دست از طلب ندارم تا کام من بر آید...
در مورد سخت کوشی و آدم های سخت کوش چه می دانید؟

دست از طلب ندارم تا کام من بر آید...

نویسنده : حمیده زمانی

تیمور لنگ را یادتان هست؟ در کتاب¬های ادبیات حکایتی از آن را داشتیم که شاید بارها و بارها شنیده باشید. حکایت تیمور و مور!  قصه از این قرار بود که تیمور در یکی از جنگ¬هایش شکست سختی خورده بود و در فرار به خرابه¬ای پناه می¬برد، ناگهان چشمش به یک مورچه می¬افتد که در حال بالا رفتن از دیوار خرابه بود و دانه¬ای به دوش داشت؛ به انتهای مسیر نرسیده دانه از دوشش می¬افتد و مورچه خم به ابرو نمی¬آورد و دوباره بر می¬گردد و از اول دانه را بر می¬دارد و القصه! یادتان هست که مورچه حدود 60 بار این مسیر را رفت و آمد تا توانست دانه¬اش را به خانه ببرد! مورچه داستان تیمور لنگ، از آن تیپ شخصیتی¬های سخت¬کوش بود. حالا شما مثل مور داستان تیمور سخت¬کوش هستید یا نه؟!  یعنی اگر برای رسیدن به مقصد و هدف¬تان 60 بار شکست بخورید و مجبور شوید راه را دوباره از اول بروید این کار را می¬کنید؟ می¬دانید سخت-کوشی چه فوایدی برایتان دارد؟ اگر می¬خواهید بدانید چه طور می¬توانید شما هم سخت¬کوش باشید با ما همراه باشید...

 

سخت کوشی یعنی...

روان شناسان می گویند هاردینس، جان سختی، سرسختی. همه این¬ها به معنای سخت¬کوشی است. شما فرد سخت¬کوشی هستید، اگر بتوانید از توانایی ها و مهارت هایتان برای ارزیابی شرایط و فشارهای زندگی¬تان استفاده کنید و در نتیجه آن‌ها را تفسیر و تجزيه و تحلیل کنید و راه حل مناسبی برای مسائل و فشارهای زندگی تان به  دست  آورید. 

ه نظر شما چرا عده‌ای از افراد زیر فشار مشکلات و سختی‌های زندگی کمر خم نمی‌کنند و محکم مقاومت می‌کنند و عده‌ای تا بادی بوزد سریع می‌لرزند و ناامید می‌شوند و حتی گاهی دچار بیماری‌های جسمی مثل سکته قلبی یا قند خون یا بیماری‌های روانی مثل افسردگی می‌شوند؟ دکتر سوزان کوباسا به این سوال ما جواب داده است، البته بعد از تحقیقات زیادی که روی ویژگی سخت‌کوشی کرده است؛ به نظر او سخت‌کوشی از سه جزء تشکیل شده است: تعهد، مبارزه جویی و کنترل. که هر سه این ویژگی‌ها بر باورها و برداشت‌های آدم‌های سخت‌کوش در شرایط سخت و دشوار اثر گذارند و باعث می‌شود آن‌ها مقاومت بیشتری از خود نشان دهند و احتمال بردشان بیشتر شود.

 

تعهد

در واقع تصور و درکی است که فرد از جنبه‌هاي مختلف زندگي خود، ديگران و کار دارد. یعنی میزان ارزش و اهمیت و معنایی که به فعالیت‌های زندگی خودش و دیگران می‌دهد. تعهد غايت و هدف زندگي فرد را نشان مي‌دهد. شامل نظامی از باورها می‌شود که میزان تهدیدآمیز بودن یک حادثه را برای فرد کم می‌کند. تعهد را معمولا در مقابل بی ‌ارادگی یا احساس بی‌کفایتی قرار می‌دهند. یعنی وقتی فردی بی‌تعهد با یک موقعیت تنش‌زا روبه رو می‌شود متاسفانه یا خودش را می‌بازد و درست مثل بی‌اراده‌ها خود را دست حوادث می‌سپارد یا احساس می‌کند به خاطر ناتوانی‌اش کارها را نمی‌تواند پيش ببرد.

