رنگین کمان بازیگران تنوع طلب

رنگین کمان بازیگران تنوع طلب

نویسنده : احسان رحیم زاده

وقتی با بازیگران مصاحبه می‌کنی و می‌پرسی چرا در این فیلم یا سریال بازی کردی همگی می‌گویند: «به خاطر این‌که نقش جذابی بود و با بقیه نقش‌هایم فرق داشت». تجربه نشان داده که به راحتی نباید گول این جواب را بخوریم. معمولا پس از دیدن نقش‌آفرینی فرد مورد نظر متوجه می‌شویم که همان نقش‌های قبلی را تکرار کرده و فقط اسم و گریمش تفاوت دارد. در این بخش از مطلب رفته‌ایم سراغ بازیگرانی که در حرف و عمل دغدغه متفاوت بودن داشته‌اند. بازیگرانی که رنگین کمانی از نقش‌ها و شخصیت‌ها را روی پرده نقره‌ای به تصویر کشیده‌اند. 

 

اکبر عبدی؛ نقش زنان را بهتر از خودشان بازی می‌کند

با آغوش باز به استقبال نقش‌های متفاوت می‌رود. آن قدر اعتماد به نفس دارد که از اجرای این نقش‌ها نترسد. نقش زنان را از بازیگران زن بهتر بازی می‌کند! آن قدر خوب که بعضا یادت می‌رود یک مرد در چهره زن ظاهر شده است. (خوابم می‌آد، آدم برفی، خواب زده‌ها و ...)، می‌تواند سنش را 40-30 سال پایین بیاورد و کودک و نوجوان هم بشود (بازم مدرسه‌ا‌م دیر شد). سریال تاریخی هم کم بازی نکرده است. یکی از توانایی‌هایش این است که می‌تواند لهجه‌های مختلف را اجرا کند و به همین دلیل گزینه‌ای خوب برای اجرای نقش‌های شهرستانی به شمار می‌رود. از عهده نقش روحانی هم به خوبی بر می‌آید (رسوایی).

 

پرویز پرستویی؛ سرآشپز، روحانی، رزمنده و ...

بی انصافی است که بگوییم پرویز پرستویی فقط نقش رزمندگان و جانبازهای مظلوم را خوب بازی می‌کند. او در کنار این نقش‌ها کلکسیونی از شخصیت‌های متفاوت را جان بخشیده است. طنازی‌های او در لیلی با من است، شوخی، مرد عوضی، مومیایی 3، مارمولک را به یاد بیاورید و به این نکته فکر کنید که در سینمای کمدی چه کارنامه پرباری دارد. همراه با رضا مارمولک لباس روحانیت بر تن کرد و در «آشپزباشی» سرآشپز یک رستوران شد. در «بید مجنون» همچون انسان‌های نابینا قدم بر داشت و در آدم برفی رفتار و گفتار یک آدم لمپن را تقلید کرد. او سریال تاریخی «امام علی» را هم در کارنامه دارد. 

 

محسن تنابنده؛ روحانی، پیرزن و نقی معمولی

خودش فیلمنامه‌نویس است و این شانس را دارد که می‌تواند نقش‎‌های خوب را برای خودش کنار بگذارد. مردم او را با شخصیت نقی معمولی (مرد ساده دلی که لهجه شمالی داشت و ...) در سریال «پایتخت» شناختند. نمی‌توان گفت کفه فیلم‌های جدی‌اش سنگین‌تر است یا فیلم‌های کمدی‌اش؛ او به همان اندازه که در نقش‌های جدی «استشهادی برای خدا»، «هفت دقیقه تا پاییز» و «سنگ اول» درخشیده با سریال‌های کمدی «شاهگوش» و «پایتخت» و فیلم «سن پترزبورگ» هم خودش را نشان داده است. در فیلم «ایران برگر» هم قرار است در نقش یک پیرزن جلوی دوربین برود. 

 

هومن برق نورد؛ اگر بهنام تشکر نباشد...

وقتی کنار بهنام تشکر قرار می‌گیرد تیپ یک آدم لمپن مزه پران را تکرار می‌کند. در سریال‌های دودکش، دزد و پلیس و ساختمان پزشکان این اتفاق برایش افتاد. اما در نقش‌های جدی هم حرف‌های زیادی برای گفتن دارد (مثل بی‌خداحافظی، زمانه، بيگانه و در مسیر زاینده‌رود). آخرین بار هنرنمایی‌اش را در «پرده نشین» در نقش یک روحانی دیدیم.

 

گوهر خیراندیش؛ مادر دلسوز بچه‌ها، زن طناز

خیلی وقت‌ها مادر دلسوز بچه‌هاست و سرگرم آشپزی و خانه داری. در سریال‌های خانه ما، همسایه‌ها و میوه ممنوعه این وظیفه را بر عهده داشت. در بین زنانی که نقش‌های کمدی را بازی می‌کنند یک سر و گردن از دیگران بالاتر می‌ایستد. از عهده نقش‌های تاریخی هم به خوبی بر می‌آید (مهرآفرین مستشارنیا در سریال کلاه پهلوی و حنانه در سریال مختارنامه). در فیلم‌های اجتماعی مثل بانو، دعوت، ارتفاع پست و گل یخ هم حضور پررنگی دارد. 

