکمت ابن جیم به شوق آمده بود، نعره‌ها زد و جامه درید و گفت: پس این مریدان را صادر خواهیم کرد. مریدان که به واسطه زکاوت ابن جیم خود را از بند رسته دیدند، به دست و پای پیرنا افتادند و به صورت نمادین قل و زنجیر دریدند. پس چون نوبت به صادر شدن مریدان رسید و چون آن زمان‌ها روابط ما با همه کشورها حسنه نبود، مریدان را به کشور دوست و همسایه گینه بیسائو فرستادند و در آن‌جا دهن مریدان دو بانده آسفالت شد و خوراک آدم خوران و شیران و کفتاران آفریقایی شدند و این بود عاقبت دزدی!

نظرات کاربران
کد امنیتی