 

مبارزه‌جویی 

یعنی فرد شور و شوق زیادی برای زندگی کردن دارد و تغییرات و شرایط دشوار را هیجان‌انگیز و جالب می‌داند. تغییرات را تهدید نمی‌داند بلکه فرصتی می‌داند برای رشد بیشتر در زمینه‌های فردی و اجتماعی. در واقع با روحیه مبارزه‌جویی که دارد، موقعیت‌ها را به چالش می‌کشد و انعطاف زیادی از خودش نشان می‌دهد که این انعطاف‌پذیری او را مردِ روزهای سخت می‌کند. براي كسي كه مرد مبارزه باشد روزهاي شبيه به هم كسالت‌آورند و به نظرش روزي كه در آن اتفاق جديدي براي حل كردن و انديشيدن نباشد، همان ديروز است كه امروز هم تجربه‌اش مي‌كند.

 

کنترل یا مهار

یعنی فرد آن قدر توانايي دارد و به استقلال رسیده است تا بتواند بر شرايط اثر بگذارد و شرایط زندگی‌اش را به دست بگیرد، نه این‌که خودش را قربانی شرایط کند. با روحیه کنترل و مهارپذیری، فرد این باور را دارد که تجربه‌های زندگی قابل پیش بینی و کنترل‌اند و هر چيزي كه در روند زندگي براي آن پيش بيايد حتما مي‌شود براي‌ آن راهي پيدا كرد. حادثه‌هايي كه در زندگي پيش مي‌آيند يا قابل پيش‌بيني‌اند كه مي‌شود از قبل براي آن‌ها فكر و برنامه‌ريزي كرد يا آن‌چنان جديد و غير مترقبه‌اند كه فرد سخت‌كوش با اتكا به قدرت كنترلي‌اش مي‌تواند بهترين راه حل مسئله را بيابد.

