اندر حکایت ابن جیم و بنزین آلوده
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و بنزین آلوده

نویسنده : ایمان فروزان نیا - محمد حسین وکیلی

 اندر حکایت ابوجارچی ابن جیم خراسانی آورده‌اند که روزی مریدان در گوشه‌ای گرد هم جمع شده بودند و به کل‌کل بعد از بازی دربی اشتغال داشتند! به ناگاه پیرنا را دیدند که نعره کشان و جامه دران در کوی و برزن می‌دود و موی سر و صورت خویش می‌کند و فریاد یا بنزینا سر داده است!

مریدان گرد وی آمده و گفتند: یا خفن؛ از چه رو این چنین پریشانی؟ ابوجارچی گفت: بدانید و آگاه باشید که بنزین‌های وارداتی بسیار بی‌کیفیت و مضر باشد. امروز که باک ماشین جدید و صفر کیلومتر خود را پر ز بنزین کردم، چون آن را روشن نمودم، مانند ساعت شروع به کار کرد و موتورش چونان نرم کار می‌کرد که گویی کره در آن ریخته‌ام. پس با دیدن آن شرایط، دانستم که این بنزین بسیار درِ پیت باشد که ماشین ما از آن خوشش آمده و از قدیم گفته‌اند: غیر استاندارد چو غیر استاندارد ببیند خوشش آید.

مریدان که از شنیدن این حکایت به خمیازه کشیدن افتاده بودند، گفتند: یا پیر؛ ما این نکته را از قبل می‌دانستیم. همانا استادنا مسعود میرکاظمی، نماینده مجلس و وزیر اسبق نفت گفته بنزین‌های وارداتی تا تیرماه، نه تنها دارای استانداردهای یورو 4 نبودند، بلکه استانداردهای یورو 2 را هم نداشتند.

ابن جیم گفت: این کرامت و آگاهی چطور ممکن باشد؟! مریدان گفتند: با خواندن روزنامه!

پس ابن جیم از شنیدن این حکمت کف و خون بالا آورد و سر به بیابان گذاشت و تا چهل سال جز روزنامه و ریگ بیابان هیچ نخورد و این از کرامات پیرنا بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی