کاش می‌شد رفت و دیگر برنگشت....
شاخ هفته

کاش می‌شد رفت و دیگر برنگشت....

نویسنده : ف.ش - حامد نادری راد

کاش می‌شد رفت و دیگر برنگشت....

صفحه اصلی / پنجره / کاش می شد رفت و دیگر برنگشت... 

تاریخ انتشار : 1393-09-22 (14:30)

نویسنده: ف.ش

 

بسم ربّ الحسین

|| جمعه صبح:

از خواب بیدار که می‌شوم، بلافاصله وایفای موبایل را روشن می‌کنم. چون حدس می‌زنم چیز جدیدی گذاشته. می‌بینم توی وایبر عکسی گذاشته و زیرش نوشته: حرم امام علی- نماز صبح.

ولی بغض من از این‌جا شروع نشد.

|| پنجشنبه شب:

چند تا عکس گذاشته و زیرش نوشته: مسجد کوفه- امروز.

ولی بغض من از این‌جا شروع نشد.

|| چهارشنبه شب:

نوشته: اهم! ما رسیدیم نجف! 

عکس پروفایلش را عوض کرده، تصویر خودش را کنار پنجره هواپیما گذاشته.

ولی بغض من از این‌جا شروع نشد.

|| سه‌شنبه:

توی لاین نوشته: کاش می‌شد رفت 

و دیگه برنگشت...

ما هم رفتنی شدیم...

ولی بغض من از این‌جا شروع نشد.

|| یک هفته قبل: 

فردا عازم سفر است. آن هم از نوع دانشجویی و پیاده‌اش. جلوی درب اتاق‌مان، خداحافظی می‌کنیم.

ولی بغض من از اینجا شروع نشد.

|| نه روز قبل: 

در اتاق را می‌زند. همسایه است.

 اومدم خداحافظی کنم.

 مگه کجا داری می‌ری؟

 الان که دارم می‌رم اصفهان. بعدش ایشالا کربلا. با خانواده با ماشین خودمون می‌ریم تا مرز...

بقیه جمله‌اش را نمی‌فهمم. از جا می‌پرم...

ولی بغض من از اینجا شروع نشد.

|| ده روز قبل:

آخرین پست لاین را قبل از سفر پیاده هر ساله‌اش گذاشته:

من ترک چایی کرده بودم سالیانی / موکب به موکب اربعین چایی خورم کرد

ولی بغض من از این‌جا شروع نشد.

به گمانم بغض من از چهار سال و نه ماه پیش شروع شد. از همان نوروزی که بین الحرمین را دیدم و دیگر ندیدم...

 

حامد نادری راد

شاید می‌شد به جای کلمه بغض ده‌ها کلمه دیگر را گذاشت. کلماتی که هر کدام برخواسته از نگاه ما به حضرت اباعبدا... و زیارت کربلا است. اگر من می‌نوشتم به جای کلمه «بغض» می‌نوشتم: «دلتنگی» شاید دوست دیگری می‌نوشت «شوق» و دیگری می‌نوشت «دلدادگی» و ...

ماجرای ما و حضرت فراتر از تمامی این کلمات است. ماجرایی که ازلی و ابدی است و حرارتی است که خدا خواسته تا در قلب‌های کوچک تمامی آدم‌هایی که اندکی حسین(ع) را درک کرده‌‌اند، ایجاد شود. حسین(ع) چراغ هدایتی است که پروانه‌ها با دیدنش چاره‌ای جز طوافش ندارند. پروانه‌ها همه جا هستند، بال پرواز برای همه هست و شوق رفتن در وجود همه. دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. فقط می‌ماند مایی که بخواهیم برویم یا نه.

امسال وقتی قصد رفتن کردم، در سه زمان به کل سفرمان لغو شد و درست روزی که پس از چندین روز پیاده‌روی چشمم به حرم حضرت عباس(ع) افتاد، یک چیز مدام ورد زبانم شده بود:

ما خودمان به کربلا نیامدیم، مولایمان ما را به کربلا رساند...

 

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
so_karimi
so_karimi
٩٣/٠٩/٢٨
٠
٠
کاش ....
پربازدیدتریـــن ها
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای زنان علیه زنان

وقتی برای زنان هم، زن و مرد دارد!

٩٥/١٢/٠٥
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١٢/٠٥
کافه جهان نما

لندن، شهر رمز و راز و باران در دل جزیره

٩٥/١٢/٠٥
شاخ هفته

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠٥
مینیمال

روز مهندس مبارک!

٩٥/١٢/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و مشاهده بشقاب پرنده در آسمان

٩٥/١٢/٠٥

فراز و فرودهای ادبیات عاشقانه از دیروز تا امروز

٩٥/١٢/٠٥
شگرد خفن

ویژگی جدید تلگرام ویندوزی

٩٥/١٢/٠٥
گپی با برگزیدگان مشهدی جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در یک شب برفی

کاش مسئولان، اندازه مردم به تئاتر توجه داشتند

٩٥/١٢/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 476

٩٥/١٢/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 476

٩٥/١٢/٠٥
چهره هفته

کمدی-تراژدی کاندیداتوری بقایی

٩٥/١٢/٠٥
نامه‌های دلبرانه‌ای که امروز در قالب‌کتاب به دست ما رسیده‌اند

از... به...

٩٥/١٢/٠٥

شغل: «دوستت دارم» نویسی

٩٥/١٢/٠٥
آنتن

همسایه‌های بی‌جک!

٩٥/١٢/٠٥
درباره عاشقانه نوشت‌ها و بلایی‌که ما آدم‌های عصر جدید بر سرشان آورده‌ایم

عاشق is typing...

٩٥/١٢/٠٥
فتوچاپ

فتوچاپ 476

٩٥/١٢/٠٥
جارچی

جارچی 476

٩٥/١٢/٠٥
روی پرده

نه خوب، نه جلف؛ متوسط!

٩٥/١٢/٠٥
مینی ها

مینی 476

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات