سینما روی دور کُند
درباره فیلم‌هایی که ریتم کندی دارند و خواب خوشی را برای شما آرزو می‌کنند

سینما روی دور کُند

نویسنده : محیا فرجی

اگر در سالهای اخیر حتی به عدد انگشتان یک دست تجربه سینما رفتن داشته باشید حتما برایتان پیش آمده که در حال دیدن فیلم کم‌کم چشمهایتان گرم شده و احساس خستگی و خواب آلودگی شدیدی شما را فراگرفته باشد، به حدی که دلتان میخواسته از آقای سینما خواهش کنید کمی صدای فیلم را کم کند تا مزاحم خوابتان نشود! گاهی هم که محض رفع بدن درد بر روی صندلی خود اندکی جابهجا شده و نگاهی به اطراف انداختهاید با تماشاگرانی مواجه شدید که وضع بهتری از شما نداشتهاند. در 3-2 سال اخیر فیلمهای بسیاری بر روی پرده سینماها آمدهاند که قدرت همراه کردن مخاطب با داستان خود را نداشته و از اواسط یا در بعضی موارد همان اوایل فیلم ارتباط مخاطب با ماجرا قطع شده است. ریتمهای کند و روایتهای کشدار آفتی است که در این سالها دامن نه فقط فیلمسازان جوان و تازه کار که بسیاری از کارگردانان قدیمی و اسم و رسم‌دار سینمای ما را گرفته است. در این مطلب به بهانه اکران چند فیلم نسبتاً کسل کننده که ریتم خوبی ندارند مثل «امروز»، «بیداری ...»، «میهمان داریم» و... علل این ماجرا و مصادیق خاص آن را بررسی میکنیم.

 

فیلمهای گازوئیلی

ریتم در یک اثر سینمایی متاثر از عوامل مختلفی همچون فیلمنامه، تدوین، کارگردانی و... است که ضعف هر کدام از این عوامل میتواند به اثر آسیب بزند. نکته مهمی که باید در نظر گرفته شود این است که ریتم کند به خودی خود ایراد محسوب نمیشود، بلکه مسئله اصلی تناسب ریتم با درون مایه اثر است. مشکل از آن جایی شروع میشود که کارگردانان سینمای ما باور ندارند که سرعت پیشرفت اثر مهمترین عامل در میزان کشش داستان برای مخاطب است و بارها پیش آمده که کارگردان مطرحی مانند میرکریمی در مصاحبههای خود اعلام کرده است که «فیلمهای من گازوئیلی هستند، دیر روشن میشوند». البته فیلم «امروز» آخرین ساخته میرکریمی نشان داد که او میتواند فیلمی بسازد که موتورش کلاً روشن نشود. سینمای ما پر شده از فیلمهایی همچون شب، مرگ کسب و کار من است، آدم، به همین سادگی، زندگی خصوصی آقا و خانم میم، بیست، پنج ستاره و ... که مخاطب را در انتظار دیدن یک سکانس طلایی نگه داشته و در این میان انبوهی از جزئیات غیر ضروری و صحنههای ملال‌آور را به خُرد مخاطب میدهند که حذف آنها هیچ تاثیری بر روند فیلم ندارد؛ صحنه¬هایی همچون خیره شدن بازیگران زن به آینه یا رانندگی مردان در خشم و سکوت. نتیجه آن که حتی اگر تماشاگر مدت زمانی سالن سینما را ترک کند پس از بازگشت چیزی از خط اصلی داستان را از دست نداده است. متاسفانه در میان همین نوع فیلمها هستند آنهایی که تماشای کامل فیلم با تماشای تیزر آن توفیر چندانی ندارد!

 

فیلم کوتاه یا رمان

یکی از دلایل اصلی نامناسب بودن ضرباهنگ بسیاری از فیلمهای ایرانی در ضعف فیلمنامه نهفته است. سوژهای که به عنوان ایده مرکزی فیلمنامه در نظر گرفته میشود کشش لازم برای تبدیل فیلم به یک اثر بلند سینمایی را ندارد. از این رو ما با فیلمهای کوتاهی رو به رو هستیم که به ضرب پلانهای طولانی، ورود و خروج شخصیتهای پرشمار و دیالوگهای خنثی میخواهند به یک فیلم بلند تبدیل شوند. به عنوان مثال فیلم «سر به مهر» ساخته هادی مقدم‌دوست داستانی تک خطی دارد: «دختر جوانی تصمیم دارد که نماز بخواند اما از تمسخر دیگران میترسد». حالا کارگردان وظیفه دارد این یک خط داستان را حدود 90 دقیقه کش بدهد و همان طور که دیدیم فیلم پر بود از پلانهای نشستن شخصیت اصلی فیلم در ایستگاه اتوبوس یا صحنههای وبلاگ نویسیاش. ناگفته نماند که بسیاری از فیلمنامهها نیز اساساً به درد مدیوم سینما نمیخورند و بیش‌تر مناسب چاپ در قالب رمان میباشند بهخاطر اینکه کتاب فضای بهتری برای توصیفات یا گفت وگوهای طولانی در اختیار نویسنده قرار میدهد. 

