اندر حکایت ابن جیم و بیکاری مریدان
حكايت هفته

اندر حکایت ابن جیم و بیکاری مریدان

نویسنده : ايمان فروزان‌نيا-محمد حسين وكيلي

آورده‌اند که ابوجارچی بعد از عمری اندک پول و پله‌ای جمع کرد و با آن یک کلینیک شبانه‌روزی احداث کرد. شبی در کلینیک مشغول وایبر بازی بود که به ناگاه سر و صدایی از بیرون شنید. پس چون بیرون رفت مریدان را دید که جملگی آشفته و پریشان در مقابل وی ایستاده‌اند. به خیالش آمد که مریدان در وایبر شایعه چینی بودن پنی‌سیلین و مضر بودن آمپول دگزامتازون را شنیده‌اند و می‌خواهند او و دارو‌هایش را نفله کنند. پس تصمیم گرفت دست پیش بگیرد و بر سر و صورت خود کوفت و همه داروهایش را در خیابان ریخت و به آتش کشید و می‌گفت: «چون شما پلیدان قصد جان مریدان کردید، من از جان شما نمی‌گذرم». و به خیالش داشت جان خود را از خشم مریدان حفظ می‌نمود.

در این بین یکی از مریدان گفت: یا خفن؛ این خل بازی‌ها چیست؟! اندکی مجال بده و کار ما را راه بینداز. ابن جیم گفت: مگر کارتان چیست؟ مریدان گفتند: «یا استاد؛ معاون اشتغال وزارت کار از ایجاد ۴۰۰ هزار شغل جدید تا پایان سال‌جاری خبر داده و گفته در یک اقدام کلینیکی از بیکاری ۳۰۰ هزار نفر جلوگیری شده است.» پس مرید دیگری گفت: لیکن چون ما همچنان بیکار هستیم، تصمیم گرفتیم به کلینیک تو بیاییم تا به صورت کلینیکی بیکاری ما را رفع کنی.

ابن جیم که تازه متوجه عمق خریت مریدان شده بود و دار و ندار خود را سوخته یافت، نعره‌ای کشید و لانچیکو از آستین بیرون آورد و با مریدان چنان کرد که روح بروس‌لی را شادی پدید آمد!

نظرات کاربران
کد امنیتی