با انواع و اقسام شيرين زدن‌آشنا شويد!

با انواع و اقسام شيرين زدن‌آشنا شويد!

نویسنده :

شايد در نگاه اول به صفحات موضوع ويژه اين هفته، از ديدن تيترها و عکس‌ها چندان پي به اصل مطلب نبريد و از خودتان سئوال کنيد اين جيم هم در کل شيرين مي‌زند! اگر اين احساس براي شما پيش آمد يعني کمي تا قسمتي با زواياي پيدا و پنهان موضوع ويژه اين هفته آشنا هستيد! آدم‌هاي شيرين و در کل شيرين زدن! شيرين زدن يک تفاوت اساسي با شيرين کاري دارد؛ شيرين کاري مي‌تواند عمليات ژانگولر باشد و.... اما شيرين زدن به کاري گفته مي‌شود که فرد در حالت عادي از پس انجام آن بر مي‌آيد اما در شرايط خاص گاف مي‌دهد! آدم شيرين هم به کسي مي‌گويند که حالت عادي در زندگي‌اش وجود ندارد و مدام در شرايط خاص است! درست مثل خانم شيرزاد! آدم‌هاي شيرين بر اساس لغت نامه نسل سوم، ديوانه نيستند اما کمي بيغ محسوب مي‌شوند! اگر شما هم اهل شيرين کاري هستيد و مدام شيرين مي‌زنيد زياد ناراحت نشويد؛ از ما که بدتر نيستيد!

چي مي‌شه که همچي مي‌شه؟
اما به قول شاعر «از چي مي‌شه که همچي مي‌شه؟» و بعضي‌ها شيرين مي‌زنند در حالي که آي‌کيوشان با مردم عادي فرقي ندارد؟ گام به گام اين موضوع را بررسي مي‌کنيم!

1 شيريني بچه‌هاي شيرين/ اصولا دوران کودکي دوران زودباوري است! بچه‌ها خيلي چيزها را همان‌طوري که دوست دارند تحليل مي‌کنند نه بر اساس منطق! ذهن بچه‌ها کاملا خطي و ساده استدلال مي‌کند براي همين بر اساس ظواهر تصميم مي‌گيرند و رفتار مي‌کنند! به چند نمونه از اين شيرين کاري‌هاي شيرين کودکي توجه کنيد:

شيوا مي‌گويد: «يک‌بار با يک جسم محکمي کوبوندم توي سر بچه يکي از اقوام تا ببينم دور سرش ستاره و گنجشک مي‌چرخه يا نه؟» البته اين سوالي است که هنوز هم بعضي از آدم بزرگ‌ها دارند؛ اما خوشبختانه کمتر به دنبال امتحان آن هستند!

بهنام اعتراف مي‌کند که: «من وقتي بچه بودم اگر وسط تماشاي تلويزيون مي‌خواستم بروم دستشويي، تلويزيون را خاموش مي‌کردم تا کارتون تمام نشود!» در اين رابطه يک لطيفه شيرين هم هست که ربطي به موضوع اصلي ما ندارد! طرف داشته فيلم نگاه مي کرده! تلويزيون هي آگهي پخش مي‌کرده! شاکي مي‌شود و مي‌گويد: «حالا اون‌قدر آگهي ميذاره که فيلمش تموم شه!»

بهزاد مي‌گويد: «اين قدر به من گفتند آدرس خونه رو به غريبه‌ها نده! روز اول مدرسه که تمام شد و سوار سرويس شدم راننده سرويس رو دور شهر چرخوندم!»

شميم هم خاطره جالبي از دوران دبستان دارد که با خيلي‌ها مشترک است: «معلم ما هميشه مي‌گفت اگه ديکته‌هاتونو خودتون بنويسين من مي‌فهمم! براي همين هم من فکر مي‌کردم معلم تو خونه همه بچه‌ها يک دوربين مخفي کار گذاشته!»

2 وقتي هول مي‌شويم/ خيلي وقت‌ها آدم بزرگ‌ها هم شيرين مي‌زنند و کارهايي مي‌کنند که در حالت عادي محال است انجام دهند. در کل اين نوع شيرين زدن چندان بد نيست چون اطرافيان متوجه مي‌شوند مشکل از دستپاچگي بوده نه از مخ! اما اگر در لحظات حساسي مثل خواستگاري، کنفرانس مطبوعاتي و.... اتفاق بيفتد سرنوشت آدم را عوض مي‌کند حسابي!

يکي از اين آدم‌هاي بزرگ که شيرين مي‌زنند؛ مي‌گويد: «زنگ زدم به ايرانسل براي مشکل خطم! خيلي معطل شدم؛ براي همين حواسم کاملا پرت شده بود که ناغافل آهنگ قطع شد و يکي پرسيد: چه طوري مي‌تونم کمکتون کنم؟ من هم گفتم: منزل آقاي ايرانسل؟»

علي هم مي‌گويد: «من زياد ميانه خوبي با حيوانات ندارم، اولين باري که يک بز ديدم ترسيدم و بهش سلام کردم! بعد هم سريع فرار کردم!»

3 وقتي در عالم هپروت هستيم/ خيلي وقت‌ها خواب هستيم! خيلي وقت‌ها در دنياي ديگري هستيم! يک وقت‌هايي فشار محيط باعث شيرين کاري ما مي‌شود و.... در کل اين نوع شيرين زدن کمي تا قسمتي مشابه همان هول شدن است با اين تفاوت که يک‌هو از دنياي خودمان پرت مي‌شويم در دنياي واقعيت و چون در لحظه، امکان تطبيق با دنياي جديد وجود ندارد؛ ياد و خاطر دو عزيز دل، دو نوگل بوستان خنده يعني پت و مت را زنده مي‌کنيم!

مهدي مي‌گويد: «در حال رانندگي، حسابي تو فکر رفته بودم که رسيدم سر چهارراه! طبق عادت هميشگي بيشتر مردم، سمت راست را ماشيني که مي‌خواست مستقيم بره بسته بود! با شدت خواستم سرمو از شيشه ماشين بيارم بيرون تا بهش بگم بره جلوتر که از قضا شيشه بالا بود و مخم از شدت ضربه يک تکون حسابي خورد! اما از نگاه تعجب انگيز آدم‌هايي که تو ماشين بغل بودند خندم گرفت!»

4 امان از خواب سنگين/ وقتي از خواب بيدار مي‌شويم يا مي‌پريم (اين دوتا خيلي با هم فرق دارد) هم يک جورهايي ممکن است هول شويم (به خصوص اگر ناگهاني باشد) هم تطبيق دنياي خواب با واقعيت کمي مشکل باشد! براي همين آدم‌هاي خواب آلود در کلاس جهاني شيرين مي‌زنند! بسياري از گاف‌هاي مسئولان در جلسات مهم و مصاحبه‌ها ناشي از همين مورد است.

5 سوءتفاهم شده داداش/ يک وقت‌هايي حواس ما سر جايش موجود و قابل دسترس مي‌باشد! هول نشديم و تو فضا هم نيستيم اما در کل دچار سوءتفاهم مي‌شويم! نويد ماجراي سوءتفاهمش را اين طوري تعريف مي‌کند: «توي اتاقم نشسته بودم که رئيس بداخلاقم از جلوي در رد شد و گفت: نويد جان کم پيدا شدي؟ يک سر به من بزن دلم واست تنگ شده! منم خوشحال! گفتم تا تنور داغه برم طرح رفاقت رو با اين موجود عبوس بريزم! همين‌طور که داشت مي‌رفت؛ گفتم: چشم! کم سعادتيم! الان ميام خدمت‌تون! رفتم تو اتاقش، با تعجب نگام کرد و گفت: نويد جان يک لحظه گوشي! بعد به من گفت: کاري داشتين؟»

نکته: راستي به خاطر حجم زياد و تکرار فراوان از گونه شيرين زدن مسئولانه! که مخصوص مسئولان است صرف نظر مي‌کنيم! اين موارد آن قدر زياد شده که ديگر جذابيت هم ندارد!

