چرا مرتضی پاشایی اینقدر محبوب بود؟

چرا مرتضی پاشایی اینقدر محبوب بود؟

نویسنده : احسان رحیم زاده

مرتضی پاشایی به معنی واقعی با سرطان جنگید، هر چند بر سرطان غلبه نکرد اما بر ترس، بر ناامیدی و رخوت، بر سکون و انفعال غلبه داشت. حجم همدردی مردم پیش از درگذشتش و فراگیری تاثر از رفتن او برای خیلی‌‌‌‌‌ها عجیب بود. پاشایی که از زمان انتشار اولین آلبوم رسمی‌‌‌‌‌اش فقط 2 سال می‌‌‌‌‌گذرد (البته مرتضی از سال 89 ترانه‌‌‌‌‌هایی را در فضای مجازی منتشر کرده بود) طی این مدت کوتاه محبوبیت ویژه‌‌‌‌‌ای کسب کرد. اما علت این همه دوست داشته شدنش چه بود؟

 

بی‌‌‌‌‌حاشیه و متواضع

مرتضی پاشایی به شدت ماخوذ به حیا بود. برای این‌‌‌‌‌که رفتار واقعی او را بشناسید شاید برنامه دوربین مخفی امیرحسین قهرایی گزینه مناسبی باشد. وقتی که مرتضی در یک صحنه‌‌‌‌‌سازی توسط مامورین به‌‌‌‌‌خاطر ضبط یک برنامه در استودیویی غیر مجاز بازداشت می‌‌‌‌‌شود. ساکت و آرام نشسته بود و حتی وقتی بعدش فهمید چند دقیقه‌‌‌‌‌ای مقابل دوربین مخفی بوده و همه چیز سرکاری بوده بازهم همان‌‌‌‌‌طور ساکت و آرام بود. پاشایی اهل روی جلد و مصاحبه نبود. علیه دیگران موضع نمی‌‌‌‌‌گرفت و...

 

صدای پر احساس 

فارغ از مضامین ترانه‌‌‌‌‌های پاشایی این صدای پراحساس او بود که به آن ترانه‌‌‌‌‌ها هویت می‌‌‌‌‌داد، مضامین لطیف در عین حال ساده، اجرایی لطیف در عین حال قوی، از او مردی دوست داشتنی ساخته بود.

 

در دسترس بودن

پاشایی با کنسرت‌‌‌‌‌هایش، با شرکت در برنامه‌‌‌‌‌های مختلف و مراسم‌‌‌‌‌ها و... در دسترس مردم بود. ارتباط نزدیکی با مردم داشت. برای همین در شهرهای مختلف محبوبیت داشت.

 

احسان علیخانی

حضور پاشایی در برنامه تحویل سال و اجرا در کنار مهدی یراحی، و بعدش تیتراژ ماه عسل در ماه مبارک رمضان او را به مخاطب فراگیری معرفی کرد. ترانه «نگران منی» با صدای او ماندگار شد و در این بین نقش احسان علیخانی به‌‌‌‌‌عنوان تهیه کننده این برنامه‌‌‌‌‌ها پررنگ بود. 

 

یک حس عمومی

لاله و لادن را به یاد دارید؟ دخترهای شین‌آبادی را چی؟ و نمونه‌‌‌‌‌هایی از این دست، بعضی‌‌‌‌‌ها هستند که یک جامعه نگران آن‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌شود، یک کشور دوستشان دارد و به خاطر یک حس عمومی عجیب محبوبیت‌‌‌‌‌شان تصاعدی بالا می‌‌‌‌‌رود. این حس عمومی می‌‌‌‌‌تواند خیلی هم به آن آدم و توانمندی‌‌‌‌‌هایش ربط نداشته باشد. می‌‌‌‌‌تواند ناشی از این باشد که مردم دوست دارند نشان دهند کنش‌‌‌‌‌گر هستند و فعال. می‌‌‌‌‌تواند ناشی از این باشد که موج‌‌‌‌‌های احساسی گاهی آن‌‌‌‌‌قدر غالب می‌‌‌‌‌شود که بعضی آدم‌‌‌‌‌ها مثل پیروی از مد به دنبالش می‌‌‌‌‌روند. از طرفی فقط نباید مردم را در این‌‌‌‌‌که عکس العمل‌‌‌‌‌شان در برابر یک اتفاق گاهی خیلی اغراق شده است مواخذه کرد، در آن‌‌‌‌‌چه امروز جامعه تبدیل به آن شده رسانه‌‌‌‌‌ها، حاکمیت و خیلی عوامل بیشتر و جلوتر از مردم دخیل بوده‌‌‌‌‌اند، این تخلیه روحی، این خرج کردن احساس و حضور در جایی که چندان لازم نیست، این رفتار هیجانی و... تا حدودی شبیه خوشحالی مردم بعد از تساوی مقابل نیجریه و باخت از آرژانتین است. محترم است اما قابل تامل و تنها مردم عامل تعیین کننده‌‌‌‌‌اش نبودند.    

نظرات کاربران
کد امنیتی