افراد سخت کوش چه ویژگی‌هایی دارند؟
خت‌کوشی‌تان را در آورید بهتر است خودتان را با این ویژگی‌ها محک بزنید:
در برابر  هر کاری که انجام می‌دهند و هر تصمیمی که می‌گیرند احساس مسئولیت می‌کنند.
به خودشان قول می‌دهند تا با یک موقعیت استرس‌زا و سخت طوری برخورد کنند و برداشتی داشته باشند که باعث رشد و بالندگی و موفقیت‌شان شود. 
می‌دانند که سختی‌ها و دشواری‌های زندگی برای همه هست و هر آدمی بالاخره روزهای سختی دارد؛ بنابراین با پیش آمدن شرایط دشوار احساس ناامنی و تهدیدی حس نمی‌کنند و می‌توانند شرایط را مدیریت کنند.
یاد دارند چه جوری هیجانات منفی‌شان را مثلا خشم‌شان را کنترل کنند.
مرد روزهای سخت هستند و ترس ندارند؛ در واقع می‌توان گفت آدم‌های سخت‌کوش افراد متوکلی هستند. به نیرویی تکیه دارند که در آن ناامیدی راهی ندارد.
یاد گرفته‌اند فشارهای روانی، زندگی‌شان و روابط‌شان با اطرافیان را تحت الشعاع قرار ندهد و موقعیت‌ها و اتفاقات زندگی‌شان را تحت کنترل دارند.
امیرالحال هستند. یعنی بر حالت‌های خودشان و فشارهایی که بر آن‌ها وارد می‌شود و احساساتی که در آن‌ها جریان پیدا می‌کند، احاطه دارند و آگاهند. همین آگاهی در مورد حال و هوایشان باعث می‌شود که در برابر بادهای سخت هم نلرزند و پا پس نکشند!
در شرایط سخت حواس‌شان به اطرافیان‌شان و انتظارات‌شان هم هست و هم از درونیات خودشان خبر دارند. سعی می‌کنند هر دو را کنترل و مدیریت کنند.
یاد گرفته‌اند که برای باورها و ارزش‌ها و مهارت‌های خودشان ارزش قایل باشند. برای همین سخت جانند و سخت تلاش!
با سازگاری بیشتری زندگی می‌کنند. یعنی به جای غرغرکردن در شرایط سخت زندگی، انعطاف‌پذیری و انطباق‌پذیری بیشتری از خودشان نشان می‌دهند. برای همین کمتر در برابر شرایط استرس‌زا مریض می‌شوند و به لحاظ روحی آسیب نمی‌بینند.
راحت‌تر می‌توانند تصمیم بگیرند و چاره‌جویی کنند و راه حل مناسبي برای مشکلات و موانع سد راهشان پیدا کنند.
ثابت شده که سلامت روان‌شان بیشتر از افراد دیگر است.
هیچ وقت خودشان را قربانی شرایط نمی‌کنند و شرایط را آن‌طور که به نفع‌شان و رشدشان هست، تغییر می‌دهند.
آستانه تحمل‌شان فوق‌العاده بالاست. الکی غصه و غم نمی‌خورند و الکی از چیزی رنج نمی‌کشند. الکی خودشان را درگیر مسایل نمی‌کنند.
حواس‌شان هست که سخت کوشی را با زیاد کار کردن و سخت کار کردن اشتباه نگیرند. سخت‌کوشی با بالا بودن ساعات کار متفاوت است. هر چند که گاهی لازم است برای رسیدن به هدفی بیشتر وقت گذاشت. افراد سخت‌کوش برنامه‌ریزی دارند برای ساعات زندگی‌شان و برای تک‌تک لحظه‌هایشان ارزش قایلند. 
هدف داشتن و برای رسیدن به هدف تلاش کردن، جزو جدایی ناپذیر افراد سخت‌کوش است.
همیشه انگیزه دارند و نیروهای محرکه‌ خودشان را برای تحمل شرایط سخت می‌شناسند.
نا امیدی و دلسردی در آن‌ها راهی ندارد و علاوه بر خودشان دیگران را هم امیدوار می‌کنند و برای دیگران می‌شوند نیروی محرکه‌ای برای حرکتی مداوم!
خوش‌بین‌اند. نگاهشان به زندگی مثبت است برای همین هم دست از تلاش برای رسیدن به هدف‌شان بر نمی‌دارند.
دونده‌ای سخت‌کوش که آخر شد!
دوی ماراتن بود. المپیک 1968. جمعیت زیادی در ورزشگاه بود. نفرات اول وارد ورزشگاه شدند و جمعیتی بود که برای آنها دست می‌زدند و هورا كشيدند. فلاش دوربین‌های خبرنگاران این لحظات را ثبت می‌کرد. نفرات اول یکی یکی از بلندگو اعلام می‌شدند. جمعیت در حال تشویق و دونده‌ها یکی یکی از راه می رسیدند و از خط پایان می‌گذشتند... در طول مسابقه دوربین‌ها بارها نفراتی را نشان داد كه از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسیر مسابقه بیرون آمدند. به نظر می‌رسید كه آخرین نفر هم از خط پایان رد شده است. داوران و مسئولان برگزاری می‌روند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پایان را جمع‌آوری كنند جمعیت هم آرام آرام ورزشگاه را ترك می‌كنند. ناگهان از بلندگو اعلام می‌شود که دونده‌ای هنوز در حال دویدن است. «جان استفن آكواری» است دونده سیاه پوست اهل تانزانیا، كه ظاهرا برایش مشكلی پیش آمده، لنگ می‌زد و پایش بانداژ شده بود. 20 كیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال اینكه از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود. نفس نفس می‌زد، احساس درد در چهره‌اش نمایان بود لنگ لنگان و آرام می‌آمد ولی دست بردار نبود. چند لحظه مكث كرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را می‌گیرند تا از ادامه مسابقه منصرفش كنند ولی او با دست آن‌ها را كنار می‌زند و به راه خود ادامه می‌دهد. داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترك كنند. جان هنوز مسیر مسابقه را ترك نكرده و با جدیت مسیر را ادامه می‌دهد. خبرنگاران بخش‌های مختلف وارد ورزشگاه شده‌اند و جمعیت هم به جای اینكه كم شود زیادتر می‌شود! بعد از گذشت مدتی طولانی، آخرین شركت كننده دوی ماراتن به ورزشگاه نزدیك می‌شود، با ورود او به ورزشگاه جمعیت از جا برمی‌خیزند چند نفر در گوشه‌ای از ورزشگاه شروع به تشویق می‌كنند و بعد انگار از آن نقطه موجی از كف زدن حركت می‌كند و تمام ورزشگاه را فرا می‌گیرد... غوغایی برپا می‌شود. خبرنگاران در خط پایان تجمع كرده‌اند. جان استفن از خط پایان عبور می‌کند و روی زمین می‌افتد. سخت‌کوشی آن روز جان استفن و تعهدش به قولی که به مردم تانزانیا داده بود، او را تا خط پایان کشاند و تیتر یک تمام روزنامه‌های آن زمانش کرد! دونده‌ای که آخر شد...
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