عشق به پیراهن در حد شعار!
چرا در ایران بازیکن با حضور طولاني در یک تیم کم داریم؟

عشق به پیراهن در حد شعار!

نویسنده : مازیار حکاک

اگر هنوز در باشگاه‌های خارجی بازیکنانی هستند که عمر فوتبالی‌شان را برای تیم محبوب‌شان صرف کرده و می‌کنند، این مسئله علی‌رغم حساسیت بالای هواداران در کشور ما در حال رنگ باختن است. در این مطلب نگاهی ریشه‌ای داریم به علت‌هاي رنگ باختن این موضوع در بین بازیکنان ایرانی و لطمه‌هاي احتمالی که ممکن است در سال‌های آینده با توجه به فرهنگ ایرانی به فوتبال‌مان وارد شود.

 

چرا تعصب مهم است؟

تا قبل از دهه هشتاد که تیم‌های شهرستانی بتوانند در مقابل تیم‌های تهرانی قد علم کنند، فوتبال ایران به دو تیم سرخابی و هواداران دو آتشه‌اش خلاصه می‌شد. از این حیث بازیکنان مستعدی که برای یکی از این دو تیم جان بدهند و حضور در یکی از دو تیم رویای‌شان باشد به وفور دیده می‌شد. به همین خاطر ترکیب تیم ملی در آن سال‌ها منتخبی از استقلال و پرسپولیس بود. هر چند بودند بازیکنانی که سابقه بازی در دو تیم را پیدا کردند، اما تعدادشان اندک بود و اسطوره‌ها کسانی بودند که تمام عمر بازی‌شان را در یک تیم حضور داشتند. آن قدر این مسئله در روح بازیکنان آن موقع جاری و ساری بود که حتی بعضا پیشنهاد لژیونر شدن و دستیابی به مبالغ زیاد را به خاطر کمک به تیم محبوب‌شان رد می‌کردند. برای هواداران سرخابی هم چیزی مهم‌تر از این نبود كه بازیکن خوب در اوج، انتخاب اول و آخرش تیم محبوب آن‌ها باشد. اگرچه مسئله تعصب امروز در فوتبال ما رنگ باخته و به جز یکي دو استثنا از بازیکنان امروزی باید بازیکنان خارجی را مثال بزنیم، اما به واقع عشق به پیراهن و تعصب در فرهنگ فوتبالي ما و همه دنيا از اهمیت بسیار بالایی برخودار بوده و هست، اصولا يكي ازشيريني‌ها فوتبال و هواداري از يك تيم همين است كه تيم و پيراهن محبوبت قهرمان داشته باشد. براي هواداران دو آتشه بازيكنان مانند يك لشكر هستند كه به دشمن كه همان تيم رقيب باشد حمله مي‌كنند و به مانند يك ارتش، فاتح ميدان‌ها مي‌شوند. آن وقت شما هوادار با اين خيال‌هاي رويايي را در نظر بگيريد وقتي مي‌بيند فرمانده يا سرباز تيمش به دشمن پيوسته؟

 

عشق پیراهن اولویت بعد از پول

عشق پیراهن و تعصب از زمان ورود پول به فوتبال رنگ باخت اما این ورود بی‌حساب و کتاب تنها دلیل جدایی بازیکنان و رنگ به رنگ عوض کردن پیراهن نیست. در واقع اگر خواسته باشیم انگشت اتهام را به سمت بازیکنان نسل جدید بگیریم تنها دلیل برای آن ها پول است. اما در گذشته اختلافات یا عقده‌جویی‌ها دلیل اصلی پشت کردن به تیم بود. نوعا بازیکنی با مربی یا کاپیتان تیم درگیر می‌شد و فصل بعد قید تیم را می‌زد. اگر به دنبال تلافی بود به تیم دشمن می‌رفت وگرنه مسیر خودش را در تیم‌های دیگر ادامه می‌داد تا عمر فوتبالی‌اش به پایان برسد. در کنار این بعضی اوقات باشگاه بازیکن را نمی‌خواست و عوامل مختلف علت این نخواستن بود. به عنوان مثال اعتراض جمعی بازیکنان پرسپولیس در دوره اکبر غمخوار علت اصلی کنار گذاشتن بسیار از پرسپولیسی‌ها بود یا حضور استقلالی‌ها در مهمانی معروف آن سال‌ها هم باعث شد بازیکنان این تیم در پایان فصل خیلی محترمانه از تیم كنار گذاشته شوند. در کنار این‌ها عدم ثبات مدیریت در باشگاه‌های ایران هم یکی از دلایل اصلی تغییرات زیاد در تیم‌ها و فراموش شدن تعصب بوده است. وقتی باشگاه‌های محبوب ایران در بعضي فصل‌ها، 3-2  مدیرعامل عوض کرده‌اند و تعداد زیادی مربی را به خود دیده‌اند، طبیعی است بازیکنان سال به سال عوض شوند و هر سال تیمی جدید جایگزین تیم سال گذشته شود.

 

پیراهن‌های رنگ رنگی!

شاید عده‌ای بحث تعصب را برای فوتبال امروز با نگاه حرفه‌ای برنتابند اما ماجرا وقتی دردناک می‌شود که فکر کنیم نسل امروز طرفداران سرخابی بازیکنان متعصبی نظیر کریم باقری، علی کریمی، علیرضا منصوریان و فرهاد مجیدی را نمی‌بینند. کافی است به سر و شکل تیم‌های استقلال و پرسپولیس در این روزها نگاه بیاندازیم. هیچ بازیکنی عشقش پیراهن این دو تیم نیست و تقریبا نمی‌توان کسی را پیدا کرد که بتواند جای اسطوره‌ها را بگیرد و چه بسیار بازیکنانی که به گفته خودشان شب‌ها با پیراهن تیم استقلال و پرسپولیس می‌خوابیده‌اند اما امروز به خاطر ارقام ميلیاردی برای تیم مقابل توپ می‌زنند. حتی تیم‌های شهرستانی هم کمتر بازیکنی دارند که اسطوره شهرشان به تیم متعهد باشد. از آن دردناک‌تر این که امروز بازیکنان این تیم‌ها و تیم‌های ریشه‌دار شأن پیراهن را حفظ نمی‌کنند و هر اتفاقی در درون یا بیرون مستطیل سبز دلیل بی‌احترامی و حرمت شکنی آن‌هاست!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره فردوسی و ادبیات حماسی به مناسبت روز بزرگداشت این شاعر نامی

حکیم زبان فارسی

٩٦/٠٢/٢٨
کافه جهان نما

چین، سرزمین دیوار بلند اعتماد

٩٦/٠٢/٢٨
برگزیده سایت

اضافی‌ها را قیچی کنید!

٩٦/٠٢/٢٨
گزیده‌هایی درباره بهداشت فردی در فصل گرم

خرده جنایت‌های شهروندی!

٩٦/٠٢/٢٨
جارچی 486

اندر حکایت فردای انتخابات

٩٦/٠٢/٢٨
دات کام

روباتی برای نجات حجم اینترنت‌شما

٩٦/٠٢/٢٨
شاخ هفته

روزی روزگاری وبلاگ نویسی

٩٦/٠٢/٢٨
یادداشت شفاهی

مردم هنوز هم به ادبیات‌حماسی نیازمندند

٩٦/٠٢/٢٨
شگرد خفن

نکات طلایی مرورگر که تا به حال نمی‌دانستید

٩٦/٠٢/٢٨
درباره الکساندر نوری که به یکی از شگفتی‌های امسال بوندس لیگای آلمان تبدیل شده است

نور علی نور!

٩٦/٠٢/٢٨
مینی‌ها

مینی 486

٩٦/٠٢/٢٨
کوتاه و خودمانی درباره این‌که چرا شرکت در انتخابات خیلی خیلی خیلی مهم است

می‌سازمت به رای

٩٦/٠٢/٢٨

ایران، یک کیس خاص

٩٦/٠٢/٢٨
جالباسی

دمپایی‌های الماس نشان!

٩٦/٠٢/٢٨
مینیمال

شورای خوشگل‌ها

٩٦/٠٢/٢٨
گفت‌وگوی جیم با «رضا علیپور» قهرمان سنگ نوردی جهان

خوشحالم توانستم رکوردی را به نام ایران ثبت کنم

٩٦/٠٢/٢٨
خیلی کوتاه و مختصر درباره دلایلی که رای دادن را لازم می‌کند

يك رد گزينه جمع و جور!

٩٦/٠٢/٢٨
وقتی «کافه بازار» جای نفس کشیدن به رقبایش را نمی‌دهد حتی اگر بهتر باشند

#فروشگاه_اندرویدی

٩٦/٠٢/٢٨
پایان‌نامه

پنج‌شنبه چه بنویسم

٩٦/٠٢/٢٨

«رای دادن» لازم است ولی کافی نیست

٩٦/٠٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات