با اينا زمستونو سر مي‌كنم...
بسته پیشنهادی مخصوص شب‌های بلند زمستان

با اينا زمستونو سر مي‌كنم...

نویسنده : محیا فرجی

همیشه، در ابتدای تابستان و در آغاز زمستان شعری از مهدی اخوان ثالث، شاعر عزیز همشهری، در ذهنم تکرار می¬شود که در بخشی از آن می¬گفت: «عمر آیینه بهشت، اما آه، بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه...» و کوتاهی عمر را به کوتاهی روزهای دی ماه شباهت داده، بله، روزهای زمستان تا چشم به هم می¬زنیم تمام شده¬اند اما شب¬ها... امان از شب¬های دور و دراز زمستان، که اگر سرگرمی یا دورهمی¬های خانوادگی نباشد خیلی سخت می¬گذرد. پس بهتر است که قدر بلندی شب¬های زمستان و کوتاهی عمر را بدانیم و از هر فرصتی برای در کنار هم بودن و ديدن و خواندن چيزهاي خوب استفاده كنيم. اما چه طور؟ ما یک بسته پیشنهادی از انواع بهانه¬های فرهنگی و هنری آماده کرده¬ایم تا در شب¬های زمستانی به بهترین شکل ممکن در کنار افراد خانواده و دوستان خود سرگرم شوید...

 

پیشنهاد فیلم خارجی: «پسربچگی»؛ جادوگری به نام زمان

اگر مایلید یک فیلم خوب خارجی تماشا کنید قطعا «پسربچگی» بهترین گزینه ممکن برای شماست. پسربچگی نه یک فیلم خوب، که یک اثر شگفت‌انگیز در تاریخ سینماست. این فیلم که در طی 12 سال فیلمبرداری شده است زندگی یک پسربچه به نام «میسن» را از 6 تا 18 سالگی به نمایش می¬گذارد. برخلاف بیشتر فیلم¬ها که از دو یا سه بازیگر مختلف برای نمایش تغییرات سنی یک کاراکتر استفاده می¬کنند، در پسربچگی در عرض حدود 3 ساعت، کودکی را می¬بینید که رشد می¬کند، قد می¬کشد و به مردی جوان تبدیل می¬شود و البته همراه با او پدر و مادری که سنی بر آن¬ها می¬گذرد و شهرها، خانه¬ها و ماشین¬هایی که دچار تغییرات اساسی می¬شوند. ریچارد لینک¬لیتر کارگردان این فیلم، که قبلا از او فیلم¬های تحسین شده «پیش از طلوع»، «پیش از غروب» و «پیش از نیمه شب» را دیده¬ایم، استاد جادوگری با عنصر «زمان» است. او هر چند سال یکبار سراغ بازیگران پسربچگي رفته و چند پلان از آن‌ها فیلم گرفته است. در این میان درامی که لینک¬لیتر آن را رقم زده نه یک داستان سینمایی پرفراز و نشیب که درامِ زندگی واقعی است. پسربچگی تجربه واحد همه انسان¬ها در هر گوشه¬ این کره خاکی از گذران عمر است: مادری که برای بهبود کیفیت زندگی خود و فرزندانش تلاش می¬کند، پدری که می¬خواهد رابطه صمیمانه¬ای با کودکانش داشته باشد و کودکانی که دعواهای خواهر و برادری، از دست دادن دوستان، انجام تکالیف مدرسه و عشق-های نوجوانی را تجربه می¬کنند. لذت واقعی تماشای فیلم پسربچگی زمانی است که پی می برید زندگی هر یک از ما خود داستانی پرماجراست که قابلیت فیلم شدن دارد. 

 

پیشنهاد فیلم ایرانی: «بیگانه»ای در میان ماست

بهرام توکلی، کارگردان نام¬آشنای کشورمان در جدیدترین اثر خود باز هم به سراغ تنسی ویلیامز نمایشنامه¬نویس آمریکایی رفته و یکی از معروف‌ترین ¬آثار وی یعنی «اتوبوسی به نام هوس» را مورد اقتباس قرار داده است. در مقایسه با سایر آثار اقتباسیِ توکلی می‌توان گفت که «بیگانه» به متن نمایشنامه اصلی وفادارتر است و همین وفاداری است که دست توکلی را در ایرانیزه کردن اثر بسته است و شاید به همین علت باشد که ارتباط مخاطب ایرانی با اثر کمی دشوار می‌شود. عنصری که در بیگانه نیز مانند تمام آثار توکلی وجود دارد ذهن خطرناک و آشفته یکی از شخصیت‌هاست که در اثر مصائب زندگی دچار توهم و پریشانی شده است. نسرین در بیگانه همین ذهن آشفته است که پس از مرگ مادر به خواهرناتنی خود سپیده پناه آورده و در حالی که خانه موروثی مادر را به دلیل قرض-های فراوان از دست داده، شایعات و ابهامات فراوانی در مورد زندگی گذشته وی وجود دارد. بازی پانته¬آ بهرام در نقش نسرین به حق ستودنی است، تا آن‌جا که در پایان فیلم احساس می‌کنیم هنرمندی وی چیزی از «ویوین لی» بازیگر نقش بلانش در فیلم «اتوبوسی به نام هوس» به کارگردانی «الیا کازان» کم نداشته است. اما مقایسه بازی دیگر بازیگران مانند امیر جعفری با مارلون براندو در نقش استنلی تا حد زیادی مضحک به نظر می¬رسد و این نشان از سطح کاملا متفاوت هنر پانته¬آ بهرام با دیگر بازیگران سینمای ایران دارد. نقطه قوت فیلم شخصیت¬پردازی مناسب و کاراکترهای قدرتمند آن، به ویژه شخصیت نسرین است که به باورپذیری داستان فیلم و بحران¬های پیش آمده در زندگی شخصیت¬ها کمک زیادی می¬کند. شاید بیگانه در مقایسه با دو اثر برجسته توکلی یعنی «پرسه در مه» و «اینجا بدون من» در جذب مخاطب موفقیت کمتری داشته باشد اما قطعاً از سایر آثار این روزهای سینمای کشور یک سر و گردن بالاتر است و به همین علت دیدن آن فرصت خوبی برای علاقه¬مندان سینما خواهد بود. 

 

ضد پیشنهاد فیلم خارجی: «کمپ ایکس ری»؛ فیلمی برای ندیدن

درست است که از بلندی شب¬های زمستان و فرصت¬های پیش آمده برای فعالیت¬های فرهنگی سخن¬ها گفتیم اما همه این¬ها باعث نمی¬شود که به دیدن هر فیلم و اثری تن بدهیم. از همین رو پیشنهادی برای ندیدن هم برای شما آماده کرده¬ایم چرا که دو بار دیدن یک فیلم خوب ارزشمندتر از نیم بار دیدن یک اثر ضعیف است! کمپ ایکس¬ری نمونه بارز یکی از همین آثار ضعیف است. این فیلم روایتگر داستان دختر جوانی به نام کول است که به عنوان سرباز ارتش آمریکا وارد کمپ گوانتانامو شده و در آن جا با مرد مسلمانی که 8 سال گذشته را در زندان سپری کرده است آشنا می¬شود. در این فیلم با شخصیت¬هایی بدون هویت و گذشته مواجهیم که از آن¬ها هیچ نمی¬دانیم. تمام فیلم به گفت¬وگوهای ساده و سطحی دو شخصیت اصلی می¬گذرد بدون آن که اتفاق خاصی به وقوع بپيوندد. فیلم صرفاً تصویری از یک مرد مسلمان و یک دختر جوان آمریکایی ترسیم می¬کند که اتفاقاً هر دو هم مثبت هستند پس هیچ کشمکشی روی نمی¬دهد و فیلم اصلاً پیش نمی¬رود. کمپ ایکس¬ری حتی قادر نیست سیاست¬های غلط دولت آمریکا را به درستی به چالش بکشد و وضعیت اسف¬بار زندانیان محبوس در گوانتانامو را به خوبی نمایش دهد. اما شاید حضور پیمان معادی تنها نکته قابل¬توجه این فیلم برای ایرانیان باشد. دیده شدن ستارگان سینمای ایران در سطح جهانی و حضور در فیلم¬های خارجی می¬تواند اتفاق خوبی برای یک بازیگر به شمار آید. هر چند با توجه به فیلمنامه ضعیف و شخصیت¬پردازی¬های ناقص این اثر، پیمان معادی قادر نبوده است توانمندی¬های خود را به نمایش بگذارد. در مجموع می¬توان گفت کمپ ایکس¬ری اثر قابل قبولی در کارنامه حرفه¬ای معادی به شمار نمی¬آید. 

 

پیشنهاد ترکیبی فیلم و موسیقی: «شوق نامه» و «شش قرن و شش سال»

آلبوم شوق¬نامه حکایت تلاش عاشقانه محمدرضا درویشی پژوهشگر توانای موسیقی کشورمان به همراه گروهی از نوازندگان است تا تصنیف¬های عبدالقادر مراغی آهنگساز و موسیقیدان برجسته قرن نهم هجری را از هزارتوی تاریخ موسیقی و از میان رساله¬های قدیمی موجود در ایران و کشور ترکیه پیدا نموده و اجرا کنند. خوانندگی تصانیف را همایون شجریان و تنظیم نهایی اثر را استاد محمدرضا شجریان انجام داده¬اند. فیلم مستند «شش قرن و شش سال» که در گروه سینمای هنر و تجربه به نمایش در آمده است داستان به ثمر رسیدن این آلبوم موسیقی می¬باشد، آلبومی که شنیدنش تجربه متفاوت و جذابی را برای هر شنونده¬ای رقم خواهد زد.

 

پیشنهاد شبکه نمایش خانگی: «خسته نباشید!» کورسویی در میان ناامیدی ها

در فصل زمستان از شبکه نمایش خانگی غافل نشوید، فیلم¬هایی مانند «ردکارپت» و «مدرسه موش¬ها2» از فیلم¬هایی هستند که به زودی مهمان شبکه نمایش خانگی می¬شوند. اما یکی از فیلم-هایی که به تازگی وارد شبکه نمایش خانگی شده است «خسته نباشید» به کارگردانی افشین هاشمی و محسن قرایی می¬باشد. این فیلم ماجرای ماریا، خانمی 50 ساله است که در 5 سالگی از ایران رفته و بعد از سال¬ها دوری از وطن و اصل خویش، به کشور برمی¬گردد و با یادآوری خاطرات قدیمی روزگار وصل را می¬جوید. «خسته نباشید» از آن معدود فیلم¬های امیدوار کننده و انرژی¬بخش است که دیدن آن در این زمانه¬ی فیلم¬های ناامید و سیاه، غنیمتی به شمار می¬آید.

 

پیشنهاد انيميشن نوستالژيك: «بچه های مدرسه والت»

دهه شصت «بچه‌های مدرسه والت» با آن موسیقی سحرآمیزش پخش می‌شد و کوچک و بزرگ را میخکوب می‌کرد. انیمیشینی سریالی که ساخت نیپون ژاپن بود اما زندگی بچه مدرسه‌های ایتالیایی در اواخر قرن 19 را روایت می‌کرد و لبریز بود از عواطف انسانی و داستان‌هایی کلاسیک که به زیبایی صف‌آرایی خیر و شر را نشان می‌داد. انیمشینی که تماشایش هنوز هم لذت‌بخش است و خاطره‌انگیز. حالا نسخه خوب و با کیفیت این سریال در قالب 6 دی وی دی توسط شرکت سروش به قیمت 12 هزار تومان عرضه شده است که از جنبه‌های قابل توجه آن اوج هنر صداپیشگی هنرمندان ایرانی برای یک انیمیشین است. بزرگان دوبلاژ مثل بهرام زند (پدر انریکو)، آزیتا لاچینی (خانم دلگاریچی)، مهوش افشاری (فرانچی)، مینو غزنوی (انریکو) و... با هنرمندی‌شان به شخصیت‌ها حس تازه‌ای دادند.

 

پیشنهاد انیمیشن: «سلستین و ارنست»؛ حکایت رفاقت های ابدی

دنیا بدون رویا و تخیل، چیزی کم دارد همان طور که یک بسته پیشنهادی هم بدون انیمیشن چیزی کم دارد. سلستین موش کوچکی است که در یک یتیم خانه زندگی می کند و عاشق نقاشی کردن است، اما مجبور است درس دندانپزشکی بخواند. او برحسب اتفاق با خرس دوره گرد و نوازنده ای به نام ارنست آشنا می شود و برخلاف تمام توصیه هایی که درمورد دوری از خرس ها به موش های کوچک شده، سلستین رابطه دوستانه ای با ارنست برقرار می نماید. اما همه چیز به این سادگی نیست و این دوستی حوادث زیادی را برای آن دو رقم می زند...

نظرات کاربران
کد امنیتی