فارسي زوري؟!
وقتي قرار باشه با كلمات فرهنگستان حرف بزنيم ...

فارسي زوري؟!

نویسنده : سحر نيكوعقيده

«دوست دارم به آینده‌هایی ‌بيندیشم که با بال‌گرد شخصی خود از کاشانه به سراچه‌هایم سفر می‌کنم و افشانه‌های گران قیمت بر خودم می‌افشانم و کلی پاس جان دارم که مرا هم رَوی می‌کنند. آه چه تفننی‌های شیرینی!»

اشتباه نکنید! این جملات نه برگرفته از یک کتاب کهن عهد پارینه سنگی است و نه متعلق به زبان و لهجه‌ای خاص! خیال‌تان بابت ذهن نگارنده هم راحت باشد، که نه خود درگیر است و نه شیرین می‌زند. تمام شیرینی و البته عجیب و غریبی این متن، متعلق به واژه‌های فارسی شده‌ای است که در این جملات دیده می‌شود. این‌ها نمونه‌ای هستند از صدها واژه‌ای که فرهنگستان زبان و ادب فارسی آن‌ها را به عنوان معادلِ فارسیِ واژه‌های بیگانه که با زبان ما آمیخته شده‌اند ، اعلام کرده است. 

اما برای پی بردن به این‌که، مردم تا چه حد با این واژه‌هاي فارسی شده آشنایی دارند و واکنش‌شان نسبت به شنیدن آن‌ها چیست، تصمیم گرفتیم در شهر گشتی بزنیم و با کلمات فارسی شده با مردم گفت‌وگویی داشته باشیم. باشد که فارسی را به شیوه فرهنگستان زبان و ادب فارسی، پاس داشته باشیم! 