 

حمید فرخ نژاد؛ مرد جنوبی، روح، نظامی

ابتدا که وارد سینما شد بازیگر ثابت نقش‌های جنوبی (عروس آتش، ارتفاع پست و ...) بود. در فیلم دفاع مقدسی «شب واقعه» که هنوز اکران نشده دریا قلی سورانی شد و ایران را در یک عملیات جنگی به پیروزی رساند. با فیلم «گشت ارشاد» استعدادهایش را در ژانر کمدی به رخ کشید و با سریال «حلقه سبز» نشان داد که نقش روح را هم می‌تواند بازی کند. در فیلم «استرداد» هم در نقش یک نظامی متعصب و کارکشته ظاهر شد. 

 

مهدی هاشمی؛ سلطان و شبان

در اولین سریالش نقش دو آدم متضاد داستان یعنی سلطان و شبان را بازی می‌کرد. در فیلم «هیچ» نادر سیاه‌دره بود که بدنش کلیه تولید می‌کرد و هر چه می‌خورد سیر نمی‌شد. اگر بخواهیم به نقش‌های کمدی‌اش اشاره کنیم فهرستش خیلی بلند و بالا می شود. ضد گلوله، رژیم طلایی، همسر، معجزه خنده و ... مهندس ورشکست شده سریال «دردسرهای عظیم» را بگذارید کنار مرد نظافت چی سریال «آقا یوسف» تا تفاوت نقش‌هایش مشخص شود. دکتر قریب را هم باید به این فهرست اضافه کرد. 

 

شهاب حسینی؛ کم توان ذهنی و سوپراستار مغرور

به فیلم «ساکن طبقه وسط» او کاری نداریم. آنجا در 38 نقش!! ظاهر شد؛ ولی تیپ‌های فیلم این قدر بی هویت بودند که اصلا نمی‌شد اسم این کار را نقش‌آفرینی گذاشت. مرد معلول فیلم «حوض نقاشی» متفاوت‌ترین نقش شهاب حسینی است. او در فیلم «دلشکسته» نقش یک جوان مومن و معتقد را بازی می‌کند. در سوپراستار بازیگری مغرور و طغیان‌گر می‌شود و در «محیا» تصمیم می‌گیرد مرده‌شور بشود! او نقش پلیس (پلیس جوان) و جوان تحصیل کرده از فرنگ برگشته (درباره الی) را هم بازی کرده است. 

 

فریبرز عرب‌نیا؛ از مختار ثقفی تا دکتر چمران

گریم‌های مختلف روی صورتش خوب جواب می‌دهد. او هم شبیه به «مختار» می‌شود و شمشیر می‌زند و هم در قالب دکتر چمران رهبری کردهای مبارز شهر پاوه را به عهده می‌گیرد. در فیلم «شکلات داغ» ایفاگر نقش مردی ارمنی به نام سرژیک بود. در فیلم «سلطان» جوانی عاشق پیشه بود که روی موتور سیکلت بغض می‌کرد و با خودش حرف می‌زد. در فیلم ضیافت هم یکی از دانشجویانی بود که با رفقایش سر قرار حاضر می شد. البته در کارنامه این بازیگر جای نقش‌های کمدی حسابی خالی است. 

 

مهدی فخیم زاده؛ اصل تنوعه!

در فیلم‌های پلیسی، اجتماعی، تاریخی، کمدی و ملودارم حضور پررنگی داشته است. در سریال در حال تولید «قورباغه و قناری» هم نقش پلیس را بازی می‌کند و هم نقش ناصر پاپتی! در سریال مختارنامه «عمر بن سعد» بود و با گریم کریهش حس ترس و نفرت را منتقل می‌کرد. رزمی کار است و جزو خانواده کاراته کاران ایران محسوب می‌شود. به همین دلیل در فیلم‌های حادثه‌ای که نیاز به صحنه‌های بزن بزن دارد زیاد شرکت می‌کند. همه سینما دوستان نقش «نمکی» را به خاطر می‌آورند. مرد معلول ذهنی که از روستا راهی شهر شد و ... در فیلم «آذر، شهدخت...» نقش بازیگری پیشکسوت را بازی می‌کند که حالا از دوران اوجش فاصله گرفته است. 

 

و اما...

و اما به این فهرست می‌شد نام‌هایی مثل بهرام رادان (با تجربه سنتوری، بی‌پولی و...) آتیلا پسیانی (با تجربه گمگشته و...) طناز طباطبایی (با حضور در مرهم، هیس دخترها... و شاهگوش) رضا عطاران (با بازی در قرنطینه، دهلیز، خوابم میاد، طبقه حساس و...) بابک حمیدیان (به خاطر بازی در اسب حیوان نجیبی است، هیس دخترها و...) سعید پورصمیمی (با قاعده بازی، زشت و زیبا و...) و... را اضافه کرد.

نظرات کاربران
کد امنیتی