کار پشت در است؛ در گشودن هنر است!
کسب و کار خانگی، خرده موفقیتی برای موفقیت‌های بزرگ‌تر

کار پشت در است؛ در گشودن هنر است!

نویسنده : اکرم انتصاری

چند ماهی است که بعد از زیر و رو کردن ستون نیازمندی‌های روزنامه، پله‌های این شرکت و آن اداره را بالا و پایین می‌رود تا به گنج «کار خوب» دست پیدا کند، اما چرتکه می‌اندازد و عطای حقوق‌های پیشنهادی را به لقای از دست دادن زمان و استهلاک چرخ‌های وسایل حمل و نقل عمومی می‌بخشد. شاید در پستوی ذهنش به ضرب المثل «بگذار در کوزه آبش را بخور» در باب مدرک دانشگاه یقین پیدا کرده است. از طرفی به اول ماه نرسیده جیبش از تهی سرشار می‌شود و مشغولیت کار پیدا کردن دوباره پررنگ می‌شود. معادله تامین هزینه‌های زیاد زندگی امروزی از نظر شما معادله مجهولی است یا معلوم؟! می‌خواهیم سراغ افرادی برویم که با دست خالی این معادله را حل کردند و جواب خوبی از آن گرفته‌اند. 

 

کفش‌های پررنگ و لعاب امید به پا کن و کوله‌ای از تلاش بباف!

ماجرا از جمله معروف «چی بپوشم؟» شروع شد که به طور اتفاقی در اینستاگرام به برند «راژان» - دست‌باف‌های دو دختر جوان به اسم «محیا محبی» و «نرگس گودرزی»- برخوردم، تصمیم گرفتم قبل از خرید با آن‌ها حرف بزنم.

محیا 24 ساله لیسانس حقوق و نرگس 28 ساله لیسانس کامپیوتر است، اهل کرمانشاه هستند و نقطه اشتراک‌شان هنر بافتن و علاقه به یک کسب و کار مستقل است. محیا می‌گوید تجربه کاری دیگری نداشته، نرگس در یک شرکت کامپیوتری مشغول بوده اما لذت کارآفرینی را به ریتم یکنواخت کار اداری ترجیح داده است. وسایل اولیه کار خرج چندانی نداشته و تقریبا در دسترس همه است و با توجه به فصلی بودن کارشان درکنار تحصیل کار می‌کنند و همیشه برای مطالعه زمان دارند. از درآمدشان می‌پرسم محیا می‌خندد و با کمی سرسختی می‌گوید اولین درآمد رسمی‌مان ماهانه 100 هزار تومان بود اما امروز به طور میانگین 500 هزار تومان سود خالص داریم و تقریبا عصرهای‌مان را درگیر کار هستیم. البته با تغییر فصل‌ها این درآمد هم تغییر می‌کند. او می‌گوید از زمانی که شروع به کار کردند تا زمانی که کاملا شناخته شدند و به یک نقطه خوب رسیدند تقریبا یک سال طول کشیده است. محیا و نرگس با نگاهی امیدوارانه به آینده می‌گویند: «برای ما احترام به سلیقه و خواست مشتری خیلی مهم است و حتی وقت زیادی را صرف عکاسی از کارها می‌کنیم، با دقت زیاد تا حتی رنگ بافت‌ها در عکس‌ها تغییری نکند. ما برای آینده راژان خیلی امیدواریم و سعی می‌کنیم هر سال کارمان را با رنگ‌های شاد و مدل‌های جدیدتر ارائه بدهیم. با شناخته شدن محصولات و زیاد شدن سفارش‌ها به فکر افزایش نیرو هستیم تا زمان کمتری برای هر سفارش صرف کنیم. از طرفی به فکر اضافه کردن یک ماشین بافت هستیم تا در یک کارگاه کوچک کارمان را گسترش بدهیم و این‌قدر رشد کنیم که بتوانیم چندین نفر را استخدام کنیم، البته با مشکلاتی مثل این‌که صنایع دستی ما را به رسمیت نمی‌شناسد روبه رو هستیم ولی سعی می‌کنیم با دلگرمی دادن به هم به روزهای خوب فکر ‌کنیم» 

از محیا درباره خریدهای اینترنتی و پروسه اعتماد مشتری و فروشنده می‌پرسم، چیزی که همیشه برای من علامت سوالی است. محیا می‌گوید همیشه به مشتری‌ها اعتماد دارد. برای خرید اینترنتی باید یک دوم هزینه قبل از سفارش پرداخت شود تا مشتری عکس سفارش آماده شده را بینند و یک دوم باقی مانده را واریز کند، معمولا دو روز هم زمان می‌برد تا سفارش از طریق پست به دست‌شان برسد. او به مشکلات پست سفارش‌ها و هزینه‌های جانبی دیگری مثل بسته‌بندی، هزینه کارتن و.. اشاره می‌کند و با خنده می‌گوید گاهی هزینه ارسال از هزینه سفارش بیش‌تر می‌شود چون معمولا کار بافت از معیار بسته‌های پستی سنگین‌تر است. محیا و نرگس از مشکل دیگری هم می‌گویند، این که مشتری اواسط کار سفارش آماده شده را کنسل می‌کند و گاهی پول نداشتن را بهانه می‌کند و این می‌شود که کار می‌ماند روی دست‌شان.

محیا می‌گوید برای شناخته شدن اکثر کارها باید با تکنولوژی رفیق شد. او و دوستش با ایجاد سایت و صفحه‌ای در اینستاگرام در دنیای مجازی برای خودشان تبلیغات  می‌کنند. راستی محیا خواست به تمام جیمی‌ها بگویم: «از ریسک نترسید. آدمی که در زندگی‌اش شکست نخورده باشد یک آدم مرده است.»

 

دختری که هنر نقش جهان را به بند کفش‌های «سپیا» گره زد

ریسک‌پذیری و اطمینان از درست بودن مسیر، باعث می‌شود اعتماد به نفس‌تان را روی هزار تنظیم کنید و دست به کار شوید. راستش از دیدن هنرنمایی یک هم نامم، روی کفش و تی‌شرت و شال کمی ذوق زده شدم. تصمیم گرفتم از تولد برند سپیا و کسب و کار خالق این برند چند سوال بپرسم.

اکرم مهر اصفهانی 21 ساله و دانشجوی کارشناسی گرافیک است، ساکن شیراز است و فعلا در کنار درس مشغول به کار است. درباره تولد سپیا می‌‌گوید: «شروع کار سپیا اتفاقی بود، قبل از سپیا فقط برای خودم و آشنایانم روی کفش و لباس طرح می‌زدم. تشویق‌شان باعث شد که تصمیم بگیرم به عنوان یک حرفه به این کار نگاه کنم و با شروع این کار کلا مسیر زندگی‌ام عوض شد». راستش در حین گزارش با دیدن چند کار از این دختر خوش ذوق مسیر انتخاب کفش خریدن من هم عوض شد.

برای من کاملا مشخص است که اکرم توانسته زمانش را درست مدیریت کند، او خوب درس می‌خواند و به گفته خودش تنها بعد از ظهر‌های آخر هفته را به کار اختصاص داده است. برایم می‌گوید سرمایه زیادی نداشته، عکس‌های طرح‌هایش را در صفحه‌ فیس‌بوکش قرار داده، بعد سفارش گرفته و کفش و شال تهیه کرده. تقریبا یکی دو ماه هم طول کشیده در فضای مجازی شناخته شود. از سود کارش راضی است و می‌گوید: «درآمد اولیه‌ام به فروش‌های دوستانه بر می‌گردد و خیلی ناچیز بود. الان تقریبا با درآمدی ماهانه 700 هزار تومان به طور میانگین و بسته به تعداد سفارش‌ها برنامه‌ها و ایده‌های زیادی برای گسترش سپیا دارم و قرار نیست به همین صورت بماند. کار الان بیشتر جنبه معرفی دارد و هدف فعلی‌ام این است که سپیا شناخته شود تا زمان اجرای قدم‌های بعدی برسد.» از این‌که چه طور قدم‌های بعدی را می‌خواهد بردارد می‌پرسم. اعتبار بخشیدن به برند در مرحله اول است و بعد از آن وارد شدن حرفه‌ای به دنیای طراحی پوشاک، مثل مانتو. یکی از برنامه‌های بلند مدتش هم تولید و طراحی پوشاک در کنار طراحی کیف و کفش با استخدام چند جوان کارآفرین است. 

از فروش محصولاتش در چند فروشگاه سطح شهر تا فروش اینترنتی که به صورت واریز مبلغ و ارائه کد پیگیری و فرستادن سفارش به آدرس پستی است، برایم مفصل می‌گوید. با لبخندی اضافه می‌کند البته چون هزینه سفارش از قبل پرداخت شده معمولا کسی از سفارشش پشیمان نمی‌شود، اکرم با قاطعیت می‌گوید هیچ وقت نا امید نشده است، گاهی مشتری‌ها عکس خودشان را درحالی که لباس‌های سپیا بر تن‌شان است برای او می‌فرستند و به قول خودش « لذت دیدن این عکس‌ها را با چیزی عوض نمی‌کنم». آخرین جمله‌اش را هم این طور تمام می‌کند که: «شجاع باشید و صبور. از اجرای ایده‌های‌تان نترسید، موفقیت مال شماست.»

نظرات کاربران
کد امنیتی