برای کتاب خوان شدن از کجا شروع کنیم؟

برای کتاب خوان شدن از کجا شروع کنیم؟

نویسنده : مریم ملی

تشبیه کنیم خیلی بی راه نرفته‌ایم. دوستی که همیشه حرفش همه جا هست ولی پای عمل که به میان می‌آید، اصلا نمی‌دانیم باید چه کار کنیم و ترجیح می‌دهیم با توجیه و کارهای بیخودی توجیهش کنیم. کتاب برای‌مان یار مهربان است و بسیار هم دانا و خوش بیان، اما معمولا نه وقتش را داریم نه هزینه خریدش را. این روزها که دیگر تز جدیدمان هم این است که ما احتیاجی به خواندن کتاب نداریم و کتاب مال فلان دسته و فلان گروه سنی است...

خلاصه ماجرای ما و کتاب تبديل شده به کلیشه‌ای که دیگر تازگی ندارد. حالا ما می‌خواهیم در اين مطلب روش‌ها و نگاه تازه‌تری برای دوست داشتن کتاب به شما معرفی کنیم. 

سراغ با تجربه‌ترها بروید

با کسانی که اهل کتاب هستند صحبت کنید و بخواهید که راهنماییتان کنند. مثلا کتاب فروشهای کار درستی که حرفه‌ای این کار هستند و از کتاب‌های فروشگاه‌شان اطلاعات نسبی خوبی دارند و اهل مطالعه هم هستند کمک بخواهید تا هم سلیقه‌تان را بیشتر بشناسید و هم کم‌کم با دنیای کتابهای مختلف آشنایتان کنند. بد نیست مثل شازده کوچولو دنبال یک دوست خوب هم بگردید. یک دوست که کتابخوان باشد و بدانید که خیلی بهتر و بیشتر از شما می‌داند.

 

از کتاب‌هایی که دوست‌شان دارید شروع کنید

خدا وکیلی یک چیزی را همین ابتدای کار بگویم تا سنگ‌های‌مان را با هم وا کنیم. کتاب، مثل لباس مارکدار و ماشین و فلان مدل گوشی نیست که از روی چشم و هم چشمی بخواهیم کتاب‌خوان شویم و سری در سرها در بیاوریم. اگر واقعا هنوز نیاز کتاب خواندن را در خودتان حس نکرده‌اید، بهتر است واقعا برای این‌که این دغدغه را پیدا کنید روی خودتان کار کنید. کتاب را برای خودتان و با صداقت کامل انتخاب کنید و بخوانید. دانستنی‌ها و تجربه‌هایی که با کتاب به شما منتقل می‌شود، باید برایتان خوشایند باشد و دوستش داشته باشید، نه اینکه مدام زجر بکشید که ای بابا این هم شد موضوع... 

 

کتاب، هندوانه نیست!

موقع خرید کتاب توی کتابفروشی، اگر کتابی چشم‌تان را گرفت بدون معطلی بر داریدش و نگاهی به آن بیندازید. کتاب مثل هندوانه نیست که بخرید و بیاورید خانه و تازه بفهمید اشتباه کرده‌اید. چند خطی را بخوانید و تورقی بکنید تا حدود محتوا دستتان بیاید. گاهی یک تیتر جذاب روی کتاب ممکن است گمراهتان کند و بعد از خواندن یک صفحه بفهمید، اصلا محتوا و تیتر ربطی به هم نداشته‌اند و این محتوا در علاقه‌مندی‌های‌تان نمی‌گنجد. 

 

کم حجم‌های جذاب

گزینه‌های مناسب شروع

از خودتان انتظارهای عجیب و غریب نداشته باشید. مثلا این‌که اگر اصلا اهل کتاب نبوده‌اید و حالا تصمیم گرفته‌اید بخواهید همین فردا «جنگ و صلح» تولستوی یا تمام جلدهای «کلیدر» محمود دولت‌آبادی را بخوانید و اگر نتوانستید پس قید کتاب خواندن را بزنید! بهتر است اول از کتاب‌های کم حجم‌تر شروع کنید، مثلا اگر شعر دوست دارید، چه بهتر که سراغ هایکوها و شعرهای کوتاه بروید و اگر علاقه‌مند داستان هستید از داستانک‌ها و مینیمال‌های خوب شروع کنید. کتاب‌های کوچک فلسفی و علمی و ... هم در کتاب فروشی‌ها پیدا می‌شوند که می‌توانند توجه‌تان را جلب کنند. شما مثل کودکی که آرام آرام معده‌اش با غذاهای مختلف آشنا می‌شود با موضوعات و محتواهای مختلف ارتباط می‌گیرید و کم کم سلیقه‌تان شکل مطلوبی به خودش می‌گیرد.

هدیه‌هایی که کتاب به ما می‌دهد
نيازهاي متعالي مثل «جاناتان یک مرغ دریایی»
یکی از دوستان می‌گفت همان طور که در کتاب «جاناتان، یک مرغ دریایی»  قهرمان داستان که همین جاناتان باشد مدام دوست داشت با بقیه یک فرقی داشته باشد و بیشتر به پرواز فکر کند تا کارهای روزمره و شکار، بیشتر ما هم همان طوریم. حتی در بین پرنده‌ها و موجودات دیگر هم علاقه به دست پیدا کردن به سطوح بالاتر و تعالی بیشتر دیده می‌شود. آدم‌های اهل کتاب هرچه قدر که زمان می‌گذرد نیازها و دغدغه‌های شان متعالی‌تر می‌شود و بیشتر رشد می کنند. این چیزی است که به وضوح می‌توانید اطرافتان ببینید. توی هر جمعی به سادگی می‌شود فرق کسی که اهل تامل و مطالعه است با کسی که این طور نیست را فهمید. کتاب فکر شما را بزرگ می‌کند و کمک می‌کند به دغدغه‌ها و مسائل بزرگتر از روزمرگی‌های‌تان فکر کنید و کم کم به شناخت برسید. یا به عبارتی بعد از مدت‌ها تبدیل به کسی بشوید که برای خودش به اصطلاح صاحب فکر است. 
تجربه آينده مثل يك ماشين زمان
دقیقا به خاطر ندارم چه فیلمی بود اما قهرمان آن فیلم در جایی با آب و تاب از فرانسه می‌گفت، از خیابان‌های پاریس و سنگ فرش‌های خاصش از غروب‌های هیجان‌انگیز و منظره‌های با شکوهش که یکی از او پرسید پس تو حتما پاریس بوده‌ای که این قدر خوب آنجا را توصیف می‌کنی، در حالی که قهرمان داستان هرگز پایش را از روستای کوچکی که در آن زندگی می‌کرد بیرون نگذاشته بود و همه آنچه درباره پاریس می‌دانست را توی یک داستان فرانسوی خوانده بود. تجربه‌ای ارزان که خیلی راحت می‌شود به دستش آورد. شاید هیچ جور دیگر تجربه‌هایی که با کتاب پیدا می‌کنید را کسب نکنید. اطلاعاتی که از سال‌های خیلی دور و از تاریخ کسب می‌کنید یا آشنا شدن با تخیلاتی که شکل و شمایل پیشرفت‌های آینده را پیش‌بینی می‌کنند، یا نشستن پای حرف‌های محبوب‌ترین شخصیت زندگی‌تان، می‌خواهد مذهبی باشد یا فلسفی و هنری. 
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
گپ وگفتی با «پیمان خاکسار»، مترجمی که در بازار کساد نشر کارهایش با استقبال مواجه می‌شود

از تدوین «شیار ۱۴۳» تا ترجمه «جزء از کل»

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات