فیلم‌های خوبی که دیده نشدند

فیلم‌های خوبی که دیده نشدند

نویسنده : احسان رحیم زاده

سینماروهای حرفه‌ای برای فیلم دیدن به مطبوعات و سایتهای سینمایی مراجعه می‌کنند. برای مشتاقان هنر هفتم مهم است که منتقدان درباره یک فیلم چه نظری داشتهاند و دیدن چه آثاری را به دیگران توصیه کردهاند. آیا اکتفای صرف به این پیشنهادهای رسانهای کافی است؟ تجربه نشان داده که پاسخ این سوال منفی است. خیلی وقتها عدهای فیلمی را در بوق و کرنا می‌کنند و مخاطب پس از بیرون آمدن از سالن تاریک سینما می‌فهمد اسیر تبلیغات کاذب یا دروغین شده است. از آن طرف خیلی از فیلم‌های خوبی بدون این‌که تعریف و تمجیدی بشنوند در بدترین شرایط اکران می‌شوند. مثلا اين روزها فیلم ارزشمندی مثل «پرویز» در سکوت خبری راهی پرده‌های سینما شده و آنچنان که باید و شاید مورد توجه قرار نمی‌گیرد. در این مطلب مروری داریم بر چند فیلم‌ موفق و ارزشمند سینمای ایران در چند سال اخیر که حقشان از سوی منتقدان و مخاطب ادا نشده است و آنچنان که حق‌شان بود دیده نشدند. فیلم‌هایی که اگر چاشنی تبلیغات یا جار و جنجال را داشتند حال و روزی بهتری پیدا می‌کردند.  

 

آینههای روبرو؛ تغییر جنسیتی که جنجالی نشد

«آینه‌های روبرو» ساخته نگار آذربایجانی و تهیه‌کنندگی فرشته طائرپور در سال ۱۳۸۸ تولید و با سه سال تاخیر در 6 سالن سینما اکران شد. فیلم به خاطر سوژه جسورانهاش این قابلیت را داشت که به یکی از پرفروش‌های سال بدل شود. «آینه‌های روبرو» تنها فیلمی است که با نگاهی انسانی به موضوع تغییر جنسیت می‌پردازد. برای اولین بار شکل و شمایل قهرمانی را می‌بینیم که جنسیتی دوگانه دارد. فیلم حضور موفقی در جشنواره‌های جهانی داشت و جایزه بزرگ فستیوال «شری» در پاریس را از آن خود کرد. اما مطبوعات ایران به سادگی از کنارش گذاشتند و مانور ویژه‌ای رویش ندادند. حضور غزل شاکری، بازیگر کودک فیلم گلنار، به عنوان بازیگر اصلی یکی از نکات کنجکاوی‌ برانگیز فیلم «آینه‌های روبرو» بود. 

 

عواقب حضور نداشتن در بخش مسابقه

فیلم «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» ساخته روح‌ا... حجازي به لحاظ ساختاری از فیلمهای عامه‌پسند ایرانی فاصله گرفته بود؛ اما مضمونش بسیار جذاب و فراگیر بود و می‌توانست ذهن خیلی‌ها را درگیر کند. شما یا آدمی سنتی هستید یا مدرن و یا در میانه قرار گرفتهاید. اهل هر گروهی که باشید می‌توانید نماینده‌تان را در فیلم «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» پیدا کنید. تقابل بین آدم‌های سنتی و مدرن در فیلم جذاب از آب درآمده و دقیقا شبیه همان چیزی شده که هر روز در دور و بر خودمان می‌بینیم. ترانه علیدوستی و هنگامه قاضیانی دو زن مدرن و سنتی هستند که کیفیت زندگی‌شان زمین تا آسمان با یکدیگر تفاوت دارد. اولی طغیانگر است و تنوع‌طلب و بازیگوش و دومی آرام و خانواده‌دوست و قانع. این فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران شرکت نکرد و طبعا جایزهای به آن تعلق نگرفت. شاید به همین دلیل مهجور ماند و آن‌طور که باید و شاید در رسانه‌های مکتوب و اینترنتی دیده نشد. 

 

خداحافظی بی سر و صدای «به خاطر پونه»

«به خاطر پونه» ساخته هاتف علیمردانی به دلایلی از جشنواره فیلم فجر کنار گذاشته شد؛ اما اکران مناسبی را بدست آورد و توانست فروش متوسطی داشته باشد. ولي ظرفیت فروشش بسیار بالاتر از چیزی بود که در عمل اتفاق افتاد. این فیلم  مولفههای زیادی برای جذب گیشه داشت؛ اما در کنارش به راحتی به مخاطب باج نمی‌داد و در عوض دغدغههای مهمتری را دنبال می‌کرد. روایت «به خاطر پونه» تاثیرات اعتیاد را در دو محور «ناتوانی جنسی» و «توهم» مورد بررسی قرار می‌داد. قهرمان داستان (فرهاد اصلانی) دچار این توهم شده بود که همسرش به او خیانت می‌کند و مخاطب هم تا لحظه آخر متوجه نمی‌شد تردیدهای مرد داستان درست است یا نه. علیمردانی در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که فیلمش هفت بار با ممیزی روبرو شده است. این فیلم بر سر زبان‌های منتقدان نیفتاد و هیچ جریانی را ایجاد نکرد. بی سر و صدا بر پرده سینما نشست و بی سر و صدا هم خداحافظی کرد. 

 

دیده نشدن به خاطر شباهت با «نفیس عمیق»

هنگامی که منتقدان برای اولین بار فیلم «تنها دو بار زندگی می‌کنیم» را در سینمای رسانه‌ها دیدند، جمله‌ای به صورت در گوشی بین آن‌ها رد و بدل شد. «چقدر شبیه نفس عمیق بود». این شبهه به این خاطر پیش آمد که حال و هوای دو تا فیلم شبیه به هم بود و هر دو فیلم داستان یک جوان به آخر خط رسیده و افسرده را به تصویر می‌کشیدند. فیلم زیر سایه «نفس عمیق» قرار گرفت و به همین خاطر خیلی دیده نشد، اما جشنوارههای خارجی توجه بیشتری به فیلم کردند. منتقدان بهنام بهزادی را با دومین فیلمش یعنی «قاعده تصادف» کشف کردند. فیلمی كه در جشنواره فجر هم جایزههای زیادی را تصاحب کرد. 

 

سوء تفاهم روشنفکرانه بودن

علی رفیعی، کارگردان کمکار سینمای ایران در فیلم «آقا یوسف» مثل همیشه به جذابیتهای بصری و ریزهکاریهای شخصیتی آدمهایش توجه کرد. برداشت این کارگردان از جشنواره فجر فقط یک جایزه بود که به بازیگر نقش اول مرد فیلم (مهدی هاشمی) رسید. مردم با فیلم «آقا یوسف» همچون یک اثر هنری روشنفکرانه برخورد کردند؛ در حالیکه این فیلم برای مخاطبان عام هم نکات جذاب زیادی داشت. 

 

گیشه سرد فیلمنامه‌نویس بی‌پولی

«سر به مهر» در نگاه اول یک فیلم مذهبی بود که می‌خواست مردم را به نماز خواندن تشویق کند. اما اگر با نگاهی عمیق‌تر به فیلم دقت می‌کردیم متوجه نکات روانشناسانه آن می‌شدیم. اولین ساخته «هادی مقدم‌دوست» داستان تنهایی‌های یک زن مدرن را روایت میکرد. زنی که لیلا حاتمی نقشش را بر عهده داشت و می‌خواست به کمک وبلاگ و اینترنت همه مشکلاتش را حل کند. فیلم «سر به مهر» در 30 روز اكران خود در سینماهای تهران و شهرستان‌ها به رقمی معادل 291 میلیون تومان فروش دست یافت. گیشهای ناامیدکننده برای فیلمنامهنویس «بی پولی» و «بوتیک» و بازیگر پولسازی به نام «لیلا حاتمی».

 

کارگردان کم حرف

در کارنامه فردین صاحب‌الزمانی فقط یک فیلم به عنوان کارگردان دیده میشود: «چیزهایی هست که نمی‌دانی». فیلم چند هفته مانده به نوروز اکران شد و کمترین سالن را نسبت به دیگر فیلم‌ها در اختیار داشت. فروش کلی فیلم حول و حوش صد میلیون تومان بود. بازیگران محبوبی همچون علی مصفا، لیلا حاتمی و مهتاب کرامتی هم نتوانستند کمکی به فروش فیلم کنند. شاید به این دلیل که فردین صاحب‌الزمانی نتوانست به خوبی اثرش را به منتقدان معرفی کند. او مثل کارگردان‌های دیگر خیلی اهل تبلیغات و جریان‌سازی نبود. 

 

سکوت و انفعال

منوچهر هادی در تلویزیون با «خداحافظ بچه» کلی سر و صدا به پا کرد. اما در سینما با فیلم «زندگی جای دیگری است» سکوت و انفعال دیگران را شاهد بود.  فیلمی که قصه پردازی درستی دارد و فداکاری یک مرد زندانی (با بازی حامد بهداد) را به نمایش می‌گذارد چرا نباید اکران موفقی داشته باشد؟ جواب این سوال را کسی نمی‌داند. این فیلم از سی و دومین جشنواره فجر هم دست خالی برگشت. 

 

توهم سفارشی‌بودن

در فیلم «طبقه سوم» میبینیم که دختر جوانی (پگاه آهنگرانی) پس از فرار از یک میهمانی شبانه ناخواسته وارد خانه زنی (مهناز افشار) می‌شود. بخشی از هزینههای فیلم را نیروی انتظامی تامین کرده بود و به همین خاطر خیلی از منتقدان به آن برچسب فیلم سفارشی و تبلیغاتی زدند. البته هیچ کس به این نکته توجه نکرد که «طبقه سوم» عملکرد نیروی انتظامی را هم زیر تیغ نقد می‌برد. به هر حال فیلمی که میتوانست پرمخاطب باشد را کمتر علاقهمند سینمایی است که دیده باشد.

نظرات کاربران
کد امنیتی