به دنیایت رنگ بپاش با 8 روش!

به دنیایت رنگ بپاش با 8 روش!

نویسنده : زهرا نخعي


ازکجا شروع کنیم؟

گفتیم که اول باید به کلاس بروید. اصولا نقاشی‌دان‌ها می‌گویند برای این که بتوانید پایه‌های نقاشی‌تان را محکم کنید، باید از طراحی شروع کنید. پس یک دفعه نمی‌توانید بپرید رنگ روغن و سایر رشته‌ها. بعد از چند ترم طراحی بسته به پیشرفت‌تان، شما می‌توانید رشته مورد علاقه‌تان را انتخاب کنید. رنگ روغن، پاستل، سیاه قلم، آبرنگ، مداد رنگی، مینیاتور و... .

 

یک جمع هنری داشته باشید

با چند نفر از دوستان و یا فامیل، یک جمعی درست کنید و با هم کارتان را پیش ببرید. هر چند وقت یک بار با هم قرار بگذارید و کارهایتان را نقد کنید و سوژه‌های جدید مطرح کنید. این جمع‌ها موتور محرکه شما می‌شود و بعدها که خواستید حرفه‌ای کار کنید و از این راه نانی بخورید، می‌توانید با این جمع کولاک کنید. هر کس هم در یک حوزه تخصص پیدا کند و مکمل هم شوید. بعد می‌توانید به فکر یک موسسه هنری یا برگزاری نمایشگاه یا گرفتن یک پروژه نون و آب‌دار و... باشید. به قول معروف دست خدا با جماعت است.

 

یه همراه دائمی

هر جا که می‌روید، یک دفتر بی خط در کیف‌تان داشته باشید. این ابزار کار شماست، مثل عکاسانی که همیشه دوربین دست‌شان است تا مبادا سوژه‌ای از دست‌شان در برود. حکایت شما هم همین است. با این دفتر می‌توانید هر وقت سوژه‌ای دیدید یا به ذهن‌تان خورد، تا داغ است بکشیدش. حتی شده طرح خامش را. حتی این دفتر باعث می‌شود دقیق‌تر به اطراف‌تان نگاه کنید.

 

حرف داشته باشید

شاید تعجب کنید اما تفکر و تعقل ارتباط زیادی با نقاشی دارد. پشت هر اثر شما، باید حرفی باشد. بالاخره نقاشی یک پیام است که دارد به مخاطب منتقل می‌شود. در حقیقت یک نوع ارتباط است. نقاشی شما باید روح داشته باشد. پس برای این که زیاد هم بدانید! باید پشت هر اثرتان یک فلسفه باشد. شما حتی با رنگ‌هایتان حرف می‌زنید و یک مفهوم را منتقل می‌کنید، پس باید با روان شناسی رنگ‌ها هم آشنا باشید.

 

خوب ببینید، زیاد ببینید

شما باید طوری نگاه کنید که آدم‌های دیگر نگاه نمی‌کنند. پس سعی کنید همه چیز را ببینید. چه منظره باشد و چه آثار نقاشی آدم‌های دیگر. این یک نوع مشق بصری است. اگر نمایشگاهی برپاست حتما بروید، هم ذهن‌تان بیشتر باز می‌شود و هم می‌بینید که مخاطبین بیشتر چه کارهایی را می‌پسندند. اینترنت هم که خوره این کار است و آثار همه دنیا را می‌توانید ببینید. گرچه دیگر نقاشی تبدیل به عکسی شده باشد.

 

تکرار، تکرار، تکرار

فقط با تکرار و تجربه می‌توان نقاش شد. علمِ نقاشی داشتن، به اندازه تجربه عملی‌اش مهم نیست. یک نقاش باید زیاد بکشد تا ضعف و قوت‌هایش دستش بیاید. اگر هم می‌خواهید نقاش خوبی باشید، باید آثار زیادی تولید کرده باشید. بالاخره همه، علم و مهارت شما را در آثاری که می‌کشید به طور محسوس می‌بینند و قضاوت می‌کنند. مثل بعضی علوم دیگر نیست که علم فقط در ذهن باشد و نتوان درست و حسابی درموردش قضاوت کرد.

 

نقاشی‌تان را عمومی کنید

از یک جایی شروع کنید و کارتان را به نمایش بگذارید. شده در دانشکده یا نمایشگاه‌های دانشگاهی. آثارتان را برای جشنواره هم بفرستید، حتی اگر به نظر خودتان ارزشی نداشته باشد. ببینید کارهایی که در جشنواره پذیرفته می‌شود چه ویژگی‌هایی دارد.

 

یک یادگاری ماندگار!

هنرمند بهترین هدیه‌اش همین هنرش است. ملت هم راضی‌ترند! شما می‌توانید نقاشی‌هایتان را قاب بگیرید و با یک بسته‌بندی خوشگل به کسانی که خیلی برای‌تان عزیز است هدیه دهید. هم هزینه‌ای نکردید و هم این که یک یادگاری همیشگی برایشان آماده کرده‌اید. خصوصا برای هدیه‌های بزرگ مثل هدیه عروسی و... می‌توانید از آن کارهای با کیفیت‌تان به عروس و داماد بدهید.

نظرات کاربران
کد امنیتی