چهل عاشقانه آرام
جاکتابی

چهل عاشقانه آرام

نویسنده : زهیر قدسی- الهام یوسفی

وقتی یک زوج شاد و صمیمی را از گوشه‌ای به تماشا می‌نشینیم، با خود یا اطرافیان‌مان زمزمه می‌کنیم که: «خوشا به حال‌شان! این‌ها چقدر خوش‌بختند...» یا «این دو چقدر شانس آورده‌اند که با هم این‌قدر جورند!» بی آن‌که از ماجراهای درون زندگی‌شان باخبر باشیم. نمی‌توان به تمامی انکار کرد خوش‌بختی رمزآلودی را که باعث آشنایی و پیوند خوردن این زوج‌ها شده است؛ اما این خوش‌بختی تنها در رسیدن و پیوند خوردن خلاصه نمی‌شود. چه افراد شیدایی که داستان ازدواج و عاشقی‌شان، افسانه شیرین و فرهاد را به خاطر تداعی می‌کند؛ اما پس از پیوندشان می‌بینیم که ایشان در فراق هم‌زبانی و هم‌دلی‌شان بیش از روزگار وصال بوده است.

در فراز و نشیب زندگی مشترک، بسیار پیش می‌آید که مرد و زن دچار بدفهمی از یکدیگر شوند و زبان و رفتار شخص مقابل را به درستی درک نکنند. در این بین نامه نوشتن فرصتی فراهم می‌کند تا هم نویسنده خوب افکارش را بالا و پایین کند و هم خواننده بدون تنش، در زمانی مناسب تلاش کند سوءتفاهم پیش آمده را به تفاهم و محبت تبدیل کند. البته نامه نوشتن هم آدابی دارد که می‌توان آن را به خوبی در کتاب «چهل نامه کوتاه به همسرم» از زنده‌یاد نادر ابراهیمی آموخت. نامه‌هایی بی‌پرده که ما را با زندگی همراه با اندوه و رنجیدگی و شادی و مهربانی آشنا می‌کند.

برخی حرف‌ها برای شنیده شدن به راه‌های جدید نیازمندند. نه فقط عاشقانه‌ها. گاهی گله‌ها و شکایت‌ها و بیان ناراحتی‌ها، گاهی نیز عذرخواهی‌ها و اظهار تاسف‌های قلبی عمیق باید به قلم آیند. آن‌ زمان است که فرصت چندباره خواندن و خوب تامل کردن فراهم می‌آید. گاه بیان خواست‌ها و انتظارات وقتی در روی کاغذ می‌نشیند دل‌نشین‌تر می‌شود، مخصوصاً اگر با کلمات شیرین و هم‌دلانه همراه باشد. نامه‌های نادر، چهل‌گانه‌ای است برای حرف‌هایی که شاید بسیاری از مردان وقتی برای همسران‌شان بخوانند زیر لب بگویند: چه‌عجیب! من هم می‌خواستم همین را به تو بگویم. 

از سوی دیگر، این نامه‌ها دربردارنده نوعی شناخت بی‌واسطه از دنیای زندگی مشترک است. برای آنان که هنوز هم‌سفری ندارند دنیایی واقعی از گله‌ها و نیازهای یک زندگی مشترک را به تصویر می‌کشد و آنان را با مشکلات و مصائب یک زندگی و راه‌حل‌های عاشقانه آن آشنا می‌کند. کتاب نویسنده بیان‌گر این اعتقاد نادر است که: خوشبختی یافتنی نیست، ساختنی‌ست.

بریده ای از کتاب

عزیز من! دیروز به دلیلی چه بسا برحق، از من رنجیده بودی. دیشب که در باب فروش چیزی برای دادن اجاره‌ی خانه، با مهرمندی آغاز سخن کردی، ناگهان دلم دریچه‌ای گشوده شد و شادی بی‌حسابی به قلبم ریخت؛ چرا که دیدم، ما، رنجیدگی‌های حاصل از روزگار را، چون موج‌های غران بی‌تاب، چه خوب از سر می‌گذرانیم...

راستش، من گاهی فکر می‌کنم این کاری عظیم و بسیار عظیم بوده است که ما، در طول بیست سال زندگی مشترک سرشار از دشواری و ناهمواری، هرگز به هیچ صورت و بهانه، آشکار و پنهان، هیچ‌گونه قهری نداشته‌ایم؛ اما بعد می‌بینم که سالیان سال است این کار، جمیع دشواری‌های خود را از دست داده است و به طبیعتی بسیار ساده تبدیل شده - چنان که امروز، حتی تصور چنین حادثه‌ی مضحکی نیز، تا حد زیادی می‌تواند خجالت‌آور باشد.

من گمان می‌کنم همه‌ی صعوبت و سنگینی مسأله، بستگی به پیمان‌های صمیمانه روزهای اول و نگهداشت آن پیمان‌ها در همان یکی- دو سال نخستین داشته باشد.

وقتی حریمی ساختیم، به ضرورت و مدلّل، و آن را پذیرفتیم، شکستن این حریم، بسیار دشوارتر از پاس داشتن و بر پا نگه داشتن آن است. ویران کردن یک دیوار سنگی استوار، مسلما مشکل‌تر از باقی گذاشتن آن است… ما، قهر را، در زندگی کوچک خود، به ناممکن تبدیل کرده‌ایم؛ به زبانی که یاد نگرفتیم تا بتوانیم به کار ببریم.

... قهر، دو قفله کردن دری است که به اجبار، زمانی بعد، باید گشوده شود، و هر چه تعداد قفل‌ها بیش‌تر باشد و چفت و بست‌ها محکم‌تر، در، ناگزیر، با خشونت بیش‌تر گشوده خواهد شد.

 

مشخصات:

عنوان: چهل نامه کوتاه به همسرم

نویسنده: نادر ابراهیمی

ناشر: روزبهان

تعداد صفحه: 140

قیمت: 8500 تومان

نظرات کاربران
کد امنیتی