شيرين زدن قدمت تاريخي هم دارد!
شيرين زدن از قديم الايام وجود داشته است و شخصيت‌هايي چون نصرالدين، بهلول، حجي و.... به اين حرفه مشغول بودند. نکته بسيار مهم درباره اين آدم‌ها اين است که مثل مردم معمولي مشغول زندگي بودند و کسب وکار! اما در حد ليگ دسته دوم ماداگاسکار سوتي مي‌دادند! اساسا علت اين که سوتي اين گونه افراد ماندگار شده؛ اين بوده که فرق چنداني با مردم معمولي نداشتند و سفيه محسوب نمي‌شدند! چرا که بر ديوانه حرجي نيست و سوتي هر لحظه از چنين آدمي برمي‌آيد! حتي برخي از شخصيت‌هاي شيرين مثل بهلول خود را به شيرين بودن مي‌زدند تا نکاتي را به جامعه گوشزد کنند! در کل نه تنها کودک درون، بلکه نوزاد درون اين گونه آدم‌ها بيدار و فعال بوده و اگر يک وقت رفتار درست و حسابي داشتند معني‌اش اين بوده که نوزاد درون‌شان رفته روي اسکرين سرور!

اما نمونه‌هاي قديمي...
خيلي از دانشمندان و بزرگان آن‌قدر در تاريخ و بين مردم ماندگار نشدند که امثال جحي، نصرالدين و... ماندگارند! اما چه ماندگاري؟ به چند نمونه تاريخي توجه کنيد:

استاد بهلول/ بهلول از شيعيان نابي بود که به عمد خودش را به آن راه مي‌زد تا راحت‌تر بتواند حرفش را در دوره خفقان خليفه عباسي بزند. به عنوان مثال يک روز وارد سراي هارون شد؛ يکي از وزرا جلو آمد و گفت: «بشارت باد که خليفه تو را بر ميمون‌ها و بوزينگان سرور و سردار گردانيده!» بهلول هم گفت: «پس به من گوش‌دار و فرمان به جاي آر که از امروز رعيت مني!»

نکته دار/ برخي از شيرين زدن‌ها در کنه خود نکات جالبي دارد؛ 1- خواجه‌اي براي خود مقبره‌اي با شکوه ساخت! خواجه از استاد بنا پرسيد: «اين عمارت را ديگر چه مي‌بايد؟» بنا گفت: «وجود شريف شما را!» 2- طلحکي (يا همان طلخک- دلقک کاخ) گرفته بود؛ امير علت را از او جويا شد! جواب داد: صاحب فرزندي لوچ (دوبين) شده‌ام. امير گفت: خاک بر سرت که سال‌ها در سراي من هستي و نمي‌داني فرزند من هم لوچ است؟ طلحک جواب داد: آخر طفل شما خوشبختي‌ها را 2 تا مي‌بيند و کودک من بدبختي‌ها را!

نصرالدين معروف/ روزي نصرالدين کيسه بزرگي بر دوش گرفته بود و سوار بر خر در بازار مي‌گشت! يکي از او پرسيد: «چرا کيسه را روي خر نمي‌گذاري و خودت را خسته مي‌کني؟» نصرالدين جواب داد: «اين طوري خر کمتر خسته مي‌شود، من کيسه را مي‌برم و خر هم من را!»

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌و‌گو با «ساراسادات خادم‌الشریعه»

در آن لحظه به نتایجم فکر نکردم

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
چهره هفته

جینگولک بازی غربی‌ها

٩٥/٠٩/١٨