اندر حکایت ابوجارچی و مشکل سلامت
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و مشکل سلامت

نویسنده : مهدیه جوادی- مریم غلامزاده

* روزی مریدان نزد ابوجارچی ابن جیم خراسانی آمدند تا سوالی بپرسند ولی ابوجارچی هیچ یک را به خانه راه نداد و تا چهل روز مریدان هر روز بر در خانه پیرنا حاضر گشتند و اذن ورود نمی‌گرفتند. تا در آخر یکی از مریدان از این اوضاع به تنگ آمده، بر استادنا در وایبر پیامی بفرستاد که ای پیر فرزانه‌ی مو ویزویزی، تو را چه گشته که ما را چنین خار بکردی و به منزل خویش راه نمی‌دهی؟ و از این شکلک‌های ناراحت و دپرس بسیار فرستاد و تا چهل شب شکلک فرستاد و هیچ افاقه نکرد تا این‌که شب چهل و یکم استادنا پیام فرستاد که «هستی؟» و شاگرد عرضه داشت: «آری یا خفن» و ابن جیم گفت: «دلم براتون تنگ شده» و مرید شکلک تعجب فرستاد و همچنین شکلک دهن گشاد گریه و علت این رفتار پرسد. استادنا گفت: «داشتم کلاس می‌گذاشتم تا ستون حکایت هفته پر شود؛ حالا سوالت را بپرس؟» مریدان با خواندن این کامنت اشک شوق ریختند و شکر به جای آوردند و پرسیدند: یا پیر؛ یعنی چه که استادنا علی ربیعی (وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی) گفته: «مشکلات سلامت با پاشیدن پول حل نمی‌شود.»

پیرنا درنگی کرد و گفت: خب باید فرهنگ سلامت در بین ما جا بیافتد. سپس کیسه‌ای زر از جیب بیرون آورد و بر سر مریدان ریخت و گفت: مثلا اینجوری مشکل سلامت شما حل شده؟!

لیکن چون چشم به دور و بر گرداند، حتی یکی از اسکناس‌ها و مریدان را نیافت. و مریدان الان نزدیک مرز مکزیک هستند و این از کرامات مریدان بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات