«پرویز»، پرستویی که از آسمان تنوع کوچ کرد!
یادداشت

«پرویز»، پرستویی که از آسمان تنوع کوچ کرد!

نویسنده : سید مصطفی صابری

مدت زیادی از اکران فیلمهایی همچون «سیزده 59» و «من و زیبا» گذشت اما خبری از پرویز پرستویی هنرمند نام آشنای سینما و تلویزیون در آثار جدیدی که ناکامی او را بابت حضور در آخرین فیلمهایش جبران کنند نبود، هر چند پرستویی در فیلمهای آخرش ارائه ضعیفی نداشت اما برای ما که عادت داشتیم با هر بار تماشای هنرمندیاش دستاورد تازهای را مشاهده کنیم عطش دیدن او در نقشهای جدید بیشتر و بیشتر میشد. بعد از حدود دو سال پرستویی برگشت، با آثاری مثل «میهمان داریم»، «امروز» و ... اگر «بیداری برای 3 روز» که یک اثر تجربی است و پرستویی خود واقعیاش را در فیلم ارائه داده نادیده بگیریم باید بگوییم انتظار طولانی اهالی سینما برای تماشای یک پرستویی متفاوت بیثمر بوده و انگار پرستویی همان شخصیت فیلم «بیست» اثر کاهانی را که حدود 6 سال قبل ارائه کرده و برای او اتفاق تازهای محسوب میشد با گریمهای مختلف و داستانهای مختلف ارائه کرده است. طبیعتاً هر کدام از این شخصیتها کارکردهای متفاوتی در پیشبرد فیلمنامهها داشتند اما همه عبوس، کم حرف، درونگرا و پر از دافعه هستند. شاید این سئوال پیش بیاید که انتخابهای یک نفر دیگر چرا باید دغدغه ما باشد؟ واقعیت این است که ما به دیدن بازیگری به نام پرویز پرستویی عادت داشتیم که از پس چندین نوع نقش مختلف برمیآید، در سینمایی که زمانی جوانان چشم رنگی عامل فروش بودند و زمان دیگری کمدیهای نازل، پرستویی چه در نقشهای جدی، چه وقتی کمدی بازی میکرد عامل نجات فیلم بود و به دل مخاطب مینشست، با اینکه نه جوان و خوش چهره بود نه برای خنداندن مخاطب هر کاری میکرد. برای همین پرستویی سرمایه سینمای ما محسوب میشود و وقتی به نظر میرسد بیحوصله سراغ نقشهایی خاص میرود که گویی شباهت به روزگار خودش دارند برای محدود شدن هنرنماییهای او افسوس میخوریم. پرستویی دیر به سینما و تلویزیون معرفی شد، با اینکه متولد سال 1334 است اما اولین تجربههای فراگیرش در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 با حضور در سریالهایی مثل «رعنا»، «آپارتمان» و «امام علی» رقم خورد اما فیلم جسورانه و متفاوت کمال تبریزی یعنی «لیلی با من است» او را در قامت یک ستاره مطرح کرد. همان صادق مشکینی بامزه لیلی با من است که پیش از آن در «آدم برفی» لمپن بوده سال 1376 شد حاج کاظم «آژانس شیشهای»، در «روبان قرمز» از پس یک نقش پیچیده برآمد و در این بین کمدیهای موفقی مثل «مرد عوضی» و «شوخی» را به کارنامهاش اضافه کرد. اواخر دهه هفتاد «مومیایی 3» را بازی کرد تا از معدود هنرمندانی باشد که ظرف حدود 6 سال از پس نقشهای متنوع به خوبی برآمده است. از اوایل دهه 80 کم‌کم کفه ترازوی کارنامه هنری پرستویی به سمت نقشهای جدی سنگینی کرد و «مارمولک» در سال 83 و تا حدودی «کتاب قانون» در سال 87 از معدود آثار کمدی یا شیرین او بودند. در این بین «دوئل»، «کافه ترانزیت»، «به نام پدر» و «پاداش سکوت» هر چند نقشآفرینیهایی جدی محسوب میشدند اما تلخ و کم دیالوگ نبودند اما «بیست» کاهانی شروع نقشآفرینیهای یکنواخت پرستویی شد. «سیزده 59» سالور و یک پرستویی که بعد از سالها به هوش آمده و با تغییرات دنیای پیرامونش کنار نمیآید و با بغض با پیرامونش خیره میشود نشان داد پرستویی در این نقشها حیف میشود اما اصرار پرستویی بر انتخابهای جدیدش ادامه داشت تا امروز. باید به انتظار نشست و دید که کدام کارگردان میتواند پرستویی را از این دنیای جدید دور کند. کمال تبریزی یک تلاش ناموفق برای «طبقه حساس» داشت اما نقش به دلایلی به رضا عطاران سپرده شد، پس هنوز باید منتظر پرستویی دوست داشتنی ماند.

نظرات کاربران
کد امنیتی