من یک زنم و حقم را می خواهم!
شاخ هفته

من یک زنم و حقم را می خواهم!

نویسنده : محدثه عارفی - عاطفه ذبیحی

من یک زنم و حقم را می خواهم!

محدثه عارفی

30/09/93

محرمانه

 

ما دخترها آن قدر سکوت کرده‌ایم و دیگرانی که نمی‌شناسیم از حقوقی که ما نمی‌خواهیم دفاع کرده‌اند که دیگر رویمان نمی‌شود اسم دفاع بگذاریم روی حرف هایمان و چیزی بنویسیم! مثلا آن قدر درباره‌‌ی حق طلاق ما پیراهن‌ها دریده‌اند که ما رویمان نمی‌شود جایی عنوان کنیم ما دخترها حقمان را می‌خواهیم و آن حق طلاق نیست. آن حق داشتن و ماندن مردی است که دوستمان داشته باشد.

که جرئت نمی کنیم جایی عنوان کنیم ما نمی خواهیم برایمان حق خواهی کنید تا لباس هایمان کوتاه شود بلکه ما می خواهیم کسی باشد که لباس هایی که می پوشیم را دوست داشته باشد . با چشمانش زل بزند به ما و بگوید : چقدر این لباس به تو می آید.

ما نمی‌خواهیم موهایمان را کوتاه کنیم تا مثل مردِ مان شویم. ما می‌خواهیم موهایمان را که بلند کردیم مردی باشد که برایش شعر بگوید. مردی که شکار طناب موهایمان شود. ما نمی‌خواهیم تفکیکمان کنید در دانشگاه که لولو‌ها نخورندمان‌. ما می خواهیم به پسر ها یاد دهید به ما تکه نپرانند. ما را همین طور که هستیم قبول کنند. اگر هفت قلم آرایش داریم یا چادر پوشیده ایم، ایرادمان نگیرند. بفهمند که ما برای آن ها نمی‌پوشیم. سلیقه‌ی ماست. نظر ندهند لطفا.

ما زن‌ها نمی خواهیم از حقمان دفاع کنند که بچه نیاوریم. ما دوست داریم حق داشته باشیم که اگر بچه ای آوردیم آن را دو نفری بزرگ کنیم. «من و مردَ م» نه این که وقتی شکممان از ریخت افتاد و دو شکم زاییدیم. مردِمان دلش را بزند و کنار ما چند نفری را ردیف کند و ما تنهایی بچه‌مان را بزرگ کنیم و به خاطر او بسوزیم و بسازیم.

ما نمی‌خواهیم برایمان سخن برانید که این طور آرایش کنید که دلبر شوید. نه. نمی‌خواهیم. ما می‌خواهیم یک روز که خیلی ساده هستیم؛ یک روز که یک روز کاملا معمولی است؛ یک آدمی که او هم خیلی معمولی است به طور غیر معمولی دوستمان داشته باشد.

بله! ما دخترها حقوق کوچکی می‌خواهیم. افسوس که آن ها که صدایشان بلندتر است (حزب فمنیسم) نمی‌گذارند ما حقوقی که می‌خواهیم را عنوان کنیم. کمی سکوت کنید. می‌فهمید آن چه جریان ها و حزب‌های شما می‌گوید خواسته‌ی ما نیست. ما دلخوشی های کوچکی داریم. آن قدر کوچک که در میان فریاد های بلند شما گم شده است!

 

عاطفه ذبیحی

آره! حرف ما دخترها چیز دیگری است. ما نمی‌خواهیم سر حق و حقوقی که عده‌ای برایش پلاکارد دست می‌گیرند چانه بزنیم! جنس دردهای دخترانه ما با این حرف ها فرق دارد. بگذار صادقانه‌تر بگویم: من با تمام «درد»هایی که دخترانگی‌ام برایم هدیه آورده، مطمئنم که اگر در معرض انتخاب قرار بگیرم، هیچ وقت تصمیم نمی¬گیرم که پسر باشم. چون توی خلقت دخترانه من چیزهایی وجود دارد که جنس مذکر هیچ جوره نمی¬تواند لحظه¬ای ازآن‌ها سر در بیاورد... حداقل می¬توانم با خیال جمع بگویم که من، یکی از دخترهای این کره خاکی، نمی¬خواهم مثل مردها باشم، حقوق و تکالیفم، تعریفم، آرزوها و دغدغه¬هایم... من فقط می¬خواهم همین ظرافت¬های دخترانه¬ام را مراعات کنند و با بی¬ملاحظه¬گی مردانه، چینی نازک دخترانه¬مان را نشکنند. همین...

نظرات کاربران
کد امنیتی