 

ریتم در سینمای جهان 

امروزه ریتم کندشونده در سینمای مدرن جهان کاربرد فراوانی پیدا کرده است تا احساسات کاراکترها و موقعیت دراماتیک فیلم در بستری از زمان حل شده و تماشاگر به آرامی آنها را درک کرده و مجال اندیشیدن به مفاهیم فیلم را داشته باشد. اما نکتهای که کارگردانان سینمای ایران نادیده گرفتهاند این است که الزاماً استفاده از ضرباهنگ آهسته و تلاش برای گرفتن بازی‌های زیرپوستی و درونی از بازیگران، فیلم را به اثری مدرن تبدیل نمیکند، بلکه فیلم باید واجد شاخصه‌های یک اثر مدرن همچون تمرکز بر شخصیتها، روایتهای سوبژکتیو و ذهنی، پایان‌بندی غیرقطعی و ... باشد. البته قبل از آن باید به این سوال پاسخ داد که سینمای مدرن چه ارجحیتی بر سینمای کلاسیک و آثار روشنفکرانه چه برتری بر آثار سینمای بدنه و مردم‌پسند دارند که کارگردانان ما با هر دستاویزی سعی در سوق دادن فیلمهای خود به سمت سینمای هنری یا آن طور که این سالها باب شده، سینمای مخاطب خاص دارند.

 

دو پیشنهاد کوچولو

در این بخش دو فیلم، یکی متعلق به موج نوی فرانسه و دیگری متاثر از این جنبش را به شما معرفی میکنیم تا با دیدن آنها از تناسب کامل ریتم و محتوا لذت کاملی ببرید. اولی «سرگذشت آدل اچ» ساخته فرانسوا تروفو که داستان واقعی عشق پرشور آدل هوگو، دختر ویکتور نویسنده مشهور فرانسوی به یک افسر ارتش است. فیلم با ریتم ملایم خود به مخاطب فرصت همراهی با شخصیت آرام و شکننده آدل و تامل در سرگذشت وی را میدهد. فیلم دوم «بانی کلاید» به کارگردانی آرتور پن ماجرای زندگی زوج گانگستر آمریکایی را روایت میکند که ریتم تند آن کاملاً با زندگی پر هیجان و سرشار از تعقیب و گریز شخصیت‌های اصلی داستان هماهنگی دارد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
نیلوفر نوری
نیلوفر نوری
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
توضیح و تحلیل خوبی بود. و بهترین قسمتش اینه که بعد از نقد های مختلف نمونه های خوب رو هم معرفی کردید. موفق باشید
پربازدیدتریـــن ها
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای زنان علیه زنان

وقتی برای زنان هم، زن و مرد دارد!

٩٥/١٢/٠٥
شاخ هفته

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠٥
کافه جهان نما

لندن، شهر رمز و راز و باران در دل جزیره

٩٥/١٢/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و مشاهده بشقاب پرنده در آسمان

٩٥/١٢/٠٥
مینیمال

روز مهندس مبارک!

٩٥/١٢/٠٥
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١٢/٠٥
گپی با برگزیدگان مشهدی جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در یک شب برفی

کاش مسئولان، اندازه مردم به تئاتر توجه داشتند

٩٥/١٢/٠٥
چهره هفته

کمدی-تراژدی کاندیداتوری بقایی

٩٥/١٢/٠٥
نامه‌های دلبرانه‌ای که امروز در قالب‌کتاب به دست ما رسیده‌اند

از... به...

٩٥/١٢/٠٥

فراز و فرودهای ادبیات عاشقانه از دیروز تا امروز

٩٥/١٢/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 476

٩٥/١٢/٠٥
شگرد خفن

ویژگی جدید تلگرام ویندوزی

٩٥/١٢/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 476

٩٥/١٢/٠٥

شغل: «دوستت دارم» نویسی

٩٥/١٢/٠٥
روی پرده

نه خوب، نه جلف؛ متوسط!

٩٥/١٢/٠٥
جارچی

جارچی 476

٩٥/١٢/٠٥
به بهانه تغییر وزن‌های متوالی یکی از پلنگ‌های جویبار که این‌بار در فینال جام‌جهانی ضربه فنی شد

یزدانی به جای یزدانی!

٩٥/١٢/٠٥
درباره عاشقانه نوشت‌ها و بلایی‌که ما آدم‌های عصر جدید بر سرشان آورده‌ایم

عاشق is typing...

٩٥/١٢/٠٥
درباره تاثیر چرخ گردون بر عاشقانه نویسی‌های ما

از صدای سخن عشق...

٩٥/١٢/٠٥
مینی ها

مینی 476

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات