کتابی که کنار گذاشتنش سخت است!
جاکتابی

کتابی که کنار گذاشتنش سخت است!

نویسنده : الهام یوسفی

 واقعاً جالب است که یک داستان معمولی، این‌همه کسی را درگیر کند. تا جایی که نتواند کتاب را دمی کنار بگذارد، چیزی بخورد، یا بخوابد. برخی قصه‌ها، لااقل، در ابتدای کار این‌گونه‌اند. «پرنده خارزار» از این دست است. 

نویسنده استرالیایی این اثر خانم «کالین مکالو» کسی است که از هفت‌سالگی می‌نوشته و پرنده‌خارزار و آن‌یکی رمانش یعنی‌ «تیم» را شب‌ها پس از فراغت از کار درمانگاه روان- تنی نوشته است. پرنده خارزار که اثر پرآوازه و پرفروش اوست اول بار در 1977 در آمریکا چاپ شد و ناشران حق انتشارش را به قیمت بالا خریدند. کتاب دو جلدی است اما ناشرش سال‌های اخیر هر دو جلد را در یکی جمع کرده است. هفت فصل دارد که هر فصل به نام یکی از شخصیت‌های مهم اثر است: مگی، رالف، فی، پدی و... و دوره زمانی 1915 تا 1969 را در برمی‌گیرد. یعنی عشق، رنج، کار، تولد و مرگ سه نسل را. 

این رمان به درد کسانی می‌خورد که تازه رمان‌خوانی را آغاز کرده‌اند، چرا که داستان خطی است و از رفت‌وآمدهای زمانیِ داستان‌های مدرن خبری نیست. از سویی مخاطب این شانس را دارد که به واسطه توصیفات خوب و به‌ قاعده نویسنده، استرالیا را بهتر بشناسد و شرایط اقلیمی و تاریخی استرالیا که آن دوره مستعمره انگلیس محسوب می‌شده و نیز وقایعی چون جنگ جهانی دوم و نقش کلیسای کاتولیک را تا اندازه‌ای درک کند. ترجمه خوب مهدی غبرایی از دیگر نقاط مثبت کتاب است.

**

بخشی از مکالمه پدی (پدر خانواده) با فرانک (پسر بزرگش) وقتی می‌خواهد راهی جنگ شود: «... چرا تو باید برای مام میهن، انگلیس، بجنگی؟ غیر از خونریزی توی مستعمرات مگر کاری هم برای تو کرده؟! اگر انگلیس می‌رفتی به‌خاط مستعمره‌نشین بودنت تحقیرت می‌کردند. سرزمین ما در خطر نیست، استرالیا هم همین‌طور. اگر مام میهن، انگلیس، شکست بخورد برای بقیه دنیا خیلی خوب است، تقاص کارهایی را که در ایرلند کرده زودتر از این‌ها باید پس می‌داد. اگر قیصر آلمانی از مرزهایش بگذرد و همه‌جا را زیر چکمه‌هایش بگیرد، من یک قطره اشک هم نمی‌ریزم.»

 

مشخصات کتاب:

عنوان: پرندة خارزار

نویسنده: کالین مکالو

مترجم: مهدی غبرایی

ناشر: نیلوفر

قيمت: ٢٢٥,٠٠٠ ريال

تعداد صفحه:  ٧٦٤ صفحه

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