یک سوال کاملا تخصصی!
تصمیم می‌گیرم به عنوان خبرنگار سوالی را از دختر جوانی که روی صندلی پارک نشسته است بپرسم.
 شما تا چه میزان با پالایه (فیلتر) و بازکاوریِ (سانسور) محتوای درون نت (اینترنت) موافق هستید؟
 متوجه سوال‌تون نشدم!
 شما تا چه اندازه با پالایه اینترنت موافق هستید؟
 نمی‌دانم... راستش اینترنت اطلاعات خیلی خوبی به آدم می‌دهد. 
 یعنی با پالایه کردن آن موافق نیستید؟
 خب ... نمی‌دانم منظورم را چطور بیان کنم... موافقم، جست‌وجو در اینترنت و سایت‌های مختلف اگر وقت آدم را نگیرد خوب است و...
 ببخشید متوجه سوال من شدید؟!
 (این بار سردرگم و مضطرب در حالی که می‌خندد) به نظرم شما خیلی تخصصی سوال می‌کنید و در حد اطلاعات من نیست!
دست آخر موضوع گزارشم را کاملا برایش توضیح می‌دهم و او هم اعتراف می‌کند که از همان ابتدا معنی هیچکدام از این واژه‌ها را نمی‌دانسته و فقط خواسته محض خالی نبودن عریضه یک پاسخی گفته باشد!  از او می‌خواهم نظرش را در باره این معادل‌ها بگوید: 
به نظر واژه‌های زیبایی می‌آیند اما به گوش مردم آشنا نیستند و عملا نمی‌توان از آن‌ها در گفت و‌گو‌های روزمره استفاده کرد.
واکنشِ دو دانشجوی زبان و ادبیات فارسی
 چند نمونه از واژه‌های معادل سازی شده را که نام می‌برم، هر دو نفر می‌زنند زیر خنده. این اولین واکنش دو دانشجوی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه «...» بعد از شنیدن برخی از واژه‌های معادل سازی شده است. 
مهسا و ریحانه می‌گویند که بیشترِ این واژه‌ها بدآهنگ و طولانی هستند و در بین مردم جا نیفتاده‌اند. می‌پرسم حس نمی‌کنید به عنوان دانشجویان ادبیات، مسئولیت بیشتری در به کاربردن واژه‌های فارسی دارید؟ 
مهسا می‌گوید: خیلی‌ها استفاده از یک واژه انگلیسی میان صحبت‌هایشان را نوعی «کلاس» می‌دانند اما من از زمانی که دانشجوی زبان و ادبیات فارسی شدم، دقت بیشتری در این موضوع دارم. حتی در پیامک‌هایم سعی می‌کنم رسم الخط‌ها را رعایت کنم و تا حد ممکن از واژه‌های فارسی استفاده کنم، اما وقتی خیلی از این واژه‌ها زیبا نیستند و جا نیفتاده‌اند، نمی‌شود در صحبت‌های روزمره از آن‌ها استفاده کرد. 
ریحانه نیز در ادامه صحبت‌هایش می‌گوید: مثلا اگر من بروم مغازه و به جای چیپس بگویم، لطفا به من یک برگک بدهید، آن فروشنده ممکن است فکر ‌کند من آن جا را با لوازم التحریر فروشی اشتباه گرفته‌ام! 
و باز هر دو شروع می‌کنند به خندیدن...
در جست و جوی ساز و برگ
فهرست خرید یک جهیزیه را در ذهنتان تصور کنید... اصلا شاید نیاز به تصور یک فهرست نباشد. خودِ واژه جهیزیه فارغ از مایکرویو، توستر و یخچال ساید بای ساید و... به تنهایی بیگانه بودن این کلمه و تمام متعلقاتش را نشان می‌دهد. فرهنگستان هم برای این کلمه معادلی را پیشنهاد داده است که شاید در نگاه اول خنده دار به نظر برسد: ساز و برگ!
تصمیم می‌گیرم در نقش کسی که می‌خواهد برای ساز و برگش خرید کند به یکی از فروشگاه‌های لوازم خانگی سری بزنم. 
 ببخشید آقا ، برای ساز و برگم یک هم بر (یخچال ساید بای ساید) می‌خواستم. 
 (فروشنده در حالی که نمی‌تواند خنده‌اش را مخفی می‌کند، می‌گوید) ساز و برگ و هم بر چی هست اصلا؟
 هم بر یک نوع یخچال است دیگر... 
 راستش ما چنین یخچالی نداریم! 
 اجاق (مایکرویو) چطور؟ می‌خواهم حتما دفترک (بروشور) هم داشته باشد. 
 (در حالی که سعی می‌کند خنده‌اش را کنترل کند) من واقعا منظور شما را متوجه نمی‌شوم. لطفا چیزی که مدنظرتان هست به من نشان دهید، ببینم چه می‌خواهید.
تا به مایکرویو‌ها اشاره می‌کنم دیگر نمی‌تواند خنده خود را کنترل کند و می‌گوید: خانم اسم این‌ها مایکرویو است نه اجاق! 
بعد از این که خودم را معرفی می‌کنم و او متوجه موضوع گزارش می‌شود بابت خندیدنش پوزش می‌خواهد و می‌گوید: راستش قصدم اصلا مسخره کردن زبان فارسی نبود. فکر کردم وسایل را نمی‌شناسید! 
واژه‌هایی برای مصرف
هر روزه تکنولوژی، انبوهی از نام‌های بیگانه را از آن ور آب به دنبال خودش می‌آورد این ور آب. فرهنگستان هم تا دل‌تان بخواهد برای همه اصطلاحات، ابزار آلات و خلاصه متعلقاتِ تکنولوژی، واژه گزینی کرده است اما دلیل رواج نداشتن این واژه‌ها را شاید بتوان در خود این بازارها پیدا کرد. من هم عزمِ جست و جو می‌کنم و با واژه داخلی می‌روم در دل تکنولوژی‌های خارجی. 
وارد مغازه می‌شوم. روبه فروشنده می‌گویم: آقا دو گوشی دارین؟
با تعجب می‌گوید: چی؟!
این بار با صدای بلندتر تکرار می‌کنم. دوباره سردرگم می‌گوید: دو تا گوشی می‌خواستین؟! 
دستِ آخر پس از سعی و تلاش فراوان برای فهماندن منظورم تسلیم می‌شوم، به گفتن ِهندزفری و البته با نگاه عاقل اندر سفیه فروشنده، مغازه را ترک می‌کنم. 
قریب به اتفاق فروشنده‌ها واکنش‌شان در برابر ذکر دو گوشی مذکور همان نگاه عاقل اندر سفیه است و یا اکتفا کردن به گفتنِ «نداریم».
کم کم داشتم ناامید می‌شدم که با ورودم به یک مغازه، امید از دست رفته‌ام را اندکی باز یافتم. انتظار داشتم با آوردن نامِ پیکانه با چهره‌ای متعجب مواجه بشوم و ذهن این فروشنده هم مثل مابقی فروشنده‌های قبلی برود به سمت وسیله حمل و نقل و... اما در مقابل چشم‌های گرد شده من دستش را به سمت فلش‌ها دراز می‌کند و چندتا را می‌گذارد روی میز. من هم هیجان زده خودم را معرفی می‌کنم و علت دانستن معادل فارسی این واژه را از او می‌پرسم. می‌گوید که مطالعاتش بالاست و در سایت‌ها و روزنامه‌ها متن‌های طنزی که برای این گونه واژه‌ها می‌نویسند را خوانده است. نظرش را در باره این معادل سازی‌ها می‌پرسم. بحث فلسفی می‌شود و موضوع هم از بیخ و بن توسط آقای فروشنده بررسی. در آخر هم صحبتش را با یک جمله تمام می‌کند: ما تا زمانی که فقط مصرف‌کننده تکنولوژی باشیم، محکوم به مصرف کردن واژه‌های بیگانه هم هستیم!
واژه‌هایی که موفق بودند
از حق نگذریم در این میان هستند واژه‌هایی که بین مردم رواج پیدا کرده‌اند. مثلا یارانه را در کنار قانونِ هدفمندی می‌شناسیم و معادل بیگانه آن (سوبسید) را ناآشنا می‌دانیم. می‌توان رمز موفقیت این واژه را مدیون همگام شدن با یک پدیده اجتماعی، قبل از ورود از دنیای اقتصاددان‌ها به زبانِ عامه مردم دانست. 
رسانه‌ها هم در موفقیت خیلی از این واژه‌ها نقش به سزایی دارند.  به عنوان مثال می‌توان از برنامه شب شعری نام برد که از سیما پخش می‌شود و یکی از بخش‌های آن پرسیدن معادل فارسی واژه‌ها از شرکت‌کنندگان است یا پیام‌های بازرگانی که به تازگی از واژه‌های فارسی برای تبلیغ محصول خود استفاده می‌کنند. مانند آگهی که به جای اسپری، افشانه را به کار می‌برد.
 
سنجش صاحب ذوقی و استادی شما
جدولی که ملاحظه می‌کنید، نمونه‌ای از چهل و دو هزار واژه مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی است که شاید برایمان ناآشناتر از واژگان وارداتی باشد. البته خودتان هم می توانید به سایت فرهنگستان مراجعه کنید و نمونه‌های بیشتر را ببینید. البته اگر صاحب ذوق هستید می‌توانید با سه یا چند تا از کلمات فارسی شده، یک جمله بسازید و برای ما به شماره 2000999 بفرستید تا میزان صاحب ذوقی شما سنجیده شود. اگر هم خیلی در این زمینه استاد هستید می‌توانید معنی چند خطی که در ابتدای گزارش خواندید(دوست دارم به آینده‌هایی بیندیشم که با بال‌گرد شخصی خود از کاشانه به سراچه‌هایم سفر می‌کنم و افشانه‌های گران قیمت بر خودم می‌افشانم و کلی پاس جان دارم که مرا هم رَوی می‌کنند. آه چه تفننی‌های شیرینی!) را برای ما بفرستید تا میزان استادی شما سنجیده شود. 

 

معادل فارسی

 

واژه  وارداتی

 

دندان آبی

 

بلوتوث

 

خمیراک

 

لازانیا

 

چینی جا

 

بوفه

 

پی غذا

 

دسر

 

آبزیدان

 

آکواریوم

 

آبشویه

 

فلاش تانک

 

آسان‏بَر

 

آسانسور

 

آکنده سازی

 

تاکسیدرمی

 

چرخک

 

ویلچر

 

چارباغ

 

بلوار

 

خوشاب

 

کمپوت

 

دمابان

 

فلاسک

 

صدابر

 

میکروفون

 

فراتاب

 

پروژکتور

پوشینه

 

کپسول

 

ورزمان

 

ماساژ

 

رخ جوش

 

آکنه

 

زیر موشی

 

پد موس

 

بر خط

 

آنلاین

 

فرشینه

 

موکت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
من براتون فرستادم ، خیلی عالی بود ، مرسی :))
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
میگن مثلث شده سه بر!،مثلث متساوی الاضلاع شده سه بر سه بر برار،مثلث متساوی الساقین شده سه بر دو بر برابر. حالا یک اصل هندسی:هرگاه دو ضلع از یک مثلث با دو ضلع از یک مثلث دیگر برابر باشد آن دو مثلث با هم برابر میباشند. برگردان آن: هرگاه دو بر از یک سه بر با دو بر از یک سه بر دیگر برابر باشد آن دو سه بر با هم برابر خواهند بود. به نظر من که خیلی معقول نیست.
a_roshana
a_roshana
٩٥/٠٤/١٥
٠
١
:))))) کارم از گریه گذشته است ، به آن میخندم....
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨

دشواری نداریم

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